شما اینجا هستید: Homeگزارشضرورت اتخاذ استراتژی برد - برد از سوی ایران در قبال سوریه

ضرورت اتخاذ استراتژی برد - برد از سوی ایران در قبال سوریه

بیست و یکمین هم اندیشی گروه مطالعات روابط بین الملل

روح الله سوری /کارشناس ارشد روابط بین الملل

در ادامه سلسله مباحث "ابهام در آینده خاورمیانه"

تدوین:لیلا طباطبایی/امیر مقدمی
آنچه در ابتدای مبحث مهم و قابل توجه است طرح این سوال است که علت واقعی مخالفت ها و به بیان بهتر ضدیت دونالد ترامپ و تندروهای کاخ سفید با برجام چه چیزی می تواند باشد؟. این سوال از آن جهت حائز اهمیت است که نوع پاسخ به آن می تواند در تحلیل درست و دقیق تر تحولات منطقه ای بویژه در شرایط پسابرجام و به تبع آن در شیوه اتخاذ موضع ایران در برابر مسایل منطقه ای تاثیر بسزایی داشته باشد.
با توجه به اهمیت برجام به عنوان یک توافق  تاریخی که در خود این قابلیت را دارد که مسایل سیاست داخلی و خارجی ایران را به تاسی از آن بتوان به دو دوره قبل و بعد از برجام تقسیم بندی نمود. تحلیل اوضاع کنونی منطقه خاورمیانه بویژه از دریچه تاثیرپذیری منافع ملی ایران از تحولات منطقه،بدون لحاظ نمودن برجام و آینده آن امری  سخت و البته نامطلوب خواهد بود.برجام را باید توافقی درنظر گرفت که توانسته در قالب یک بازی برد-برد به بخش های مهمی از خواسته های طرفین جامه عمل بپوشاند و در این میان آنچه غیرقابل کتمان است اجماع جامعه جهانی بر توانایی برجام در حل مشکل هسته ای میان ایران و غرب و شکل گیری چارچوبی حقوقی و فنی برای آن می باشد و این مساله ای است که ترامپ و تیم حامی وی نیز  کاملا به آن واقف هستند و تردیدی نیست که سیاستمداران تازه کار کاخ سفید در کنار کهنه کاران مخالف جمهوری اسلامی ایران بر توانایی برجام در حل مشکل هسته ای ایران لااقل در طول دوره توافق،هم نظر هستند به همین دلیل به نظر می رسد که پاسخ به سوال مطرح شده را نه در برداشت ترامپ در میزان موفقیت یا عدم موفقیت برجام در حل کشمکش هسته ای غرب با ایران ،که باید در موضوعات دیگری از جمله جایگاه منطقه ای ایران در تحولات منطقه ای جستجو کرد. در واقعیت امر مهمترین مشکل ترامپ با ایران در شرایط کنونی را نه صرفا برجام که باید نگرانی ایالات متحده از افزایش حضور و  نقش ایران در منطقه به ویژه تحت تاثیر برجام در نظر گرفت.
دونالد ترامپ و مخالفان جمهوری اسلامی ایران در کاخ سفید نمی توانند شاهد توافقی باشند که علیرغم موفق عمل کردن آن در حل مناقشه هسته ای میان ایران و غرب همزمان منجر به بهبود روابط ایران با جامعه جهانی و ارتقا جایگاه ایران در نظام بین الملل نیز شده باشد.از نظر نگارنده، نگاه ترامپ به توافق هسته ای صرفا متاثر از نقش و توان آن در حل مشکل هسته ای نمی باشد بلکه از نظر ایشان آنچه اهمیت دارد و در توافق  به آن توجه ای نشده است قدرت گرفتن ایران تحت تاثیر منافع حاصله از برجام در حوزه های سیاست خارجی و اقتصادی است. از نظر ترامپ توافق هسته ای با ایران ناخواسته یا خواسته منجر به تقویت ایران شده است. و بدیهی است که این مساله به هیچ عنوان خوشایند دولت ترامپ نمی باشد.
از جمله مهمترین موضوعی که در سال های اخیر عرصه قدرت نمایی جمهوری اسلامی ایران شده است مساله سوریه می باشد. در واقع روند تحولات سوریه تحت تاثیر حضور ایران و روسیه به سمتی است که از دیدگاه ترامپ  جز قدرت گرفتن ایران و تغییر موازنه قوا به نفع محور مقاومت معنای دیگری ندارد به همین خاطر ترامپ تلاش وافری دارد تا با استفاده از ابزارهای مختلف چون تحریم های موشکی ،متقاعد کردن دیگر طرفین برجام برای تجدید نظر در تواقق هسته ای و یا حتی تحت فشار قرار دادن ایران برای خروج از برجام،فرصت مناسب برای مقابله با قدرت گرفتن ایران را به دست اورد. در واقع از دیدگاه ترامپ، توافق هسته ای از یک طرف باعث رفع تحریم ها و شکستن اجماع بین المللی علیه ایران شده است و از طرف دیگر هم ضمانت های حضور بدون مانع ایران در سوریه و دیگر تحولات منطقه ای را افزایش داده است. تردیدی نمی توان داشت که در نبود برجام قدرت مانور ایران در مسائل منطقه ای به مراتب کمتر از زمان حال بود و ایالات متحده نیز از توانایی بیشتری برای همراه نمودن قدرت های اروپایی به منظور مقابله با ایران برخوردار بود. بدین ترتیب در شرایطی که می توان مهمترین عامل ایجاد اختلاف در روابط ایران با امریکا را تغییر در توازن قوای منطقه ای به نفع ایران به حساب آورد به نظر می رسد که بحران سوریه و چگونگی نقش آفرینی ایران در آن تاثیر بسیار مهمی در تامین منافع ملی ایران در آینده و حتی سرنوشت برجام خواهد داشت .
آنچه در مورد بحران سوریه باید گفت وجود رقابت و تضاد منافع میان طیف وسیعی از بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای درگیر در آن می باشد در یک طرف جمهوری اسلامی ایران و روسیه با هدف حفظ تمامیت ارضی سوریه و شکست داعش قرار دارند و در طرف دیگر ماجرا هم ایالات متحده آمریکا ،عربستان و رژیم صهیونیستی قرار دارند که در تضعیف ایران دارای منافع مشترک هستند.
اما مساله سوریه بسیار پیچیده تر از آن می باشد که به راحتی با یک چنین تقسیم بندی ساده ای به توان به تحلیل آن پرداخت. در واقع وجود تضاد عمیق منافع میان کشورهای درگیر در کنار سایر تنش ها و تحولات منطقه همچون بحران یمن، مساله قطر،مسائل کردها، موضوع فلسطین و موارد دیگر که تحت تاثیر آن مرزهای میان دوست و دشمن در منطقه دچار نوعی پیچیدگی و آشفتگی شده است ومنجر به آن گردیده که چشم انداز روشنی برای پایان دادن به بحران سوریه پیش روی جامعه جهانی وجود نداشته باشد.
در این میان آنچه برای ایران می بایست واجد اهمیت باشد اتخاذ یک استراتژی مناسب در بازی پیچیده سوریه به منظور تامین منافع خود و ممانعت از حذف شدن خود در اینده سوریه و دیگر مسائل منطقه ای است.مساله مهمی که وجود دارد این است که هرگونه سرنوشتی که در بحران سوریه منجر به تضعیف منافع منطقه ای ایران شود می تواند به تهدید منافع ملی ایران در سایر مسائل منطقه ای از جمله یمن و حتی مناقشه فلسطین -اسراییل از طریق برقراری نوعی صلح عربی -اسراییلی بیانجامد.پیدا شدن یک راه حل مناسب برای بحران سوریه که طی آن منافع ایران نیز در منطقه تامین شود از چند جنبه حائز اهمیت خواهد بود:
▪️از نظر مسئولیت اخلاقی و انسانی پیدا شدن راه حلی برای خاتمه دادن به این بحران باید مورد توجه همه طرفین باشد. در این میان جمهوری اسلامی ایران با توجه به تفاوت قائل شدن میان برداشت  خود از اسلام با دیگر برداشت های افراطی از اسلام و همچنین تفاوت قائل شدن میان نوع حضور خود با دیگر کشورها در بحران های منطقه ای از مسولیت سنگین تری برخوردار است. نباید از نظر دور داشت که ادامه جنگ با توجه به مشکلات ایجاد شده برای مردم سوریه و اوارگی جمعیت قابل توجه ای از  مردم این کشور می تواند تاثیرات منفی برای وجهه و دیپلماسی عمومی ایران به همراه داشته باشد.

▪️ امنیت منطقه؛ تردیدی نیست که تامین منافع ملی هر کشوری در بستر جنگ و ناامنی محقق نخواهد شد و خاورمیانه نیز به عنوان منطقه ای که ایران در حضور دارد از این مساله مستثنی نخواهد بود. ناامنی و بحران در منطقه باعث خواهد شد که روابط میان کشورهای منطقه به جای شکل گیری حول محور مسائل نرم به سمت سیاست قدرت و حاکم شدن انگاره های واقع گرایی بر روابط میان کشورها متمایل شود . در چنین حالتی به جای شکل گیری روابط تجاری و اقتصادی و فرهنگی میان کشورها رقابت نظامی عدم اعتماد و تلاش برای کسب حوزه نفوذ بیشتر به اولویت اصلی کشورهای منطقه تبدیل خواهد شد . مسلم است که در چنین وضعیتی تامین منافع ملی(به معنای رشد و توسعه اقتصادی و سیاسی و نه فقط تمامیت ارضی و بقا) برای ایران و دیگر کشورها امر اسانی نخواهد بود.
▪️برجام؛ ادامه وضعیت کنونی و نرسیدن به یک فهم مشترک با دیگر بازیگران در مورد بحران سوریه می تواند به تهدیدی برای حیات برجام و در نتیجه بروز پیامدهای غیرقابل پیش بینی در رابطه ایران با کشورهای منطقه تبدیل شود.
▪️ پساداعش؛ در صورت موفقیت ایران در تضعیف داعش در سوریه و تثبیت حکومت بشار در قالب یک بازی برد - باخت بدون توجه به بازیگران دیگر ، احتمال افزایش درگیری میان ایران و امریکا و یا دیگر کشورها احتمالی دور از ذهن نخواهد بود.
بنابراین به نظر می رسد با توجه به موارد 4 گانه ای که گفته شد ،اتخاذ رویکرد مناسب از سوی ایران در قبال بحران سوریه ضرورتی فوری و انکارناپذیر برای ایران می باشد.اما اینکه این استراتژی از چه ویژگی هایی باید برخوردار باشد به نظر می رسد که می توان چند ویژگی یا ضرورت مهم در این باره را بصورت زیر ذکر نمود: اولین مساله ای که در استراتژی مورد نظر بایست لحاظ گردد ادامه مبارزه ایران با داعش است. رویکرد تداوم مبارزه با داعش بدون درگیر شدن با مخالفان اسد می تواند واجد دو اثر برای سیاست خارجی ایران باشد:
الف- تغییر مثبت در موازنه قوا به نفع ایران در مقابل رقبای خود در سوریه
ب- مشروعیت بخشی به مشارکت و ایفای نقش ایران در پروسه های حل و فصل بحران سوریه
در واقع مبارزه ایران با داعش به عنوان تهدیدی مشترک علیه جامعه جهانی می تواند تثبیت کننده جایگاه ج.ا.ا به عنوان بازیگر اصلی مقابله کننده با داعش در منطقه باشد. همچنین از طریق کاهش قدرت داعش می تواند به تغییر موازنه قوا به نفع ایران و درنهایت ایجاد این حق برای ایران شود که به عنوان یک بازیگر مهم در طرح های صلح مرتبط با سوریه به مشارکت گرفته شود.
 ضرورت دومی که در تدوین استراتژی مورد نظر ایران می بایست مدنظر قرار داده شود بحث شناخت انگیزه های روسیه به عنوان متحد نزدیک ایران در بحران سوریه می باشد. انگیزه های روسیه در این بحران را می توان متاثر از رقابت این کشور با امریکا ،مساله اوکراین و حضور ناتو در مرزهای شرقی خود دید. در واقع انگیزه ایفای نقش محوری تر این کشور در خاورمیانه و رقابت با امریکا در این زمینه را باید از جمله انگیزه هایی دانست که روابط ایران با این کشور را نیازمند درنظرگرفته شدن ملاحظات بیشتری می کند. چرا که وجود این انگیزه ها می تواند در زمان لازم روسیه را به سمت تعامل بیشتر با عربستان و ترکیه و حتی رژیم صهیونیستی و لحاظ نمودن منافع آنها در بحران سوریه متمایل سازد.
جنبه مهم دیگر تاکیدی است که ایران می تواند و می بایست بر نقاط مشترک میان خود با سایر بازیگران درگیر در بحران سوریه داشته باشد.جمهوری اسلامی ایران با حضور در نشست آستانه و تاکیدی که در این نشست بر قطعنامه های سازمان ملل در ارتباط با سوریه داشته است در واقع ضمن اعلام پایبندی خود بر تصیمات بین المللی بر مواردی تاکید کرده است که دستگاه سیاست خارجی ایران می تواند از آن ها به عنوان نقاط مشترک  خود با دیگر بازیگران در جهت کاهش تنش ها استفاده نماید.
ودر نهایت ایجاد کانال های ارتباطی با مخالفان اسد عربستان و ایالات متحده در کنار حفظ ارتباط موثر با اروپا و روسیه می تواند در افزایش تاثیرگذاری ایران در اینده سوریه نقش بسزایی داشته باشد.
در نتیجه باید توجه داشت که طولانی تر شدن و پیچیده تر شدن روند بحران سوریه در نهایت می تواند معادلات را به زیان ایران تقویت نماید از این رو به باور نگارنده ، رویکرد ایران نسبت به سوریه به مانند برجام باید رویکردی مبتنی بر برد - برد باشد. زیرا اتخاذ رویکرد برد-باخت برای حل بحران سوریه جدای از سخت کردن امکان دستیابی ایران به اهداف و منافع ملی،خطر پیچیده تر شدن و مبهم تر شدن تحولات خاورمیانه و وقوع جنگ مستقیم میان قدرت هایی که هم اکنون بصورت غیرمستقیم با هم درگیر هستند را نیز افزایش خواهد داد.
 تجربه نشان داده است که چه در جریان حمله امریکا به افغانستان و چه در زمان کنونی در جریان مبارزه با خطر تروریسم داعش، ایالات متحده با ایران منافع مشترک بیشتری داشته تا با کشورهای عرب مورد حمایت خود در منطقه. لذا به نظر می رسد که مشارکت فعالانه و همیارانه ایران در پیدا نمودن راه حل برای بحران سوریه با مشارکت دیگر بازیگران و بهره برداری مناسب از اشتراک منافع خود با دیگران می تواند در کاهش اختلافات تامین منافع ملی و نهایتا حفظ و ارتقا جایگاه ایران در منطقه تا حدود زیادی موثر واقع گردد.

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل