شما اینجا هستید: Homeتحلیلموانع منطقه‌ای را با مذاکره از میان برداریم

موانع منطقه‌ای را با مذاکره از میان برداریم

گفت‌وگوی «وقایع‌اتفاقیه» با  دکتر امیرهوشنگ میرکوشش

 محمد جمالی
خبرنگار گروه سیاسی
روز دوشنبه محمدجواد ظریف طی سخنرانی خود از چارچوب و مفاهیمی که دکترین امنیت منطقه‌ای ایران خوانده شد، رونمایی کرد اما و اگرهای مختلفی درباره این مفاهیم و امکان تحقق راهکارهای وزارت امور‌خارجه برای رسیدن به ثبات و امنیت پایدار در منطقه خاورمیانه به‌ویژه خلیج‌فارس وجود دارد، به‌همین‌منظور برای واکاوی وضعیت موجود و مطلوبی که وزیر امورخارجه تصویر کرد، گفت‌وگویی داشتیم با دکتر امیرهوشنگ میرکوشش، عضو هیات‌علمی دانشگاه آزاد اسلامی و پژوهشگر روابط بین‌الملل که در ادامه می‌خوانید.

-از نظر شما آیا سخنرانی وزیر امورخارجه درمورد دکترین امنیتی، مشخصات یک دکترین را دارد؟
بله، این سخنرانی را می‌توان به‌عنوان دکترین قلمداد کرد. ایشان پیش‌تر در کتابی با عنوان «دوران ‌گذار روابط بین‌الملل در جهان پساغربی» هم این مسائل را به نوعی مطرح کرده‌اند اما بر‌اساس قانون اساسی و روندی که سیاست خارجی جمهوری ‌اسلامی ایران در این 39 سال طی کرده، وزارت‌ امورخارجه و شخص وزیر امورخارجه، بخشی از کادر اجرایی سیاست خارجی هستند و سیاست‌گذار در حوزه سیاست خارجی نیستند. سیاست‌گذاری در قانون اساسی از منابع مختلفی نشات می‌گیرد که در راس آن رهبری است. وقتی یک دکترین مطرح می‌شود در واقع باید مراحل تصویب را در ساختار جمهوری اسلامی ایران طی کند و این روند می‌تواند از مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان عبور کند یا می‌تواند تحت‌تاثیر نهادهای امنیتی و شورای‌عالی امنیت‌ ملی و تصویب نهایی رهبری نظام باشد. اگر این سخنرانی را یک پیشنهاد در نظر بگیریم باید این مراحل را طی کند تا مصوب و ابلاغ شود و بتوان به‌عنوان دکترین از آن یاد کرد.
-البته با توجه به اینکه این سخنرانی در یک کنفرانس بین‌المللی و مراسم رسمی ایراد شده و آقای ظریف به‌عنوان وزیر امورخارجه جمهوری ‌اسلامی صحبت کردند، می‌تواند مواضع رسمی ایران باشد. این‌طور نیست؟
کنفرانس امنیتی تهران در ابتدای راه است و به‌عنوان دومین دوره هنوز تا تبدیل‌شدن به یک کنفرانس بین‌المللی مطرح، فاصله دارد. کشورهایی که با ما اختلاف دارند در این کنفرانس شرکت نمی‌کنند. به‌هرحال می‌توان این سخنرانی را مواضع رسمی در نظر گرفت اما برای تبدیل‌شدن به دکترین باید مصوب و ابلاغ شود.
-با توجه به اختلافات اخیر با کشورهای جنوبی خلیج‌فارس و اینکه رییس‌جمهور مدتی پیش اشاره کرد که اگر قرار باشد گشایشی در روابط ایران و عربستان پیدا شود این عربستان است که باید پیش‌قدم شود، آیا این سخنرانی نمی‌تواند نشانه و سیگنالی از طرف ایران برای همسایه‌ها برای بهبود روابط باشد؟
بله، می‌توان این را به‌عنوان یک نشانه از طرف دولت یا نظام جمهوری ‌اسلامی در نظر گرفت که با توجه به شرایط جدید منطقه یعنی شکست داعش و نظم جدیدی که وزیر امورخارجه در کتابش هم نوشته و در این کنفرانس هم به نظم جدید منطقه‌ای که ناشی از نظم جهانی است، اشاره کرد، این اظهارات می‌تواند سیگنالی از طرف ایران برای ورود و مذاکره در‌این‌زمینه با کشورهای رقیب در منطقه به‌ویژه عربستان‌سعودی باشد.
-بالاخره اختلافات تا الان عمیق به نظر می‌رسند؛ فکر می‌کنید لازم است اقدام عملی از طرفین انجام گیرد تا زمینه این گفت‌وگوها فراهم شود؟
بله، از نظر من نیاز است دو طرف، تلاش‌های عملی به‌ویژه در سطح منطقه انجام دهند؛ در مناطقی که بحرانی بوده و جنگ‌های نیابتی در جریان است باید تغییر و تحولی صورت گیرد تا آرامش و شرایطی ایجاد شود که دو طرف بتوانند به هم اعتماد کنند و پس از اعتماد‌سازی وارد مذاکره شوند.
-در این متن به مجموعه اقداماتی اشاره شده است. از نظر شما به‌لحاظ ساختاری چه در خود وزارت‌ امورخارجه چه در ساخت نظام سیاسی، این امکان برای ما وجود دارد که بخواهیم این اقدامات را پیگیری کنیم؟ موانع ذهنی و ساختاری از فرآیندی که آقای ظریف پیشنهاد دادند جلوگیری نخواهد کرد؟
پیش‌تر گفتم باید مجموعه شرایطی فراهم شود تا این موانع پشت سر گذاشته شوند. باید به این فکر کنیم که جهان آینده و به قول دکتر ظریف جهان دیگر غرب‌محور نیست. در نظریه‌های روابط بین‌الملل، بسیاری از اندیشمندان همچون جیمز روزنا گفته‌اند جهان آینده درواقع تک‌قطبی و چند مرکزی است و آقای وزیر هم به‌نوعی اشاره کردند که دولت‌ها فقط بازیگران و بازیگردانان معادلات جهانی و منطقه‌ای نیستند. در طرف دیگر از نظر من نقش غرب آسیا از میان نخواهد رفت. درست است که امروز تمرکز ایالات‌متحده و غرب به‌طور کلی بر شرق آسیاست اما منطقه خلیج‌فارس و خاورمیانه از اهمیت کلیدی خود برخوردار خواهد بود. لذا در این دوران‌ گذار و دوران بعدی به نظرم باید بتوانیم به این مسائل ورود کنیم. باید به این نتیجه برسیم که موانع منطقه‌ای را با مذاکره و اعتماد‌سازی از میان برداریم و به سمت یک همگرایی منطقه‌ای حرکت کنیم؛ البته ظریف در سخنرانی، اشاراتی به این مقولات داشت و با توجه به نظم بین‌المللی موجود و نظمی که در آینده امکان دارد به آن برسیم؛ بنابراین نمی‌توانیم این مولفه‌ها را در نظر نگیریم. جهان آینده با توجه به شرایطی که حاکم است، لزوما به این سمت خواهد رفت. ما اولا باید از نقاط اشتراک مانند فرهنگ استفاده کنیم و ثانیا آن‌طور که باری بوزان، نظریه‌پرداز روابط بین‌الملل در «نظریه مجموعه امنیتی منطقه‌ای» که امنیت شبکه‌ای نیز از این نظریه نشات می‌گیرد، اشاره می‌کند زمانی ما می‌‎توانیم این اعتماد‌سازی را در منطقه ایجاد کنیم که الگوی دوستی و دشمنی در منطقه را بازتعریف کنیم در نتیجه می‌توانیم از خصومت‌ها عبور کرده و مجموعه امنیتی منطقه‌ای یا امنیت شبکه‌ای ایجاد کنیم.
-بالاخره اعتماد‌سازی درشرایطی‌که کشورهای همسایه ایران را به سیاست‌های توسعه‌طلبانه منطقه‌ای محکوم می‌کند، قدری دشوار است. شما دورنمای این وضعیت را چطور ارزیابی می‌کنید با توجه به اینکه وزیر امورخارجه هم اشاره داشت که هیچ‌کس نمی‌تواند با ناامن‌کردن کشورهای همسایه برای خود امنیت ایجاد کند؟
به نظر من باید نظر کشورهای دیگر منطقه را رصد کنیم؛ به‌عنوان مثال آقای یوسف بن علوی، وزیر امورخارجه عمان گفته مشکلات منطقه، ساخته و پرداخته خود ماست، نه دیگران. اینجا می‌بینید که تضاد بین نوع نگاه ما و کشورهای منطقه ایجاد می‌شود. ما معتقدیم چالش‌های منطقه، عامل فرامنطقه‌ای دارد اما دیگران چنین فکری ندارند. ما باید به یک همگرایی برسیم. آقای ظریف هم به مجمع گفت‌وگوهای منطقه‌ای خلیج‌فارس اشاره داشته‌اند. برای رسیدن به این مجمع باید حتما تغییری در عملکردها به‌وجود ‌آید تا بتوانیم با اعتماد‌سازی به این گفت‌وگوها وارد شویم. وقتی اعتماد‌سازی ایجاد شود کار آسان خواهد شد. موضوع دخالت از طرف همه کشورهای منطقه به‌ویژه کشورهای قدرتمند منطقه‌ای و البته قدرت‌های فرامنطقه‌ای است اما اگر کشورهای منطقه بخواهند به یک اعتماد‌سازی برای گفت‌وگوی آینده برسند نیاز به تغییر رفتار در منطقه و در نقاط بحرانی که با یکدیگر درگیر هستند، دارند.
-مولفه ارزش و ایدئولوژی در شکل‌گیری سیاست خارجی ایران پررنگ است و بسیاری از تصمیم‌گیری‌ها در سیاست خارجی کشورمان مبتنی‌بر این دو مولفه است. فکر می‌کنید این امکان برای ما وجود دارد که دست‌کم در سطح اهداف و نه منافع تغییراتی ایجاد کنیم؟
منافع ملی می‌تواند ثابت باشد اما اولویت‌ها قابل تغییر بوده و ما می‌توانیم اولویت‌ها را تغییر دهیم و این در همه دنیا زمینه‌مند است. ما اگر اولویت‌مان را روی ارزش‌های ایدئولوژیک بگذاریم در مقابل، عربستان هم احساس رقابت خواهد کرد و از همین زاویه و ارزش‌هایی که دارد دست به مقابله‌به‌مثل خواهد زد. ما می‌توانیم این اولویت‌ها را جابه‌جا کنیم. وزیر امورخارجه هم در صحبت‌هایش اشاره کرد که ما باید به تامین منافع جمعی در خلیج‌فارس برسیم. قاعده برد- برد و تامین منافع جمعی که او اشاره کرد، لزوما باید به تغییر یا جابه‌جایی اولویت‌های سیاست خارجی منجر شود.

 

مجله ایرانی روابط بین الملل