شما اینجا هستید: Homeتحلیلجهانی شدن و اسلام در خاورمیانه

جهانی شدن و اسلام در خاورمیانه

دکتر محمد رضا دهشیری

بیست ودومین هم اندیشی علمی تخصصی گروه مطالعات روابط بین الملل

سلسله مباحث ابهام درخاورمیانه

گرد آوری و تدوین:لیلا طباطبایی/امیر مقدمی

در تفاوت بین جهانی شدن ( Globalization ) و جهانی سازی ( Globalism) در آن است كه جهانی شدن به عنوان یک فرایند و جهانی سازی به عنوان یک پروژه قلمداد مي شود.
 با توجه به ساختار منطقه خاورمیانه که یک ساختار بسته است و منجر به منطقه گرایی بسته در منطقه خاورمیانه شده است، به نظر مي رسد كه تلقي اكثريت دولت هاي خاورميانه از اين پديده معطوف به تلقي جهاني سازي از آن است كه به دلیل عدم تعاملات فرامنطقه ای در خاورمیانه و بسته بودن خاورمیانه بیشتر در این منطقه با رویکرد تقابلی مواجه هستیم .
نکته ديگر مربوط به نوع اسلامی است که در خاورمیانه با آن مواجه هستیم ، اگر اسلام ، اسلام شمول گرایانه باشد یعنی اسلامی باشد که به دنبال یکپارچگی جهان است ، باورهای قومی را نفی می کند و خارج از مرزبندهای جغرافیايی حقیقت شریعت را تبیین می نماید و رویکرد فراملی و نگرش وحدت گرایانه دارد، این اسلام با جهانی شدن به عنوان یک فرایند تعامل خواهد کرد و اما اگر با اسلام انحصارگرایانه روبرو باشیم که بیشتر بر باورهای قومی و قبیله ای و محلی و تمایزات هویتی تاکید می کند با رویکردی تقابلی و تدافعی با جهان سرمایه داری و غرب روبرو خواهیم شد.
این تفکر جهانی شدن را در واقع به مثابه پروژه و جهانی سازی می بیند و آن را به معنای تثبیت مرکزیت قدرت غرب قلمداد  و با مرزبندي بین دارالاسلام و دارالکفر ، نوعي واکنش رادیکال از خود بروز می دهد. بنابراین تقابل اسلام خاورمیانه اي با جهانی شدن متاثر از دو واقعيت منطقه گرایی بسته در خاورمیانه و اغلبيت اسلام انحصارگرایانه و بنيادگراست ، که بیشتر در کشورهای عرب منطقه خاورمیانه نمود دارد و منجر به رویکرد تقابلی به جای رویکرد تعاملی با پدیده جهانی شدن در خاورمیانه شده است. در خصوص شقوق مختلف اسلام در خاورميانه مي توان اظهار داشت كه اسلام سلفی سنتی بیشتر بر آموزه های وهابیت استوار است به گونه اي که معتقد به عقل ستیزی ،رادیکالیسم در روش ،حجیت بازگشت به سلف صالح ، نفی شفاعت و نوعي رویکرد نقل گرایانه از اسلام است
از رویکردهای تجدید گرایانه می توان به سلفی اصلاحی و یا نوسلفی گري اشاره كرد که مظهر آن اخوان المسلمين است ، از ان لحاظ که  رویکرد اخلاقی و محافظه کار را دنبال میکند و هدف آن نفي جاهلیت و ایجاد حکومت اسلامی و تاکید بر یک جمعیت پیشتاز برای نوزایی اسلامی است، نوعی دیگر از اسلام تجدد گرایانه ، نگرش شيعي  بر اساس اسلام سیاسی مبتنی بر مردم سالاری دینی با رویکرد دموکراتیک و مسالمت گرا و پويايي اجتهاد است که این تلقی از اسلام سیاسی در کتاب قبله عالم (the center of universe)گراهام فولر نیز مورد توجه قرار گرفته و از به عنوان یک رویکرد اسلامی دموکراتیک نام برده  شده است .
رويكرد تشيع به اسلام سياسي با رویکرد دیگر از اسلام تجدد گرایانه ،يعني اسلام گرایی تمدنی که در زبان عربی به (الاسلام الحضاري) معروف است نزديك است به گونه اي که از رویکردی میانه رو و خرد گرا مبتني بر اسلام رحمانی برخوردار است و برخی  از آن  به عنوان پسااسلام گرایی یاد می کنند .
اسلام گرایی سکولار نیز نوعی دیگر از اسلام تجددگرایانه است که درکشورهايي همانند ترکیه به عنوان رویکرد حاکمیتي با لعاب نوعثماني گري دنبال می شود . رويكرد ديگر اسلام بنیادگراست كه بیشتر از تفکر سلفی گری نشات میگیرد و ریشه های آن به اندیشه های ابن تيميه باز میگردد. چندین مدل سلفی گری در این رویکرد مشاهده میشود یکی سلفی جهادی که مظهر آن القاعده  است که  تفسیر رادیکال از شریعت به عمل میاورد و مبارزه با دشمن بزرگ يعني امريكا را مقدم مي دارد. رويكرد دیگر سلفی تکفیری میباشد که مظهر آن داعش است که شیعه را دشمن نزدیک و غرب را دشمن دور قلمداد میکند.
بنابراین مجموعه ای از قرائتها از اسلام در خاورمیانه در حال نقش آفرینی است. پديده اي که به عنوان تهدید در خاورمیانه مورد توجه قرار گرفته است ، اسلام بنیادگراست ، که مظهر آن داعش است به نحوي که باعث به وجود آمدن مشکلات عدیده در منطقه خاورمیانه شده است .
شايان ذكر است كه اسلام تمدني در جمهوري اسلامي ایران معتقد به پیوند دین و مدرنیته است و با مظاهر مدرنیته تعارضی ندارد ، و خط قرمز ان اينست که مبادا جامعه به سمت استحاله فرهنگی از درون به پیش رود وگرنه بهره گيري از فناوری نوین اطلاعاتی و ابزارهای نوین ارتباطی همواره مورد توجه آن بوده است. قرائت مزبور از اسلام توانسته است با مدرنیته تعامل برقرار کند. رویکرد مزبور از اسلام یک رویکرد تمدنی محسوب مي شود. تفاوت بین رویکرد  تمدني با ایدئولوژیک در این است که رویکرد ایدئولوژیک بیشتر به دنبال مقاصد سیاسی است، در حالی که رویکرد تمدنی کلیه ابعاد سیاسی ، فرهنگی ، اقتصادی ، اجتماعی ، اخلاقی را مورد توجه قرار میدهد.
در مقابل رويكرد تمدني ايران به اسلام، اسلام رادیکال و افراطی قرار گرفته است ، اسلام رادیکالی که بیشتر رویکرد تقابلی دارد و تاکید بر مقاومت های خشونت آمیز دارد ، تلاش دارد شکافهای هویتی را تشدید کند و دین را امنیتی کرده است ، به گونه اي که دین را به عنوان یک پدیده جهانی مي نگرد که گفتمان مقاومت  خشونت گرايانه و انحصاري مبتني بر قبيله گرايي و قوم گرايي را ترویج میکند.
بنابراين، نوعی پیوند بین جهانی شدن دین وجهانی شدن امنیت برقرار کرده است. الیویه روا اسلام شناس فرانسوی از این نوع رادیکال گرایی به عنوان نوبنیادگرایی اسلامی یاد مي كند که در عین اینکه خشونت را ترویج میکند سعی میکند از ابزار فضای مجازی برای مقاصد و اهداف خود مانند ترویج اندیشه ها و جذب نیرو در فضای مجازی و ایجاد رعب و وحشت با استفاده از تولید فیلم و انتشار آن استفاده كند و این اسلام جهانی شده نو بنیاد گرا،  رویکرد رادیکال  و تقابلی با غرب دارد.
"آمارتیا سن" اندیشمند هندی تبار( برنده جایزه نوبل1998) بحثی دارد درباره اینکه این اسلام رادیکال ناشی از نادیده گرفتن تکثر در هویت است ، امري كه ما اکنون شاهد آن هستیم تکوارگی هویت است ، جوامع خاورمیانه دارای هویت های متکثر و متنوع هستند ، جهانی شدن این امکان را هم فراهم میاورد که هویتهای متکثر و چند لایه ، امکان سازگاری هم با یکدیگر داشته باشند ، ولی اگر یک تلقی جزم گرا از اسلام وجود داشته باشد و فقط یک جنبه از آن مورد توجه قرار بگیرد و تکثر نادیده گرفته شود، به رغم هویتهای متکثر افراد و جوامع فقط یک جنبه هویتی برجسته میشود ، مانند اقداماتي که داعش در حال حاضر انجام میدهد که در مورد تشیع بُعد صفوی گری آن را برجسته میکنند و در مورد خود ، بُعد خشونت گرا از اسلام سنی مبني بر مقابله با دشمن عقیدتی را برجسته مینمایند و نقش خشونت را مهم تلقی مینماید. لذا تکواره نمودن هویت عامل اصلی ایجاد خشونت در خاورمیانه به ويژه در عراق و سوريه است .
 شايان ذكر است که خشونت خود به سه نوع تقسیم می شود"
▪️خشونت واکنشی که گاه و بیگاه رخ میدهد
 ▪️خشونت ایدئولوژیک که سازماندهی شده است
▪️ سوم خشونت فرقه ای است که اقدامات کورکورانه ناشی از تعصبات قبیله ای را مرتكب مي شود و خشونت داعش از اين نوع سوم است. عده ای استفاده داعش از ابزارهای خشونت آمیز برای ایجاد رعب و وحشت رابه (راهبرد مادون متعارف) تعبير كرده اند از ان لحاظ كه بر حمايت از گروههاي راديكال و نيروهاي مسلح  خشونت گرا و عمليات پنهاني وسيع و نظام مند مبتني بر غافلگيري و پيش بيني ناپذيري استوار است.
در مقابل اسلام بنیاد گرا ، پسا اسلام گرایی تلاش دارد رویکردي مسالمت آمیز از اسلام را ارایه دهد، این رویکرد معتقد است که اسلام گرایی با تفکر ایجاد خشونت شناخته شده است. پسا اسلام گرایی در پی آن است كه نوعی تطابق بین اسلام و مدرنیته ، اصلاح طلبی ، ترکیب مذهب و حقوق فردی ، ترکیب ایمان و رهایی ،پيوند بین اسلام و آزادی، تاکید بر حق به جای تکلیف، تکثر هويت به جای تکوارگی آن، نگاه متن محور به جای نگاه تاریخ محور، نگاه به آینده به جای نگاه به گذشته، نفی خشونت،  ترکیب دین با مسئولیت،  تاکید بر سازگاری اسلام و دموکراسی در چارچوب مدرنیته بومی، ایجاد آشتی بین توسعه اجتماعی و دین مداری ، که نوعی نوزایی اسلامی است ارائه دهد
آصف بیات معتقد است پسااسلامگرایی به دنبال رویکرد قانونی و انتخاباتی است تا اسلام گرایان از صندوق های رای بیرون بیايند، به تکثر هویت ها معتقد است و به نیازهای شهروندان توجه دارد. در عصری که به شهروندی جهانی معروف است و برخی عصر جدید را به عصر بیداری شهروندی (Citizen Awakening)تعبیر کرده اند ،
پسا اسلام گرایی نوعی نگاه مدنی و مسالمت گرا به اسلام با تلاش براي تلفیق مدرنیته با ویژگی های بومی جوامع اسلامی است .
واقعيت آن است كه در خاورمیانه به جای اینکه درک مشترک جمعی و بيناذهنيت هاي مشترک شکل بگیرد ، ذهنیتهای تقابلی و تنفر آمیز شکل گرفته است و همین امر باعث ایجاد نوعي روند ضد جهانی شدن در  درخاورمیانه شده است، جهانی شدنی که قرار بود منجر به نزدیک کردن برداشتهاو ایجاد برداشت مشترک انسانی نسبت به تحولات و روندهاي جاري منطقه اي و بين المللي شود اکنون ضد خود را پرورش داده است که ما حصل آن تنفر و فرقه ای گرای و تعصبات قومی  و قبیله ای است و این یکی از معضلات اسلام و جهانی شدن در خاورمیانه محسوب مي شود.
اکنون خاورمیانه را به قول یکی از نویسندگان عربی ، جهل و جنون و تکفیر احاطه کرده است. عقل عربی با سه ویژگی جهل دینی ، جنون و کژروی مذهبی و افراطی گری تکفیری شناخته مي شود و این در حالی است اسلام شیعی در تلاش است دینی را عرضه نماید که اسلام معاصر را درک کرده است و به انسان معاصر نزدیک شود ، تحول در زندگی و علم و پیشرفتهای زندگی مدرن را به نفع تعالی دینی به کار ببرد  و دین را به صورت ناظر به زندگی چند ضلعی انسان معاصر با ادبیات اقناعي عرضه کند و این تقابل فکری بین اسلام شیعی واسلام سلفی تکفیری است
واقعيت آن است كه اسلام شيعي در تعامل با فرايند جهانی شدن قرار دارد از آن لحاظ که آموزه های جهانی دارد  و جهانی شدن نیز فرایندی است که فناورهای نوین ارتباطات را براي تبيين ديدگاههاي جهان شمول و فراگير ديني در اختيار اسلام قرار می دهد. اسلام تعامل گرا نه تقابل گرا ،اسلام شمول گرا نه انحصار گرا و جهانی شدن به عنوان یک فرایند نه یک پروژه ، توان رسیدن به یک درک مشترک با یکدیگر را دارند به گونه اي كه هم اسلام بر روند جهانی شدن تاثیر مي گذارد و هم جهانی شدن بر جهان اسلام اثرگذار است.
جهانی شدن فضا را برای اندیشمندان اسلامی فراهم آورده تا اینکه بتوانند دیدگاههای خودشان را در فضای ارتباطی قرار دهند و بستر مناسبی را برای ترویج دیدگاه های آنان ایجاد کرده است، تاثیر اسلام بر جهانی شدن را می توان در آن دانست که به رغم آنكه جهانی شدن یک رویکرد تسلط گرایانه وغرب محور و رویکردی از بالا به پایین بوده است، اسلام توانسته با یک رویکرد از پایین به بالا و حتي از ميانه به ميانه بر جهانی شدن تاثیر گذارد و این یکی از عواملی است که به ظهور بازیگر جدیدی به نام منطقه در عرصه روابط بین الملل منجر شده است .
امروز منطقه می تواند بر نظام بين الملل  تاثیر گذار باشد. اگر منطقه با تفکر اسلامی همراه باشد می تواند تاثیرگذاری بیشتری داشته باشد.
کتاب یک راه حل برای فائق آمدن بر مشکلات فرآروي خاورميانه در عصر جهاني شدن ارائه کرده است و آن ايجاد شورايي براي مشارکت فعال بین مسلمان شيعه و سني و مسیحیان بر اساس گفتگوهای دینی است که به یک ذهنیت مشترک برسند و دیدگاههای مشترک درباره مسایل جهانی مانند فقرزدایی ، محیط زیست، و اخلاق محوری بر اساس جهان بینی خدا محور ارائه نمایند  لذا شورای بین المللی  اسلامی -مسیحی مي تواند بر رویکردی واقع بینانه ، تکثر پذیر ، معتقد به موازنه بین امر جهانی و محلی تاكيد كند و از فناوری نوین ارتباطات  برای تقویت حس مسئولیت پذیری و ایجاد دغدغه های مشترک انسانی بهره بگیرد. البته پيش شرط گفتگوی بینادینی گفتگوهای درون دینی  مانند گفتگوي بین اسلام سنی و تشیع است و تا این گفتگو در درون تمدن اسلام صورت نپذیرد ، اسلام به عنوان یک کل نمی تواند با مسیحت به گفتگو بنشیند. از اين رو، بايد هم گفتگوهای درون تمدنی و هم گفتگوهای میان تمدنی مورد تاکید و توجه قرار بگیرد.

 

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل