شما اینجا هستید: Homeتحلیلارزیابی تصمیم ترامپ مبنی بر انتقال سفارت آمریکا به بیت المقدس

ارزیابی تصمیم ترامپ مبنی بر انتقال سفارت آمریکا به بیت المقدس

مصاحبه دکتر امیرهوشنگ میرکوشش با بخش خبری  شبکه سحر کردی(96/09/18)

 1-    ارزیابی شما از تصمیم و اقدام ترامپ در مورد بیت المقدس چیست؟
اقدام ترامپ در اعلام انتقال سفارت آمریکا به بیت المقدس دور از ذهن نبود. ترامپ در مبارزات انتخاباتی خود این تصمیم را اعلام نموده بود.  با این وجود می توان گفت تصمیم ترامپ تصمیمی اشتباه  و در زمان و مکانی اشتباه نیز بود. اقدام ترامپ در به رسمیت شناختن اورشلیم به عنوان پایتخت اسرائیل می تواند ابعاد گسترده تری نسبت به انتقال سفارتخانه داشته باشد. عوامل متنوعی را می توان در اعلام این تصمیم در مقطع کنونی بر شمرد. به نظر می رسد عربستان و مصر از قبل در جریان اعلام این تصمیم قرار گرفته بودند و بنا براین ترامپ از واکنش  ضعیف کشور های عربی و اسلامی اطمینان خاطر داشت. عامل دیگر این تصمیم می تواند وضعیت شکننده ترامپ از نظر داخلی باشد. این ماجرا و تبعات آن می تواند تا مدتی ترامپ را از بحران داخلی دور سازد. این اقدام می تواند کانون های بحران و آشوب در خاورمیانه را فعال نگاه دارد و بروز و ادامه نا امنی ها می تواند در جهت تامین امنیت اسرائیل تاثیر گذار باشد.
2-    برخی از تحلیل گران بر این باورند که دونالد ترامپ را باید همچون یک رهبر آنارشیست و خود محور دید که تصمیمات خلق الساعه می گیرد. اما عده ای دیگر نیز معتقدند که آمریکا یک نظام سیاسی و یک سیستم خاص است و این اقدام،نه خواست فردی ترامپ که تصمیم جمهوری خواهان و لابی یهودیان است. نظر شما چیست؟
در این که ترامپ غیر قابل پیش بینی است تردیدی نیست که  از نظر روانشناختی و عدم سابقه سیاسی و دانش سیاسی قابل بررسی است.  اما این تصمیم  را می توان  از زوایای مختلف نگاه نمود که بخشی از آن در بالا مطرح شد. این تصمیم ترامپ قانون مصوب کنگره آمریکا در سال 1995بود. این قانون راهبرد سیاسی امنیتی آمریکا را نشان می دهد و بیت المقدس را به عنوان پایتخت اسرائیل به رسمیت شناخته است. از این منظر ترامپ کاری خلاف قوانین امریکا انجام نداده است، اما از سال مذکور تا کنون تمامی روسای جمهور آمریکا این مصوبه را هر 6 ماه یک بار به تعویق انداخته اند. از طرف دیگر نظام تصمیم گیری و سیاست خارجی در ایالات متحده مبتنی بر ساختار  و بوروکراسی است و از همین منظر نیز دو حزب دموکرات و جمهوری خواه از این تصمیم حمایت نمودند. در مورد نقش لابی ها در آمریکا نیز باید گفت که لابی ها به طور مستقیم در تصمیمات سیاست خارجی آمریکا که با امنیت ملی این کشور در هم تنیده شده اند، ورود نمی کنند، اما لابی ها و به ویژه لابی یهود بر سیاست داخلی و سیاستمداران این کشور بسیار اثر گذار می باشند.
3-    روابط آمریکا و اسرائیل دقیقا باید به چه شکلی دید؟ آیا آمریکا تابع بی چون و چرای خواسته های رژیم صهیونیستی است؟
همان طور که در پاسخ های قبلی اشاره شده سیاست خارجی در ایالات متحده تابع منابع گوناگونی است شامل  بوروکراسی، ساختار نظام بین الملل، نقش  ،فرد و شرایط اجتماعی و افکار عمومی. بنابر این به نظر نمی رسد که این کشور تابع کشور  یا جریان خاصی باشد. اما همان طور که قبلا بیان شد لابی ها در آمریکا بر سیاستمداران تاثیر گذار هستند و ازاین طریق می توانند بر سیاست های آن ها نیز تاثیر بگذارند. رابطه آمریکا و اسرائیل رابطه ای راهبردی است که پس از تشکیل دولت اسرائیل شکل گرفته و ایالات متحده همواره خود را متعهد به تامین امنیت اسرائیل می داند.
4-    واکنش کشورهای مسلمان جهان و اتحادیه اروپا به تصمیم ترامپ را چگونه ارزیابی می کنید؟
اکثر کشور های جهان به مخالفت با تصمیم ترامپ پرداختند.  کشور های اتحادیه اروپایی شامل انگلیس، فرانسه و آلمان با این تصمیم ترامپ مخالفت نموده و آن را باعث به حاشیه رفتن روند صلح میان فلسطین و اسرائیل دانستند.کشور های عربی نیز ضمن محکوم کردن این تصمیم اعلام نمودند که فرآیند صلح خاورمیانه با چالش بیشتری مواجه خواهد شد. سازمان ملل متحد نیز از این تصمیم اظهار نگرانی نمود وحتی پاپ فرانچسکو رهبر کاتولیک های جهان نیز خواهان ادامه وضعیت موجود شد. در ایالات متحده نیز بسیاری از صاحب نظران و سیاستمداران این تصمیم را اشتباه دانسته به طوری که دو تن از مقامات ارشد کاخ سفید نیز گفته اند تصمیم ترامپ به فرآیند صلح آسیب می رساند.لازم به ذکر است که این تصمیم ترامپ خلاف قانون و حقوق  بین الملل است زیرا هیچ کدام از قطعنامه های سازمان ملل به اسرائیلی شدن بیت المقدس اشاره نکرده است. قطعنامه 242 سازمان ملل در سال 1967 بعد از جنگ 6 روزه و اشغال سرزمین اعراب اذعان دارد که رژیم اسرائیل باید به مرز های قبل از جنگ باز گردد. بر اساس قطعنامه های سازمان ملل قراربود  اورشلیم به طور مشترک توسط فلسطین و اسرائیل اداره شود.قطعنامه 2334 نیز به سرزمین های اشغال شده از 1967 از جمله شرق بیت المقدس اشاره دارد.
5-    کارنامه تیم سیاست خارجی ترامپ و وزیر خارجه ایشان را چگونه ارزیابی می کنید؟
عملکرد تیم سیاست خارجی ترامپ به ریاست رکس تیلرسون رضایت بخش نیست و وزیر خارجه کاملا انفعالی عمل نموده است و ترامپ  عملا  هدایت سکان این وزارت خانه را به عهده دارد. دعوای تیلرسون با  افراد حلقه داخلی ترامپ وجود دارد و این امکان وجود دارد که تیلرسون در آینده نزدیک از کار بر کنار شود.تیلرسون اصولا به دلیل نداشتن تجربه در سیاست خارجی میانه ای با دیپلماسی  و دیپلمات های برجسته ندارد و همین نقطه ضعف وی درعملکرد سیاست خارجی ایالات متحده انعکاس یافته است. تیلرسون نیز در پیروی از ترامپ اورشلیم را به عنوان پایتخت اسرائیل به رسمیت شناخت و قول داد مراحل انتقال سفارت از تل آویو به اورشلیم را به زودی آغاز نماید. در حالی که صلح میان فلسطین و اسرائیل با این انتقال تحت الشعاع قرار خواهد گرفت، تیلرسون سخن از پایبندی ترامپ به صلح دارد.
6-    چه آینده ای را برای  صلح فلسطین و اسرائیل پیش بینی می کنید؟
چانچه اشاره نمودم  تصمیم آمریکا در مورد بیت المقدس ارزش قانونی و حقوقی ندارد. این تصمیم امکان بر قراری صلح میان فلسطیمن و اسرائیل را از بین می برد و منطقه را بیشتر به سمت خشونت سوق خواهد داد. سرنوشت بیت المقدس می تواند پاشنه آشیل و معیار تعیین سرنوشت نهایی فلسطین باشد. این اقدام آمریکا می تواند فرآیند صلح میان فلسطین و اسرائیل را متوقف نماید ودر نتیجه تنش ها و درگیری ها در خاورمیانه را تشدید نماید.  ترامپ و اسرائیل از اختلافات  و تشتت میان کشور های اسلامی  به بهترین وجه در جهت پیاده سازی اهداف اسرائیل  استفاده نمودند . اکنون فرصت مناسبی برای ترسیم و باز تعریف روابط میان کشور های اسلامی حول موضوع بیت المقدس فراهم شده است.
دیگر دیپلماسی ریاکارانه کشور های مسلمان در موضوع فلسطین کارایی ندارد. ایران اکنون می تواند بار دیگر از هنر دیپلماسی ایرانی در جهت اتحاد میان مسلمانان بهره کافی ببرد. مناسب ترین کار مذاکره میان کشور های منطقه برای تفاهم در مورد اختلافات و در نتیجه رسیدن به موضع واحد در مورد فلسطین و آینده آن است.هر گونه اقدام محاسبه نشده و تکروانه ایران می تواند تاثیری معکوس بر جای گذارد و اذهان را از موضوع فلسطین به سمت ایران منحرف نماید و زمینه اقدامات بیشتر علیه ایران را فراهم نماید.
کشور های اسلامی می توانند برای خنثی نمودن روند انتقال سفارت به بیت المقدس از قطعنامه 377 مجمع عمومی سازمان ملل متحد موسوم به قطعنامه اتحاد برای صلح استفاده نمایند.  قطعنامه 377 اشاره به این موضوع دارد که اگر در مواردی شورای امنیت به علت وتوی یکی از اعضای خود نتواند به هنگام تهدید علیه صلح ، نقض صلح یا عمل تجاوز اقدام مناسبی انجام دهد، وظیفه صلح و امنیت بین المللی به عهده مجمع عمومی سازمان ملل گذاشته می شود. لازمه اقدام در این مورد بها دادن به دیپلماسی منطقه ای در جهت حل مشکلات میان کشور های منطقه و اتحاد کشور های اسلامی برای خنثی نمودن اقدامات اسرائیل و ترامپ است.

 

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل