شما اینجا هستید: Homeتحلیلنظام بین الملل، رژیم برجام و هژمونی امریکا

نظام بین الملل، رژیم برجام و هژمونی امریکا

محمدعلی هژبری: عضو هیئت تحریریه

ساختارهای سیاسی بر اساس سه مولفه تعریف میشوند:
اصل سازمان دهنده،
تفکیک کارکردهای واحدها یا اجزا
و توزیع توانمیدیها.
در نگاه نوواقع گرایان، اصل سازمان دهنده در نظام بین الملل، انارشی است.لذا محیط بین الملل، محیط خودیاری(self-help) است. چون دولتی وجود ندارد که امنیت دولتها را تامین کند، همه فقط میتوانند بر قدرت خود، برای تامین امنیت، تکیه کنند.
دولتها یک کارکرد دارند و ان تضمین بقای خود در سطح بین الملل است.
در نظام بین الملل، توزیع توانمندیها در میان واحدها متفاوت است و همین توانمندیها، وضعیت برخورداری هر یک از دولتها را برای تامین امنیت، تعیین میکند.
ساختار نظام بین الملل در رفتار دولتها محدودیت به وجود می اورد‌.ساختار از طریق دو فرایندِ ۱. جامعه پذیری کُنشگران و ۲.ایجاد رقابت میان انها، عمل میکند. منظور از جامعه پذیری این است که دولتها به تدریج با توجه به پاداشها و مجازاتهایی که در برابر رفتار مختلف دریافت میکنند، رفتار مناسب را درمی یابند و همین باعث شباهت در رفتارهای انها میشود.
از طرفی، رقابت میان واحدها و تلاش برای ماندن در گردونه رقابت هم، واحدها را بر اتخاذ رفتارهای مناسب، رهنمون میکند.نظام، کنشگران را محدود میکند.اما درجه این محدودیتها برای کنشگرانِ مختلف، به تبعِ تفاوت در قدرت انها، متفاوت است.فشار و محدودیت نظام بین الملل، بر عربستان سعودی، ایران، اسرائیل و فرانسه به یک اندازه نیست. برای برخی از بازیگران، تشویقها بیشتر و مجازات کمتر است و بالعکس.
همه دولتها برای به حداکثر رساندن قدرت خود، فرار از تنبیه و مجازات و دریافت تشویق بیشتر، از نهادها و رژیمهای بین المللی استفاده میکنند.رژیم به معنای اصول، هنجارها، قواعد و رویه های تصمیم گیری است که انتظارات کنشگران، حول محور انها در یک حوزه موضوعی خاص، به هم نزدیک میشود.
برنامه جامع اقدامات مشترک( برجام) به عنوان یک رژیم بین المللی، منتج از اصولی است که بر مبنای واقعیتها(حاصل چانه زنی برای فرار از تنبیه و مجازات و از طرفی برای ایجاد محدودیت و نظارت و کنترل بر یکی از اعضا) بنا شده است.رژیم برجام، استانداردهای رفتاری اعضا و تکالیف و حقوق انها را تعریف کرده و رویه های تصمیم گیری جمعی در ان مشخص است.
بسیاری از ساختارگرایان، رژیمهای بین المللی را به عنوان متغیر وابسته به قدرت، تلقی می نمایند.انها هیچ نقشی به رژیمها نمیدهند.از این منظر رژیمها الت دست قدرتهای بزرگ هستند.مهم نیست که علت تشکیل و به وجود امدن رژیم برجام چه بوده است.مهم این است که نحوه چینش قدرت اعضا چگونه است؟
قوّت رژیم به میزان رعایت و اجرای قواعد رژیم است‌‌ و به قدرت دولتی بستگی دارد که ان را ایجاد میکند.قوّت رژیم برجام به حضور امریکا به عنوان عامل اصلی ایجاد ان بود.هرچند تمامی طرفها در طراحی و نوشتن رژیم سهم داشته و دارند، اما قدرتهایی بزرگ و امریکا به عنوان ساختار نظام بین الملل با ایجاد محدودیتها و مجازات مختلف( شش قطعنامه الزام اور شورای امنیت و شش قطعنامه شورای حکام آژانس انرژی اتمی و تحریمهای حقوق بشری اروپا و تحریمهای  اولیه و ثانویه امریکا)، ایران را به میز مذاکره کشانده است.
لذا حتی با احتساب پیشرفتهای هسته ای و موشکی ایران و تاثیر ان بر روند مذاکرات و چانه زنی ها، باید اذعان کرد که ساختار نظام بین الملل، قدرت بیشتری برای تاثیر بر کارگزار دارد.لذا رژیم حاصل از این مذاکرات، علی رغم چانه زنیها، به نفع قدرتهای بزرگ خواهد بود.
نکته دیگر اینکه، اگر تشکیل رژیمها، تداوم و تغییر و تقویت و تضعیف انها را وابسته به قدرت بدانیم، باید به نحوه رفتار امریکا به عنوان هژمون و دولت هژمونیک توجه کنیم.
از نظر رابرت کوهین"سیطره یک دولت بر نظام بین الملل، ضروری است.چرا که ساختار تهاجمی قدرت به دست یک کشور، موجب ایجاد رژیمهای بین المللی قوی می شود.رژیمی که قواعدش نسبتا دقیق بوده و اطاعت میشود."برای اینکه دنیا ثبات داشته باشد، باید یک ثبات دهنده و فقط یک ثبات دهنده داشته باشد.جمله اشنایی که ان را از زبان سیاستمداران امریکایی میشنویم.
در تحلیل رئالیستی، دولت هژمونیک، از ظرفیتها و توانمندیهای بسیار عظیمی در جهت جلب نظر یا مجبور کردن سایر دولتها در پذیرفتن یک ساختار اقتصادی و تجاری باز و ازاد برخوردار است.دولتهای دوست با شرط بهره مندی از امتیازاتی که دولت هژمونیک در اختیار انها قرار میدهد، برتری این دولت را پذیرفته و وارد ساختار اقتصادی و تجاری باز و ازاد ایجاد شده میگردند.ارز بسیار قوی و باثبات این کشور، این امکان را فراهم میکند که بتواند حجم انبوه ارز و پول مورد نیاز یک سیستم اقتصادی در حال گسترش را تامین کند.
نياز به قدرت هژمون به علت ماهيت كالايی است كه فراهم مي آورد. اما مشكلي كه در مورد كالای عمومی وجود دارد، تدارك نامطلوب و چيزی است كه اقتصاددانان آن را «سواری مجانی» می نامند؛ يعنی استفاده برخی بازيگران از كالاها بدون آنكه سهمي در توليد آن داشته باشند. پس، وجود كالای عمومی، موجب سواری مجانی ميشود و اينجاست كه يك هژمون بايد وجود داشته باشد. چنين قدرت حاكمی برای تهيه آن كالاها و حل و فصل مسائل به وجود آمده به دست كسانی كه از كالاهای عمومی مجانی استفاده ميكنند، ضروری است. قدرت هژمون بايد اينگونه عمل كند، زيرا سهم عمده در اين سيستم بر عهده اوست.به این جهت، ترامپ از کشورهای عربی منطقه، میخواهد که پول امنیت خود را بپردارند.واشنگتن، حضور نظامی در سوریه را به حساب کشورهای عربی منطقه فاکتور میکند.از طرفی با تز تشکیل ارتش عربی، کشورهایی که مدتها، سواری مجانی داشته اند را به فعالیت وا میدارد.
به تعبیر نوام چامسکی امریکا با مشروع سازی سیطره و سرکردگی خود، عرضه ی تصويری وحشتناك از دشمنی چون ایران و کره شمالی، بزرگنمايی خطر خارجی و نيز غيرقانونی اعلام كردن بازيگران مخالف پذيرش اين برتری و اقدامات مختلف عليه آنان، فقط به منابع و بازارهای خارجی و برتری تکنولوژیکی خود می اندیشد.
کاخ سفید با تفسیر موسع از برجام، به محدودیتهای ایجاد شده برای ایران در حوزه هسته ای قانع نیست.از طرفی با احتساب اینکه، رژیم برجام، به بسط امنیت کشورهای خاورمیانه کمک کرده و از اتمی شدن منطقه‌، جلوگیری کرده است، خواهان دخالت و حضور این کشورها در رژیم برجام موشکی و سیاستهای منطقه ای است.چکیده ی سخنان اخیر پمپئو وزیر امور خارجه امریکا، جایگزینی رژیم تحریم به جای رژیم برجام است.رژیم بین المللی که واشنگتن دنباله رو ان است، رژیم بین المللی با حضور اکثر بازیگران بین المللی و منطقه ای و در تمامی ابعاد سیاسی، فعالیتهای منطقه ای و موشکی و هسته ای است.
قوت رژیم برجام همانند سایر رژیم های بین المللی، به "قواعد رژیم" و توان ایجاد "کالاهای همگانی"، مربوط است. و بالعکس علت فروپاشی یا ضعف رژیم برجام را اگر از زبان سیاستمداران امریکایی بیان کنم، ضعف در قواعد رژیم و "تولید کالاهای همگانی بد" است.
به تعبیر پمپئو و ترامپ، برجام، کالای بد و مخربی تولید کرده است و ان افزایش سیاستهای مخرب منطقه ای تهران است.به تعبیری تهران، پولهای حاصل از گشایش در صدور نفت و انرژی را در سوریه و یمن، لبنان و در حمایت از گروه های تروریستی خرج کرده است.قواعد این رژیم هم بسیار ناقص بوده و فعالیت های موشکی و منطقه ای تهران را دربرنگرفته است‌.لذا حفظ این رژیم به صلاح نیست.اما الترناتیوی برای رژیم برجام ارائه میدهد؟
اروپایی ها، از این جهت که امریکا الترناتیوی برای برجام ارائه نداده است، ناراحت هستند.در واقع انها هم به محدود بودن این رژیم اذعان دارند‌.لذا با توجه به تقسیم کاری که بین امریکا به عنوان هژمون و دولتهای اروپایی به عنوان زیر مجموعه و استفاده کنندگان از کالای عمومی اقتصاد بازار ازاد و نهادهای اقتصادی بین المللی، وجود دارد، انتظار همراهی اروپا با ایران در حفظ برجام، غیرعقلانی است.
کشورهای اروپایی به صراحت گفته‌اند که برای حمایت از شرکت‌های بین‌المللی، به خصوص آنها که در آمریکا فعال هستند امکانی ندارند و چنین شرکت‌هایی باید با توجه به منافع خود، تصمیم‌گیری کنند.آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان هم ضمن عجولانه خواندن تز " حمایت از برجام" جبران کامل خسارت شرکت‌های اروپایی را که به دلیل همکاری با ایران از سوی آمریکا مجازات می‌شوند "توهم" خواند.از شروط رهبر انقلاب هم در بهترین حالت، " تضمین خرید نفت از سوی اروپا " قابلیت عملیاتی شدن دارد‌.
اگر اروپایی‌ها بخواهند راهبرد ایالات متحده را تضعیف کنند، ترامپ گزینه‌هایی برای پاسخ خواهد داشت. قوانین آمریکا به ترامپ اجازه می‌دهند سوئیفت و مدیران آن را در صورت خودداری از قطع دسترسی بانک‌های ایرانی، تحریم کند. رئیس‌جمهور امریکا می‌تواند از اختیارات اجرایی خود استفاده کرده و اعضای هیئت مدیره و مقام‌های ارشد بانک مرکزی اروپایی، بانک سرمایه‌گذاری اروپایی و بانک مرکزی کشورها را در فهرست تحریم قرار دهد.بنظر امریکا، وظایف خود را در قبال برجام انجام داده است.حال در ماه ها و سالهای اینده، نقش بروکسل تقویت و پررنگ خواهد شد.
در دوران زمامداری جرج بوش در امریکا و پررنگ شدن سیاستهای نظامی و تهاجمی واشنگتن، اروپا نقش پلیس خوب را بازی کرده و ابعاد نرم افزاری قدرت را به راه انداخت.از این رو شاهد گفتگوهای انتقادی و حقوق بشری اروپا با ایران بودیم.حال با خروج امریکا از برجام و شروط ۱۲ گانه پمپئو، قدرت نرم افزاری اروپا به کار افتاده و لذا گفتگوهای موشکی و سیاستهای منطقه ای را در اولویت قرار خواهد گرفت.

 

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل