شما اینجا هستید: Homeگزارشخودمختاری اقلیم کردستان عراق و موانع پیش رو

خودمختاری اقلیم کردستان عراق و موانع پیش رو

مهدی پادروند

بیستمین هم اندیشی تلگرامی علمی گروه مطالعات روابط بین الملل

 

ادامه سلسله مباحث ابهام در آینده خاورمیانه

تدوین: لیلا طباطبایی/امیر مقدمی

پس از سقوط صدام و شکل‌گیری عراق نوین، اقلیم کردستان عراق که از سال ۱۹۹۱میلادی تحت تسلط اکراد با مرکزیت اربیل اداره می‌شد، توانست به عنوان منطقه‌ای خودمختار در مسیر رشد و شکوفایی اقتصادی قرار گیرد. این موضوع ناشی از درآمد نفت و یا اختصاص ۱۷درصد از بودجه عراق به این مناطق بود.از طرفی دیگر فعالیت سیاسی و اقتصادی اقلیم کردستان عراق به گونه‌ای موفقیت آمیز بود که بسیاری از کشورهای منطقه‌ای و فرا منطقه‌ای را متوجه شمال عراق کرده و سرکنسول‌گری‌ها و نمایندگی‌های زیادی در ابعاد مختلف در اربیل تاسیس شد‌. ازجمله مهم‌ترین این کشورها ایران.ترکیه.آمریکا .آلمان انگلیس فرانسه.چین و کشورهای عربی و حتی عربستان سعودی بود.
موانع استقلال کردستان عراق به دو دسته داخلی و خارجی تقسیم می شوند.
➖در اولین مورد موانع  داخلی است که باید به بحران اقتصادی در این منطقه اشاره کرد که دلایل متعددی نیز برای این بحران مورد توجه باید قرار داد‌. مهم‌ترین مسائلی که باعث ایجاد بحران اقتصادی در اقلیم کردستان عراق شد عبارت‌اند از: ۱-قطع بودجه اقلیم کردستان عراق توسط دولت مرکزی. این مسئله بدین دلیل رخ داد که اربیل بدون هماهنگی با دولت مرکزی عراق اقدام به فروش نفت کرد. در این قسمت نیز باید به توهم احزاب این منطقه اشاره کرد که با بستن قرارداهایی نفتی با شرکت‌های اکسون موبیل. شورون آمریکا. توتال فرانسه.و.... به خودکفایی در عرصه تامین بودجه مالی با افزایش تولید نفت به یک میلیون بشکه میرسند، اشاره کرد.
➖حمله داعش به عراق و اقلیم کردستان عراق. با حمله داعش به عراق و تصرف بخش‌های مهم این کشور ازجمله استان موصل دولت مرکزی عراق هزینه‌های زیادی برای مبارزه با این گروه و تجهیز نیروهای مردمی کرد. در ابتدا دولتمردان اقلیم کردستان بر این ادعا بودند که داعش به کردستان حمله نمی‌کند اما با حمله به این مناطق و تصرف بخش‌های از آن اربیل نیز متحمل هزینه‌های زیادی شد که بتواند با این نیروها وارد درگیری نظامی شود. این موضوع خود مزید بر مشکلات اقتصادی این مناطق شد چرا که با حمله دولت اسلامی عراق و شام امنیت در مناطق کرد نشین که از جمله مهم‌ترین لازمه‌های سرمایه‌گذاری خارجی در جهت توسعه می‌باشد با مشکل جدی مواجه شده و تا حدودی باعث خروج سرمایه گذارهای این منطقه شد.
توهم استقلال حتی از نظر نظامی باعث شد که ابتدا به صورت مستقل وارد درگیری با نیروهای تروریستی در مناطق کرد نشین شوند. که شاید یکی از مهم‌ترین اشتباهات تاکتیکی آقای بارزانی و همکارانشان بود. چرا که نه توان درگیری مستقل با این نیروها را داشتند و نه سعی در توازن بین کشورهای دخیل در بحران عراق را.
➖در اوج تنش  و درگیری با دولت اسلامی افراد زیادی چه از عراق و چه از سوریه وارد این منطقه شده و باعث مشکلات زیادی چه از نظر ناهنجاری‌های اجتماعی و چه از نظر داشتن هزینه بالا در اقلیم کردستان شد که مجددا بر مشکلات مالی این منطقه افزود.
➖پایین آمدن قیمت نفت نیز از جمله مهم‌ترین مشکلاتی بود که سد راه توسعه اقتصادی که لازمه استقلال این منطق می‌باشد، شد.
دومین دلیل داخلی یا مانع داخلی در جهت رسیدن به استقلال کردستان عراق اختلاف بین احزاب سیاسی در این منطقه از جمله اختلاف بین حزب دموکرات کردستان به رهبری بارزانی  با حزب گوران به رهبری انوشیروان مصطفی است.
آقای بارزانی با تاکید بر تحولات خاورمیانه و موفقیت اکراد در میدان‌های متعدد علیه گروه‌های تروریستی بهترین موقعیت برای گرفتن خودمختاری را امروزه تشخیص می‌دهند چرا که اگر اوضاع به حالت عادی برگردد و اکراد مجددا بر استقلال خود پافشاری کنند کشورهای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای از این موضوع حمایت نکرده و اکراد را به تجزیه طلبی متهم می‌کنند.
اما در مقابل رهبر حزب گوران آقای انوشیروان بر این اعتقاد است تا زمانی که یک جامعه متحد سیاسی در کردستان شکل نگیرد گرفتن استقلال محال است. که بنده با این اندیشه موافقم چرا که هر گونه ادعای استقلال امروزه توسط کرستان عراق یعنی مهم‌ترین چیزی گه گروه‌های تکفیری و متحدان آن‌ها مبنی بر تجزیه خاورمیانه است.در داخل کردستان نیز وحدت نظری برای پیروی از آقای بارزانی وجود ندارد و به عبارتی آقای بارزانی در جایگاه خود دارای مشروعیت کامل نیز نمی‌باشد
سومین دلیلی که از نظر داخلی مانع رسیدن کردستان عراق با استقلال می‌شود قدرت گرفتن شیعیان در عراق می‌باشد که از نظر مذهبی نیز دارای اختلاف کامل می‌باشند.

➖مهمترین موانع‌های استقلال کردستان از نظر خارجی :
️کشورهای منطقه
️نبودن اراده بین‌المللی در جهت رسیدن کردستان عراق به استقلال
در بین کشورهای منطقه ایران و ترکیه از جمله مهم‌ترین کشورهای تاثیر گذار بر این منطقه خودمختار می‌باشند البته نباید نقش عربستان و مصر را نادیده بگیریم که خود می‌توانند یک مانع منطقه‌ای برای اقلیم کردستان باشند.
 باید توجه داشت که اصل عدم مداخله در مسائل داخلی کشور دیگر یکی از اصول مهم در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است. اما ذکر این نکته لازم به نظر می‌رسد که بحث استقلال کردستان عراق یک موضوع داخلی با تاثیرات منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای می‌باشد که جمهوری اسلامی ایران را نیز مورد تاثیر خود قرار می‌دهد. از این رو دولتمردان ایران اعلام کردند که برگزاری همه پرسی در اقلیم کردستان عراق در شرایط کنونی باعث بی ثباتی در منطقه خواهد شد. و باتوجه به روابط دوستانه تهران با اربیل این موضوع را یک اقدامی تلقی می‌کند که باعث بی نظمی سیاسی و امنیتی در منطقه می‌شود. چرا که این مسئله باعث می‌شود که کردهای ایران و ترکیه همچنین سوریه را تحت تاثیر خود قرار دهد و باعث اخلال در امنیت ملی سه کشور مذکور شود. اما مهم‌ترین دلیل مخالفت ایران نیز می‌تواند ناشی از اوضاع داخلی عراق باشد چرا که با توجه به بحران ایجاد شده در این کشور برگزاری همه پرسی اربیل برای رسیدن به استقلال باعث برخوردهای سیاسی می‌شود که امکان دارد این برخوردهای سیاسی سبب اقدامات نظامی طرفین و برخورد امنیتی شود.
جمهوری اسلامی ایران نگاهی دور اندیشانه ‌تر نسبت به این موضوع دارد. و به این مسئله اشاره می‌کند که با توجه با اینکه ارتش عراق در حال شکست داعش در مناطق اشغال شده می‌باشند و اجرای این همه پرسی ممکن است باعث برخورد امنیتی بین طرفین شود و زمینه را برای بازگشت تروریست‌ها فراهم کند.
جمهوری اسلامی ایران با انتقال مقر گروه تروریستی پژاک به مقرهارون در اقلیم کردستان و در اختیار گذاشتن مناطقی از کردستان عراق برای آموزش این گروه باعث شده است که نگاه امنیتی بر دستگاه سیاست خارجی ایران پررنگ ‌تر شود. و برای جلوگیری از این اقدام خروج نیروها و پیشمرگه‌های عبدالرحمان حاج احمدی از خاک کردستان عراق همچنین عدم حمایت سیاسی از این گروه می‌تواند در برقراری ارتباط بهتر اربیل و تهران کارساز تر باشد. چرا که ایدئولوژی اکراد با آنچه در ذهن آپو و حاج احمدی و سیستم داخلی این گروه تروریستی می‌گذرد اختلاف‌های غیر قابل انکاری دارد
موضع جمهوری ترکیه تقریبا همان موضع ایران است. جمهوری ترکیه نیز براین اعتقاد است که حفظ تمامیت ارضی تمام کشورها از جمله مهم‌ترین اصولی است که این روزها بر آن تاکید می‌کنند‌. همچنین در کنار ایران آنکارا نیز بر این اعتقاد می‌باشد که برگزاری رفراندوم و دادن استقلال باعث اخلال در عزم ملی عراق جهت مبارزه با داعش شده و زمینه را برای اقدامات مجدد این تروریست‌ها فراهم می‌کند. اما باید توجه داشت بدون موافقت ایران و ترکیه اگر هم استقلال در کردستان عراق اعلام شود بعد از همه پرسی رسیدن به آنچه برای بعد از استقلال تعریف شده است به دور از انتظار می‌باشد. چرا که تشکیل یک منطقه در شما عراق و دارا بودن استقلال  بدون داشتن قدرت انتقال و صدور انرژی که از مهم‌ترین منابع تامین مالی این منطقه است با مشکلات عدیده‌ای مواجه می‌شود. ارتباط داشتن با ترکیه هم از نظر سیاسی و هم از نظر اقتصادی لازم و به عبارتی برای این منطقه ضروری به نظر می‌رسد چرا که بدون ایران و ترکیه و داشتن روابط حسنه با این دو کشور موققیت زیادی نصیب اربیل نخواهد شد .
دولت ترکیه نیز همانند ایران دیدگاه امنیتی خود را نسبت به اکراد موجود در ترکیه و فعالیت گروه پ ک ک حساس کرده و هرگونه اعلام استقلال در اربیل ممکن است به یک الگو برای سایر اکراد در کشورهای چهارگانه تبدیل شود و امنیت منطقه را مجددا با مشکلات جدی مواجه شود‌. و این موضوع به دور از منطق سیاسی می باشد دولتمردان اربیل باید بدانند که خاورمیانه جایی برای تنش نیست و به عبارتی ندارد چراکه به اندازه کافی در خاورمیانه تنش وجود دارد و هدف والا باید نابودی داعش و سایر تروریست ها باشد نه استقلال
اما ذکر رویکرد روسیه و آمریکا در مقابل استقلال کردستان خالی از لطف نمی‌تواند باشد. الف). روسیه: مسکو در مقابل استقلال اکراد دو رویکرد می‌تواند داشته باشد. اول اینکه با توجه با مبارزاتی که کردهای عراق علیه داعش انجام دادند در ادامه ممکن است باعث تشکیل دولت کردی شود و در این صورت روسیه باید این دولت را به رسمیت بشناسد تا با برقراری روابط حسنه با این منطقه از رقابت‌های مختلف با غرب غافل نشود. دوم اینکه مسکو همواره در تلاش است با متحدان منطقه ای خود از جمله ایران. عراق. سوریه رابطه‌ای محکم و مفید داشته باشد که در این صورت پذیرفتن استقلال کردستان ضربه‌ای مهلک به این رابطه و منافع مسکو خواهد زد. روسیه در این روزها بیشترین تجارت را با دولت عراق در زمینه فروش تسلیحات دارد که بخشی از آن‌ها نیز به اربیل داده شده تا با داعش مبارزه کنند. که این موضوع نیز یک فرصت برای مسکو می‌باشد که رابطه خود را با دولت مرکزی عراق برای هدف مذکور و همچنین رابطه خود را با اربیل برای تجارت انرژی برقرار کند.
اما به نظر من باید به این نکته نیز توجه کنیم که درست است شرکت روسنفت با ظرفیت بیش از ۷۰۰هزار بشکه در روز با اربیل قرارداد بسته است و در آینده به یک میلیون قرار است برسد اما هزینه ترانزیت و روابط با ایران و ترکیه و دولت مرکزی عراق بیش از این موضوع برای مسکو ارزشمند است . اوراسیا گراها در راس سیاست خارجی روسیه همواره درصدد هستند که روسیه را به قدرت زمان شوروی برسانند  انرژی و اقتصاد از جمله مهم‌ترین اهرم‌های مسکو و دولتمردان ان برای رسیدن به این مهم می‌باشد که انرژی خاورمیانه در این بین از اهمیت ویژه‌ای همواره در طول تاریخ برای روسیه برخوردار بوده است. که منطقی به نظر نمی‌رسد که با حمایت ار استقلال کردستان رابطه خود را با مهم‌ترین کشورهای خاورمیانه قطع و یا با مشکل مواجه کند.
اکراد در کشور روسیه و ارتباط پنهانی آقای بارزانی با رژیم اشغال‌گر قدس از جمله مواردی برای داشتن ارتباط با دولت عراق توسط مسکو می‌تواند باشد.
➖رویکرد آمریکا و اسرائیل به کردستان عراق:
 باخروج نیروهای نظامی آمریکا از عراق واشنگتن دو رویکرد را نسبت به این کشور در پیش گرفت
▪️حمایت از گروه‌های تروریستی
▪️حمایت از خودمختاری برخی مناطق ازجمله کردستان این کشور. با وجود بحران های موجود در خاورمیانه به ویژه عراق و سوریه رژیم صهیونیستی و امریکا جنگ‌های نیابتی راعلیه دشمنان منطقه‌ای خود از جمله ایران آغاز کردند که به دلیل ناکارآمدی این سیاست رویکرد حمایت از اکراد در سوریه و عراق را در پیش گرفت.
 با استقلال کردستان و حمایت هایی که ازسوی رژیم صهیونیستی از اربیل انجام می شود. آنها می‌توانند تهدیدات خود را از طریق انحصار قدرت و ایجاد پایگاههای نظامی متعدد در منطقه به ویژه در اقلیم کاهش دهند. (منظور از انحصار قدرت یعنی تبدیل تل آویو به قدرت اول منطقه‌).ایجاد پایگاه نظامی در کشورهای مختلف به این  دلیل است که امنیت منافع خود را خارج از مرزهای سرزمینی تامین کنند. با توجه با قرار گرفتن اربیل و کردستان عراق در مناطق نفت خیز این کشور با حمایت‌های  آمریکا و رژیم صهیونیستی می‌توانند به انرژی مهمی در خاورمیانه دست یابند.
البته باید توجه داشت که با آموزش دادن نیروهای تروریستی پژاک توسط اسرائیل و آمریکا و دراختیار گذاشتن تسلیحات و ابزارهای نظامی هدف کاملا مشخص است . و این موضوع باعث حساسیت بیشتر روسیه و ایران در جهت مخالفت با این استقلال می‌شود.
هرچند با برگزاری رفراندوم در اربیل  جهت دست یابی به استقلال ،باعث تنش با دولت مرکزی عراق برای آقای بارزانی  وهمچنین رقابت‌های پر تنشی  کشورهای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای باعث اختلال در ثبات جامعه ضعیف اکراد در عراق شودخواهد بود .
بهترین راه از نظر نگارنده برای این روزهای اربیل همراهی با دولت مرکزی عراق در جهت مبارزه با داعش جهت بازگشت به امنیت و ثبات کامل عراق می‌باشد.اما باید به این موضوع هم اشاره کرد که با  این اقدام که اربیل  دولت مرکزی عراق نیز باید با رعایت کامل اصول فدرالیسم در عراق و اصلاح قانون اساسی و رفع فرقه گرایی از تنش با منطقه خودمختار کردستان خودداری  بودجه لازم و ذکر شده در قانون اساس عراق جهت پیشرفت و توسعه این منطقه رادر اختیار اربیل قرار دهد.نکته دیگر که باید مسئولین اربیل مورد توجه خود قرار دهند عدم حمایت از گروه‌هایی همچون گروه تروریستی پژاک  است که امنیت ایران را در برخی مواقع با مشکلات جدی مواجه کرده است.زیرا با ادامه این اقدامات و حمایت همه جانبه ای که کشورهای غربی و متحدان منطقه‌ای آن‌ها از طریق کانال اربیل با این گروه‌های معارض انجام می‌دهند در آینده نه چندان دور بر روابط اربیل و تهران اثرات منفی خواهد گذاشت.

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل