شما اینجا هستید: Homeتحلیلسیاست و روابط بین الملل در جهان آشوب زده

سیاست و روابط بین الملل در جهان آشوب زده

رامتین رضایی عضو هیئت تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل

مساله ای که همواره و دست کم در دوران مدرن ذهن اندیشمندان و نظریه پردازان سیاست و روابط بین الملل را به شدت به خود مشغول داشته؛ هرج و مرج؛ فقدان اقتدار مرکزی و مهمتر از آن وجود تعارضات و منازعات سخت افزارانه و نرم افزارانه متعدد و بعضا بی پایان بوده و هست. صرف نظر از این که آیا جهان سیاست ذاتا و اصالتا حائز هرج و مرج بوده و آشوب بوده و یا به زعم سازه انگاران و پسامدرن ها صرفا برساخته های بین الاذهاني یا گفتمانی است؛ به هر کیف آشوب و منازعه در طول تاریخ تکوین روابط و سیاست بین الملل یک واقعیت یا پدیده عینی و غیر قابل اجتناب به شمار رفته است. این نوشتار کوتاه نیز در پی پاسخی مختصر و تحلیلی به این پرسش است که به راستی ریشه یا ریشه های آشوب و ناامنی و نزاع در سیاست و روابط بین الملل چیست؟ و یا چرا بخش اعظم تلاش ها و نهادهای بین المللی در پایان دادن به آشوب قرین موفقیت چشمگیر نبوده است؟
به طور کلی تعارض و آشوب در سیاست جهانی را می توان در سه مولفه یا علت اساسی مورد تحلیل و ریشه یابی قرار داد:
1-    محدودیت منابع مادی و حیاتی مورد نیاز جوامع انسانی از یک سو و نامحدود بودن و سیری ناپذیری نیاز و اشتهای انسان: تردیدی نیست که بخش قابل توجهی از تعارضات و آشوب های جهان نتیجه نیازهای گسترده جوامع به منابع طبیعی و حیاتی بوده که علاوه بر محدوديت؛ به مقدار کافی در اختیار همه جوامع نیز قرار ندارند. منابعی مانند: انرژی؛ آب؛ زمین و مواد معدنی همواره محل عمیق ترین و خونین ترین تعارضات بوده و هستند.
2-    تعارضات فرهنگی-عقیدتی:نظریه برخورد تمدن های ساموئل هانتينگتون؛ مشهورترین ترین رویکرد در این خصوص به شمار می رود. تعارض و تفاوت های اعتقادی و فرهنگی در تمامی طول تاریخ تا به امروز؛ بسیار بیش از نیاز به منابع مادی عامل شکل گیری منازعات و آشوب ها بوده است. تمامی منازعات مسلحانه ای که از ابتدای دهه نود میلادی تاکنون به وقوع پیوسته اند؛ عملا از ریشه های عمیق مذهبی برخوردارند. به همین علت تحلیل این منازعات بر اساس محاسبات واقع گرایانه صرف عموما به نتایج دقیقی ختم نمی گردد.
3-     اما عامل بسیار مهم دیگری که در تحلیل و نظریه پردازی ها به شدت مورد اغفال واقع گردیده؛ کسب افتخار و پرستیژ یا به عبارت بهتر شناسایی به عنوان یک بازیگر مطرح و کسب احترام و تمجید است. ریچارد ندليبو؛ اریک رينگمار و اکسل هونث از مشهورتري نظریه پردازان این مقوله به شمار می روند. شاید برای بسیاری از تحلیلگران این موضوع چندان قابل توجه نباشد که تهاجم عراق به کویت؛ تهاجم آمریکا به عراق و افغانستان و بسیاری دیگر از منازعات شکل گرفته در تاریخ مدرن را به کسب افتخار و احترام و یا جبران سرخوردگی و اهانت ها نسبت دهند.
بنابراین با در کنار هم قرار دادن عوامل سه گانه یاد شده یا به عبارت بهتر مجموع و برآیند آنها می توان ریشه های آشوب در جهان سیاست و روابط بین الملل را بهتر تحلیل و کالبد شکافی نمود. اما درنهایت توجه جدی به یک متغیر اساسی نیز بسیار ضروریست.  مدرنيته؛ انقلاب صنعتی و مهمتر از آن انقلاب ارتباطات و جهانی شدن عوامل بسیار حائز اهمیتی در رشد و گسترش آشوب در سیاست جهانی هستند. به نظر افرادی مانند یانگ؛ گودوين؛ هلد و مک گرو؛ گسترش ارتباطات و وابستگی متقابل بیش از آنکه موجب نزدیکی جوامع به یکدیگر باشد؛ زمینه ساز شناخت تفاوت ها و تعارضات خصوصا در حوزه های هویتی بوده است. جهان امروز شاهد تعارضات چند لایه و چندگانه هویتی است. تعارض هویت محلی و قومی با هویت ملی یکپارچه ساز؛ تعارض هویت عقیدتی سنتی با هویت مدرن و لیبرال جهانی؛ تعارض هویت ملی و با هویت جهانی و منطقه ای؛ جملگی ریشه در گسترش تکنولوژی و ارتباطات جهانی گسترده دارند. بنابراین آشوب در سیاست جهانی همچنان غامض ترین و پیچیده ترین معضل حوزه علوم اجتماعی است.

 

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل