شما اینجا هستید: Homeتحلیلتبیین رفراندوم کردستان در چارچوب نظریه شناسايي

تبیین رفراندوم کردستان در چارچوب نظریه شناسايي

رامتین رضایی:عضو هیئت تحریریه

گزارش بیست وچهارمین هم اندیشی تلگرامی علمی تخصصی گروه مطالعات روابط بین الملل

گرد آوری و تدوین: لیلا طباطبایی/امیر مقدمی
برگزاری همه پرسی استقلال اقلیم کردستان از حکومت مرکزی عراق در شرایطی صورت پذیرفت بر اساس واقعیات و داده های میدانی اقلیم علاوه بر خودمختاری داخلی از حق برقراری روابط تجاری خارجی با همسایگان و سایر کشورها ؛ سهم از فروش نفت توسط دولت مرکزی و نیز بودجه سالانه برخوردار بود.
با اضافه نمودن حق برقراری روابط سیاسی و دیپلماتیک و حتی انعقاد قرارداد میان اقلیم و دیگر دولت ها می توان پی برد که در مقایسه با سایر نظام های فدرالی و خودمختاری های مشهوری مانند: اسکاتلند؛ ولز و کاتالانيا اقلیم کردستان عراق از امتیازات و مزایای بسیار قابل توجه و کم نظیری برخوردار است.
بر اساس رویکرد های پوزيتيويستي مانند واقع گرایی و لیبرالیسم خصوصا الگوی هزینه-فایده جدایی اقلیم از بغداد به معنی از دست رفتن تمام یا حداقل بخش عمده ای از امتیازات مذکور خواهد بود.
در صورت استقلال اقلیم این منطقه به دلیل محصور بودن در خشکی به منظور برقراری ارتباط با جهان خارج وابسته به قلمرو زمینی و هوایی ایران و عراق و ترکیه به عنوان مخالفین سرسخت خود خواهد بود. بنابراین استقلال اقلیم احتمالا این منطقه را با مشکلات اقتصادي؛ تجاری و سیاسی عدیده ای مواجه خواهد نمود.
حال باید به این سوال مهم پاسخ داد که انگیزه رهبران اقلیم کردستان خصوصا شخص بارزاني از برگزاری رفراندوم استقلال چه بود؟ یا به عبارت بهتر به رغم از کف دادن منافع و مزایا و تبعات آن چرا اقلیم همه پرسی مذکور را برگزار کرد؟بر اساس آنچه که گفته شد رویکردهای اثبات گرا و منافع محور قادر به تبیین و تحلیل این بحث نخواهند بود. بنابراین ضروریست که تحول مذکور با استفاده از یک نظریه فرا اثبات گرا و همکاری مورد بحث قرار گیرد.
نظریه شناسایی ریشه در تفکرات و اندیشه های فلاسفه ای چون افلاطون؛ هگل؛ هابز و در دوران جدید نظریه پردازانی چون اریک اينگمار و ریچارد ندليبو دارد.
نظریه شناسایی به طور خیلی خلاصه به ما می گوید که مورد شناسايي؛ تایید و تمجید و تقدیر قرار گرفتن از سوی دیگران نیاز اولیه افراد؛ دولت ها و سایر کنشگران سیاسی و اجتماعی به شمار می رود.و این همان عنصر مفقوده و مغفول در نظریه علم سیاست و روابط بین الملل است. بر اساس نظریه شناسایی سیاست و روابط بین الملل عرضه دائمی مبارزه برای شناسایی است و بعضا نیاز و تمایل به تایید و تمجید دیگران منشأ بسیاری از منازعات و تعارضات به شمار می رود.
به باور هگل؛ ریچارد ندليبو و تا حدودی اکسل هونث فیلسوف آلمانی هر چه میزان عدم تایید و تمجید از سوی دیگران کمتر باشد گرایش به تعارض یا منازعه از سوی کنشگر جهت کسب پرستیژ و افتخار و عزت نفس افزایش می یابد.بر اساس نظریه شناسایی تحلیل رفراندوم کردستان عراق می تواند واکنشي از سوی حزب دموکرات و در راس آن مسعود بارزانی رئیس اقلیم کردستان نسبت به احزاب رقیب خود دانست.حزب دموکرات به رغم تسلط بر اقلیم در مقایسه با دو حزب اتحادیه میهنی کردستان و حزب تغییر(گوران) نه تنها سهم چندانی از کرسی های قدرت در بغداد ندارد بلکه در سیاست های کلان عراق نیز نقش اتحادیه میهنی و تغییر بسیار پر رنگ تر است.
در جریان آزادسازی مناطق تحت کنترل داعش خصوصا شهر موصل ارتش و شبه نظامیان شیعه نقش برجسته تری ایفا نموده و به نظر می رسید که پيشمرگه ها در این عملیات در حاشیه قرار گرفته اند.
در چارچوب نظریه شناسایی و با نگاهی تاریخی نیز این مساله قابل تحلیل و ریشه یابی است.با نگاهی اجمالی به تاریخ امپراتوری عثمانی می توان دریافت که قبایل کرد در این امپراتوری نقش و جایگاه والا و فاخري خصوصا از جنبه نظامی به خود اختصاص داده بودند.از آنجا که خلافت عثمانی بر مبنای دین اسلام و مذهب تسنن شکل گرفته بود؛ بنابراین تفاوت های قومی و زبانی جایگاهی را به خود اختصاص نمی داد. نکته جالب اینکه قبایل کرد در قلمرو شاهان صفوی نیز به رغم سنی مذهب بودن از جایگاه و احترام قابل توجهی خصوصا از بعد نظامی و دفاع از مرزهای غربی در مقابل عثمانی داشتند.اما با فروپاشی عثمانی پس از شکست در جنگ جهانی اول و معاهدات سايکس-پیکو و سور در 1920 میلادی وضعیت یاد شده کاملا با تغییر مواجه شد.فروپاشی عثمانی خاورمیانه را به شبه دولت های شبه مدرنی تقسیم نمود که اقوام کرد نه تنها در آنها پراکنده بلکه مهمتر از آن شان و جایگاه سابق خود را نیز از کف دادند.جمعیت کرد در سه کشور ترکيه؛ عراق و سوریه عملا به شهروندانی مستحیل در زبان و فرهنگ رسمی تبدیل شدند که تقریبا هیچ گونه سهم و جایگاه سیاسی نیز به آنها تعلق نمی گرفت.و این سرآغازی بود بر منازعات قومی و مطالبات هویتی کردها در سه کشور یاد شده که در واقع خواهان شناسایی و کسب احترام و شان و جایگاه بودند.
بنابراین رفراندوم اخیر در اقلیم کردستان را باید در این چارچوب مورد تحلیل قرار داد و نه صرفا مطالبات مادی و اقتصادي.

 

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل