شما اینجا هستید: Homeتحلیلآمریکا در سالی که گذشت

آمریکا در سالی که گذشت

رامتین رضایی عضو هیئت تحریریه

سال 2017 میلادی را می توان نقطه عطفی در تاریخ ایالات متحده آمریکا در عرصه داخلی و بین المللی به شمار آورد. پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری این کشور بی شک تحول یا حادثه ای قابل تامل و بعضا شگفتی ساز بود. شگفتی ساز از این حیث که انتخابات سال 2017 و پیروزی نامزدی با شعارها؛ رفتار و گفتاری خارج از گفتمان های پذیرفته شده در محیط سیاسی آمریکا در طول تاریخ ریاست جمهوری این کشور؛ عملا نظریه های نخبه گرایی و  خردگرايي در انتخابات این کشور را به چالش کشید. پیروزی ترامپ در انتخابات 2017 حتی تا حد قابل توجهی ساختارها و چارچوب های رقابت حزبی را نیز با چالش مواجه ساخت. بنابراین باید گفت که پوپوليسم پیروز انتخابات سال گذشته ایالات متحده آمریکا بود.
پس از جنگ جهانی دوم و مطرح شدن دکترین جهانی هری ترومن؛ سه رویکرد اصلی در سیاست خارجی آمریکا مطرح بوده که کلیه روسای جمهور این کشور باید در چارچوب آنها کنش خود را تنظیم نمایند. کينزيسم؛ نوليبراليسم و نومحافطه گرایی رویکردهایی بوده اند که به تناوب و در دوران مختلف در کنش سیاست خارجی آمریکا مطرح بوده و چارچوب عملکرد رئیس جمهور را تعیین و تنظیم نموده است. آنچه ترامپ را از دیگر روسای جمهور متمایز ساخت گرايش وی در گفتار و عمل به شکلی از راست گرایی افراطی توام با پوپوليسم است که در تاریخ آمریکا دست کم در میان روسای جمهور بی سابقه به نظر می رسد. اگرچه دوران موسوم به مک کارتيسم در دهه پنجاه میلادی نمایانگر وجود ظرفیت بالقوه گرایش به پوپوليسم در آمریکا بود اما با این وجود ظهور ترامپ نشانگر یک تحول اجتماعی قابل توجه در جامعه آمریکا بود که نمود خود را در سیاست این کشور آشکار ساخت.
اما باید به این نکته توجه داشت که ساختار و نهادهای دموکراتیک؛ توسعه یافته و قانونمند ایالات متحده آمریکا از جمله نظام قضایی مستقل این کشور توانست که به عنوان مانعی جدی در مقابل اقدامات و تصمیمات افراطی ترامپ از جمله ممانعت از ورود مسلمانان به آمریکا و محدود ساختن ورود لاتین تباران عمل کند.
اما پوپوليسم آمریکایی ترامپ در سیاست خارجی نتوانست خود را پنهان سازد. رهبران پوپوليسم تمایل زیادي به مواضع و اقدامات مخالف با روندهای جاری و مورد اجماع همگانی دارند. مخالفت ترامپ ترامپ با برجام به رغم تاکید اعضای پنج بعلاوه یک بر تداوم آن در همین راستا قابل تحلیل است. همچنین انتقال سفارت آمریکا از تل اويو به بیت المقدس نیز که با مخالفت جهانی و وتو و عدم تایید آن در سازمان ملل مواجه شد نشان از گرایشات شدیدا پوپوليستي و مصلحت گریزانه ترامپ و نخبگان کنونی کاخ سفید دارد. البته در خصوص دستور وی مبنی بر انتقال سفارت به بیت المقدس آنهم با توجه به سکوت تلویحی عربستان سعودی نسبت به این اقدام؛ به نظر می رسد که هدف به چالش کشیدن ایران و ورود این دولت به یک درگیری و چالش  پرهزینه مورد هدف باشد که باید نسبت به این موضوع هشیار بود. سیاست خروج از خاورمیانه و عزیمت آمریکا به منطقه آسیا_پاسیفیک همچنان در دستور کار قرار دارد. حمایت از متحدین آمریکا در مقابل برنامه هسته ای و تهدیدات موشکی کره شمالی بیش از دوران اوباما در دستور کار قرار دارد. حضور ناوگان آمریکا در منطقه به منظور مقابله با کره شمالی و محدود ساختن قدرت چین نشان از تغییر راهبرد سیاست خارجی آمریکا دارد. اما صرافت خروج آمریکا از معاهدات تجاری و اقتصادی با کشورهای منطقه و گسترش همکاری های نظامی همچنان درون گرایی راست کيشانه ترامپ و حاکمان فعلی کاخ سفید را به تصویر می کشد.
درنهایت باید گفت که سیاست فشار بر ایران؛ برجام و خصوصا برنامه موشکی ایران در سال 2018 نیز ادامه خواهد يافت؛ مقابله با نفوذ ایران در منطقه همچنان از سوی آمریکا و متحدین آن به شدت پیگیری خواهد گشت. بنابراین بهبود و گسترش مناسبات با اتحادیه اروپا ازیک سو و کاهش تنش و حل منازعات با کشورهای منطقه باید در دستور کار دیپلماسی و سیاست خارجی قرار گیرد.
بحران در شبه جزیره کره و آزمایش های اتمی و موشکی کره شمالی بخش پرونده مهمی در سیاست خارجی ترامپ بود که باید مورد رسیدگی قرار می گرفت. مسئولیت حمایت از متحدین خود در همسایگی کره شمالی؛ یعنی ژاپن و کره جنوبی؛ آمریکا را به حضور ناوگان جنگی خود در آن منطقه و برگزاری مانورهای مشترک ترغیب نمود. اما حضور نظامی آمریکا در منطقه نه تنها مطلوب کره جنوبی و ژاپن بلکه مورد تقاضای استرالیا؛ فیلیپین؛ ویتنام و چند کشور دیگر نیز قرار داشته تا بتوانند در مقابل قدرت روزافزون چین و ادعاهای این کشور در خصوص مالکیت دریای چین جنوبی و جزایر آن مقابله کنند.
سیاست ها و شعارهای ضد مهاجرتی ترامپ اگرچه محدودیت هایی را جهت ورود مسلمانان و لاتین تباران اعمال نمود اما در نهایت نتوانست مقبولیت و پذيرش چندانی در افکار عمومی و خصوصا نهادهای حقوقی و قضایی و گمرکی آمریکا کسب کند.در عین حال فروش گسترده تسلیحات به عربستان سعودی مانند دوران بوش و اوباما همچنان با جدیت ادامه یافت. اما چالش برانگیزترین تصمیم در سیاست خارجی آمریکا در سال گذشته میلادی انتقال سفارت آمریکا در اسرائیل؛ از تل آويو به بیت المقدس یا اورشلیم بود که عملا می تواند به عنوان به رسمیت شناخته شدن بیت المقدس نخستین قبله گاه مسلمین به پایتختی اسرائیل در نظر گرفته شود. هر چند که این تصمیم از سوی اکثریت کشورهای جهان خصوصا اعضای شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل با مخالفت جدی روبرو گردید اما به نظر می رسد که با توجه به سکوت معنی دار عربستان نسبت به این موضع آمریکا؛ اهداف پنهانی دیگری نیز از این تصمیم مد نظر باشد.
به چالش کشیدن جمهوری اسلامی ایران و متحدین آن مانند حماس؛ جهاد اسلامی و حزب الله لبنان به عنوان جدی ترین مخالفین این تصمیم و وارد ساختن آنها به یک درگیری پر هزینه و بهانه بیشتر برای آمریکا جهت حمایت از اسرائیل با برخورد بیشتر با ایران می تواند به عنوان اهداف غیر مستقیم و پنهان این تصمیم باشد. ترامپ و تیم وی از هر روشی جهت برخورد با ایران و خصوصا برهم زدن برجام سود خواهند برد. در پایان باید گفت که در سال جدید میلادی تلاش سیاست خارجی آمریکا جهت تحت فشار قرار دادن ایران در حوزه حقوق بشر نيز افزایش یافته و در کنار دیگر اهرم های فشار قرار گیرد.

 

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل