شما اینجا هستید: Homeتحلیلعراق و دوران گذار

عراق و دوران گذار

علی ساجد : کارشناس ارشد مطالعات غرب آسیا

 سیالیت و تحولات بنیادین به همراه تلاطم و عدم ثبات از الزامات و اقتضائات دوره‌ی گذار در عرصه سیاسی و اجتماعی است. عدم امکان تحلیل پدیده های این برهه بر اساس مبانی و چارچوبهای مرسوم گذشته و عدم امکان تهیه برآورد دقیق از غایت تحولات جزء ویژگی‌های این مرحله خواهد بود.

هر چند شاید بتوان گفت که تحولات این دوره در خارج از الگوهای نظری روابط بین الملل روی می دهد اما در عین حال می توان خود وضعیت و الزمات این دوره را همانند سیالیت، تلاطم و بی ثباتی و ...، ضوابط و مقررات نانوشته اما ذاتی آن تلقی کرد. تحولات بین المللی بویژه در خاورمیانه را به همراه سناریوهای قدرت های منطقه‌ای و فرامنطقه ای باید در این قالب مورد بررسی و اهتمام قرار داد.

در فرایند گذار بعنوان مرحله‌ انتقال از یک ثبات و نظم فرتوت به یک نظم جدید، عزم و اراده بازیگران موثر در این دوره برای پایان بخشیدن بدان تاثیر فوق العاده دارد و همچنین جهت گیری های فرهنگی و سیاسی و اقتصادی در تعیین مسیر گذار اهمیت دارد و متقابلا نیز منافع مختلف سیاسی و فرهنگی و اقتصادی و حتی ایدئولوژیک به چگونگی سیر این برهه تاثیر گذار خواهد بود.

آغاز مرحله فعلی گذار را که خاورمیانه در حال سپری کردن آن است، باید معلول چند عامل دانست.

  1. وقوع یک انقلاب ایدئولوژیک در منطقه با محوریت ایران و صدور آن به کشورهای منطقه که در نهایت منجر به بروز چالش در بسط هژمونیک گفتمان های رایج سکولار گردید. این انقلاب علاوه بر ایجاد چالش در سطح نظری و نرم افزاری، با حمایت از گروههایی در مناطق مختلف و پس از نظام سازی خود، در بعد سخت افزاری و نظامی نیز سازوکارهای روابط واحدهای سیاسی منطقه و حتی جهان را وارد مرحله‌ جدید کرد.
  2. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بعنوان یکی از دو قطب نظم پیشین و بروز خلأ که نظام تک قطبی قادر به پوشش آن نشد.
  3. ضعف در نظام های ایدئولوزیکی همچون لیبرالیسم که کارایی لازم جهت پاسخگویی به نیاز جوامع دین مدار خاورمیانه نداشته است و علیرغم توسعه در دو بعد آموزش و رسانه، باز شاهد گرایش به نظامهای فکری بومی در جوامع مورد اشاره بوده ایم.

کشورهای عربی از جمله عراق را باید نمونه بارز جوامع در حال گذار محسوب کرد که فراز و نشیبهای فراوانی را در یک قرن اخیر و پس از تاسیس، جهت رهایی از یک نظام سیاسی سنتی طی کرده است. عموما بررسی رویدادهای مهم تاریخ معاصر عراق از آن روی که هر یک از آنها پیامدها و تاثیرات مهم سیاسی اجتماعی در این جامعه داشته‌اند ضروری خواهد بود.

بررسی مرحله گذار در تاریخ معاصر عراق را باید از جنگ جهانی اول و فروپاشی امپراطوری عثمانی و ترسیم مرزهای سایکس پیکو و تشکیل عراق جدید آغاز کرد. عراق پس از تشکیل بعنوان یک کشور تا 1923 تحت قیمومیت انگلیسی‌ها اداره می‌شود. و تا سال 1958 که با کودتایی خونین حکومت پادشاهی ساقط می شود، تغییرات پی در پی دولت ها نشان از بی ثباتی سیاسی این کشور نوپا دارد. روی کار آمدن حزب بعث، آغاز جنگ این کشور علیه ایران، انتفاضه شعبانیه، حمله آمریکا به عراق و سرنگونی صدام و تلاطم های سیاسی و امنیتی عراق را باید از پیامدهای مرحله گذار این کشور در سایه عدم وجود یک نظام سیاسی مقتدر برآمده از بستر اجتماعی جامعه عراق دانست.

تشکیل گروههای نظامی جهت آزادسازی خاک عراق از اشغال تروریست های داعش را باید نمونه خیزش و اتحاد جامعه عراق متشتت محسوب کرد که در مرحله گذار این کشور یک امتیاز مثبت برای ایجاد همگرایی ملی خواهد بود. با پایان اشغالگری تروریست ها در عراق، فصل نوین دیگری از پروسه گذار در عراق در حال سپری شدن است که باید تلاش گروهها و جریانات داخلی این کشور و همچنین رقابت سایر قدرت های منطقه‌ای و بین‌المللی برای کسب فضای بیشتری در فعالیت‌های آتی در این کشور را در این قالب تفسیر نمود.

 

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل