شما اینجا هستید: Homeتحلیلآینده پژوهی ارتباط ایران و عربستان با نگاهی گذرا به تحولات اخیر در خاورمیانه

آینده پژوهی ارتباط ایران و عربستان با نگاهی گذرا به تحولات اخیر در خاورمیانه

سیده مسعوده میر مسعودی

گزارش بیست وهفتمین هم اندیشی علمی تخصصی گروه مطالعات روابط بین الملل

 سلسله مطالب "ابهام در خاورمیانه"

گرد آوری وتدوین:لیلا طباطبایی/امیر مقدمی
خاورمیانه از دیرباز منطقه بحران زا و خبر ساز بوده است. در چند سال اخیر موضوعات مختلف آن سرتیتر اکثر رسانه ها و اخبار جهان را تشکیل و همواره این سئوال مطرح است که به راستی چرا این منطقه تا این اندازه محل تنش و درگیری است ؟ منطقه ای که خاستگاه تمدن ها و مذاهب  بزرگ بوده است و فرهنگ های رنگارنگ ،تاریخ این منطقه را مزین کرده است چرا باید این گونه خشن و بحران زا در جهان ظاهر شود ؟
در یک نگاه اجمالی و تیتروار موضوعات بحرانی خاورمیانه و دو کشور کلیدی این منطقه، (ایران و عربستان ) را بررسی و آینده پژوهی خواهیم کرد . ایران و عربستان در لایه داخلی ،در فرهنگ و هویت متفاوت ولی دارای یک دین مشترک اند  و در لایه خارجی دو نگاه و دیدگاه مختلف در سیاست خارجی  و قدرت های فرامنطقه ای  را به نمایش می گذارند که اکثرتحلیل گران خارج  از منطقه  و منطقه ای ، این سیاست ها را بیشتر "سیاست های رقابتی"  بین دو کشور در منطقه می دانند.
دریک نگاه اجمالی موارد زیر را می توان موضوعات "رقابتی سیاست های خارجی" این دوکشور عنوان کرد :
¤در جنگ داخلی یمن جنگ نیابتی بین حوثی های طرفدار ایران و ائتلاف نیروهای عربی به رهبری عربستان
¤در عراق دولت شیعه ی مورد حمایت ایران و حمایت ضمنی عربستان از نیروهای ضد ایران و ترغیب دولت مرکزی به دشمنی با ایران
¤در جنگ داخلی سوریه دولت مرکزی اسد در حمایت ایران و متحدان و عربستان در حمایت از نیروهای مخالف اسد
¤در لبنان در چند روز اخیر استعفای عجیب سعد حریری نیز رقابت پنهانی حزب الله لبنان با حمایت ایران و نخست وزیر  لبنان ،متحد پنهانی عربستان
¤در قطر مجددا حمایت ضمنی دولت ایران از دولت قطر و محاصره غیر اصولی عربستان و سکوت مجامع بین المللی .
¤ایجاد اتحاد عربی به رهبری عربستان در منطقه و ایجاد ائتلاف منطقه ای و فرا منطقه ای ایران در حل مسائل منطقه .
¤ آشکار شدن ارتباط اسرائیل با عربستان و موضع کاملا آشکار ایران در خصوص اسرائیل
با نگاهی گذرا به مواضع و عملکرد دو کشور در این موضوعات دو نتیجه حادث می شود  :
➖ در نگاه اول با بررسی این موضوعات می توان گفت کشور ایران در اکثر این بحران ها حمایت از دولت های مرکزی کشورها را مد نظر داشته و بیشتر سیاست "موازنه در تهدید" رامدنظر داشته است . و ائتلاف فرامنطقه ای ایران نیز در دفاع از تهدید فرامنطقه ای عربستان با غرب شکل گرفته است.  ودر نقطه مقابل عربستان در سیاست خارجی خود بیشتر گروه های غیر دولتی را نشانه گرفته  وعملکردش" تهاجمی "است و تلاش برای "تحمیل تهدید"  تا "موازنه تهدید"را مد نظر قرار داده است .
➖درنگاه دوم عربستان در اکثر  موضوعات حمایت غرب و متحدانش را داشته واین حمایت ها در بعضی موارد همانند قطر آشکار و در بعضی  همانند یمن موضع سکوت بوده است .
ایران در هر کدام از این موضوعات به نوعی به موضوع نقض برجام ربط داده شده و مورد حمله لفظی و تحریم اقتصادی  غرب و متحدانش قرار گرفته است
با سفر 12 روز ترامپ و توجه ویژه به منطقه آسیای جنوب شرقی به نظر می رسد امریکا هم در مسئله خاورمیانه تغییر استراتژی داده و خاورمیانه از اولویت اول در سیاست های اجرایی آمریکا خارج ، و منطقه آسیای جنوب شرقی و مطالبات محور ترانس پاسفیک اولویت اول در استراتژی جدید آمریکا است .
با این داده ها و این رفتارها و هم چنین احتمال تغییر استراتژی آمریکا در قبال  خاورمیانه و اخیرا حذف فیزیکی داعش  و هم چنین از طرفی دیگر، با بررسی حرکت شتابان عربستان در اصلاحات داخلی و اقتصادی به نظر می رسد عربستان سیگنال های این تغییر استراتژی آمریکا را درک و سعی در انطباق خود با خاورمیانه جدید و قرار گیری در پازل جهانی شدن به عنوان یک بازیگر مهم است .
عربستان بعداز اصلاحات محمدبن سلمان که بیشتر از اتاق های فکر مشاوره ای  غرب نشات می گیرد مسیری را می پیماید که براساس آن این آینده پژوهی را می توان برشمرد که عربستان با کاستن از نگاه "تهاجمی" در سیاست خارجی طی سال اخیر  به سمتی پیش می رود که بیش از پیش تمایل به  "سیاست های موازنه امنیتی" خواهد داشت. و سیاست بعدی حرکت به سوی  "موازنه سیاست های رقابتی "در حوزه  اقتصاد و ... . در مجموع تلاش برای برقراری افزایش "قدرت نرم "است.و هم چنین یکی از اهداف عربستان  اصلاحات داخلی و سیاست خارجی جدید مورد طبع نگاه جدید غرب به خاورمیانه است . و بیشتر سیاست های اجرایی اخیر به ویژه در موضوع سعد حریری ،منحرف کردن افکار از حوزه داخلی به خارجی ودر نهایت  "دگردیسی آرام قدرت منطقه ای دیگر در خاورمیانه ایران با سیاست های "تدافعی" است   هرچند همواره توسط غرب در سیاست بین الملل به عنوان کشوری با سیاست  های "تهاجمی" به حساب آمده است .و هدف از برچسب "سیاست تهاجمی قدرت فرامنطقه ای همانند امریکا با مفهوم نقض روح برجام گره خورده و درواقع با  محدود کردن ایران در تعارض است .اما حذف فیزیکی داعش از منطقه ، حمایت روسیه از ایران، حمایت کم وبیش اتحادیه اروپا از برجام،به نوعی ایران را در سیاست تدافعی خود پابرجا تر کرده است.
با توجه به وضعیت کنونی ایران دو مسیر برای آینده پژوهی قابل توجه است :
مسیر اول : سیاست های تدافعی در منطقه تبدیل به سیاست های تهاجمی شود. وبا توجه به عقب نشینی عربستان از سیاست خارجی و تمرکز بر سیاست داخلی ، برای رسیدن  به قدرت برتر در منطقه  البته با اولویت عقب راندن عربستان اهتمام ورزد. هر چند ترکیه همانند گذشته سعی خواهد کرد علاوه بر نشان دادن پرسیتژی خشن از ایران به جهانیان ، در بحرانهای منطقه نیز کوتاهی نخواهد کرد .
مسیر دوم: ایران تغییر موضع داده و سیاست های خارجی در منطقه رادر همین حد نگاه داشته و بیشتر از موضع دیپلماسی و مذاکره حتی با عربستان پیش برود و بیشتر  بر روی ساختارهای اقتصادی داخلی ، تمرکز و از این راه پتانسیل های داخلی را در محوریت قرار دهد و با تاکید بر سیاست خارجی "موازنه امنیتی" و  رقابت های نرم مانند رقابت های اقتصادی برروی میز عملکردی خود قرار دهد ،و با این استراتژی از برجام به عنوان سکویی  برای معرفی  کشوری با "پرستیژ متعادل "استفاده و در واقع  پله های قدرت از نوع دیگر راطی کند .البته تمامی این راه کارها بستگی به تصمیم گیران کلیدی کشور ونوع نگاه و رویکرد آنان به موضوع است .

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل