شما اینجا هستید: Homeتحلیل صلح آمریکا با کره شمالی و تاثیر آن بر برجام و ایران :سناریوها و پیامدها

صلح آمریکا با کره شمالی و تاثیر آن بر برجام و ایران :سناریوها و پیامدها

رامتین رضایی عضو هیئت تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل

ملاقات اخیر دونالد رئیس جمهور آمریکا و رهبر کره شمالی در سنگاپور و توافق اولیه و اجمالی دو کشور در خصوص صلح و روابط دو جانبه پس سالیان متمادی تهدید و تنش متقابل گرچه هنوز با یک صلح قطعی و پایدار فاصله نسبتا زیادی دارد اما به هر کیف تاثیر یا تاثیرات احتمالی آن بر نظام بین الملل و خصوصا برجام و برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ایران قابل چشم پوشی نبوده و تحلیل و بررسی در خور توجهی را طلب می کند. این نوشتار کوتاه در پی آن است که پیش از پرداختن به تاثیر این توافق بر ایران و برجام؛ ابتدا رویکرد و راهبرد آمریکا جهت تغییر رفتار دولت های چالش گر را مورد تبیین قرار داده و سپس به بررسی ریشه های تغییر رویکرد بنیادین کره شمالی نسبت به برنامه تسلیحاتی خود پرداخته و در پایان سناریوهای احتمالی تاثیر این توافق بر ایران و برجام را مورد مداقه قرار می دهد.
پس از جنگ جهانی دوم و در دوران موسوم به جنگ سرد؛ تاکتیک و رویکرد امریکا در مقابل شوروی و بلوک شرق به عنوان قدرت چالش گر و مخالف وضع موجود؛ کشاندن آن به رقابت تسلیحاتی و سخت افزارانه نظامی و بسیار پر هزینه بود. جرج کنان به عنوان مبدع این رو یکرد در قامت یک دیپلمات و نظریه پرداز ضمن آگاهی از ضعف شدید بنیه و توان اقتصادی شوروی و نیز شناخت درست از آفت های اقتصاد دولتی درون گرا به خوبی دریافته بود که افزایش هزينه های نظامی و سخت افزاری در شوروی و بلوک شرق به برابر خواهد بود با کاهش شدید ظرفیت اقتصادی و در نهایت ورشکستگی در این حوزه حساس. این تاکتیک در نهایت دو هدف را دنبال می نمود. ورشکستگی و فروپاشی و یا تغییر رفتار؛ مذاکره و توافق. شوروی پیشین در نهایت امر آمریکا را به هر دو هدف مدنظر خود رساند. ابتدا در قالب پروستريکا و گلاسنوست جنگ سرد و نظام دوقطبی را به پایان رساند و سپس برای همیشه مضمحل گردیده و فروپاشيد.
رویکرد مذکور در دوران پس از جنگ سرد نیز همچنان در دستور کار سیاست خارجی آمریکا قرار دارد. کشاندن و وسوسه نمودن کشورهایی مانند کره شمالی؛ ایران؛ روسیه و رژیم های گذشته عراق و لیبی به رقابت تسلیحاتی پر هزینه با هدف افزایش هزینه های نظامی و کاهش ظرفیت های اقتصادی این کشورها به اشکال مختلفی مانند تهدید؛ تحت فشار قرار دادن برنامه های راهبردی نظامی مانند برنامه های موشکی؛ فروش تسلیحات به متحدین و غيره صورت می پذیرد. امریکا همچنان بر ضعف و ناتوانی اقتصادی دول چالش گر تجدید نظر طلب و تک محصولی بودن آنان به خوبی واقف بوده و می داند که هزینه های سنگین نظامی این دولت ها را به ورشکستگی اقتصادی سوق خواهد داد. ورشکستگی اقتصادی نيز مصادف خواهد بود بود مذاکره؛ توافق و تغییر رفتار.
اما در دوران پس از جنگ سرد علاوه بر افزایش دادن هزینه های نظامی مخالفین و چالش گران ابزار دیگری نیز به نام تحریم های اقتصادی و بعضا سیاسی در سطح گسترده ای بر علیه دول چالش گر مورد استفاده قرار گرفته که اقتصاد این دولت ها را همزمان با افزایش هزینه های نظامی آنان هدف قرار می دهد. عراق؛ کره شمالی؛ ایران و لیبی کشورهای تجدید نظر طلبی بودند که به شدت طعم تحریم های آمریکا و غرب را چشیده اند. بنابراین راهبرد آمریکا برای مقابله با چالش گران همواره افزایش هزینه های نظامی آنان از طریق افزایش رقابت تسلیحاتی و نیز تحریم های اقتصادی پر دامنه با دو هدف فروپاشی و یا توافق و تغییر رفتار بوده است.
در خصوص تغییر رویکرد بنیادین و اساسی کره شمالی به دلیل بسته بودن و انزوای شدید این کشور نمی توان یک تحلیل قطعی ارائه داد. چرا که اطلاعات و داده های چندانی از مناسبات قدرت درون حکومتی این کشور در دسترس نیست. اما می توان گفت که محتملا این تغییر رفتار تا حد قابل توجهی می تواند نتیجه ورشکستگی اقتصادی؛ فقر فزاینده و احساس خطر فروپاشی داخلی ناشی از هزینه های سنگین و سرسام آور نظامی باشد. شوروی سابق در سال های پایانی عمر خود؛ چین پس از درگذشت مائو و به قدرت رسیدن دنگ شيائو پنگ و ویتنام پس از پایان جنگ در هندوچین همراه با لائوس و کامبوج  جملگی از کشورهایی هستند که بعد از یک دوره طولانی از تقابل و چالش گری به سمت همگرایی اقتصادی باامريکا و غرب تغییر مسیر دادند. این تغییر مسیر به شکلی عمده نتیجه فشارهای شدید اقتصادی و فروپاشی در این حوزه بود. بنابراین کره شمالی از این حیث الگو و مدل چندان جدیدی در منطقه جنوب شرق آسیا به شمار نمی رود.
اما از نقطه نظر تاثیر تغییر راهبردی کره شمالی و صلح و توافق محتمل این کشور با آمریکا نسبت به برنامه هسته ای ایران و برجام می توان سناریوهای ذیل را مفروض داشت.
1_کره شمالی به عنوان یک الگو و مدل رفتاری برای ایران از سوی غرب و آمریکا خصوصا در زمینه برنامه هسته ای و موشکی مطرح(یا تحمیل) می گردد.
2_کره شمالی متحد جدی ایران به شمار  نمی رفت اما به هر کیف همکاری های نظامی دو کشور و هم سویی در بسیاری از موضوعات و مواضع بین المللی میان دو کشور قابل انکار نیست. در صورت برقراری صلح با آمریکا عملا مسیر ایران و کره شمالی از يکديگر جدا خواهد شد.
3_کره شمالی اطلاعات خود در خصوص برنامه هسته ای و موشکی ایران را در اختيار آمریکا قرار خواهد داد که این مساله می
تواند به افزایش فشار بر ایران از سوی آمریکا و حتی اروپاییان طرفدار برجام بر ایران منجر شود.
4_در صورت برقراری صلح و توافق با کره شمالی؛ تمرکز آمریکا و اروپا بر ایران و برنامه هسته ای این کشور افزایش یافته و فشار بیشتر بر این برنامه ها را به دنبال خواهد داشت.
5-در صورت موفقیت صلح آمریکا و کره شمالی؛ چین و روسیه به عنوان حامیان ایران و برجام نیز محتملا جهت حل پاره ای از اختلافات خود با آمریکا تحت تاثیر الگوی کره شمالی قرار گرفته و عملا از حمایت خود از برجام و برنامه هسته ای ایران شانه خالی کنند.
اما در پایان باید اذعان داشت که با در نظر گرفتن تفاوت های فرهنگی؛ اجتماعی و سیاسی گسترده میان جوامع آسیای جنوب شرقی و خاورمیانه؛ تسری الگوی صلح کره شمالی با آمریکا به ایران به عنوان یک کشور خاورمیانه ای بسیار دور از ذهن و بعید به نظر می رسد. سوابق و شواهد تاریخی در خاورمیانه بر خلاف آسیای شرقی از ناپایداری و بعضا عدم تمایل به توافق و سازش پایدار نشان دارد.

 

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل