شما اینجا هستید: Homeگزارشرای مثبت به استقلال کردستان؛ راهبرد مناسب ایران در قبال این موضوع

رای مثبت به استقلال کردستان؛ راهبرد مناسب ایران در قبال این موضوع

روح اله سوری

 بیست وچهارمین هم اندیشی تلگرامی علمی تخصصی گروه مطالعات روابط بین الملل

گرد آوری و تدوین: لیلا طباطبایی/امیر مقدمی
اقلیم کردستان عراق منطقه ای واقع در شمال شرقی عراق با جمعیتی حدود پنج  میلیون و مساحتی حدود شصت هزار کیلومترمربع  می باشد که  دارای مرز مشترک با برخی استان های غربی ایران می باشد. در واقع مرز مشترک ایران و اقلیم کردستان جزیی از مرز 1458 کیلومتری ایران با کشور عراق می باشد که از لحاظ طول بلندترین مرز خشکی ایران با کشورهای همسایه خود می باشد.وجود اشتراکات فرهنگی و زبانی میان کردهای ایران و کردهای عراق، داشتن مرز مشترک با این منطقه و همچنین وجود سابقه طولانی روابط با کردهای عراق از جمله عوامل مهمی هستند که منجر به افزایش اهمیت اقلیم نزد ایران شده است
کردهای عراق چه در دوران قبل از انقلاب و چه پس از آن همواره از جایگاه مهمی در سیاست خارجی ایران در قبال حکومت های عراق برخوردار بوده اند. خروج عراق از پیمان بغداد به دنبال کودتای 1958 توسط ژنرال عبدالقاسم چپ گرا و نزدیک شدن این کشور به بلوک شرق،  روابط میان ایران وعراق را وارد رقابت های متاثر از جنگ سرد نمود و در این میان کردها که به رهبری مصطفی بارزانی در حال جنگیدن با حکومت های مرکزی عراق بودند به عنوان عاملی در جهت تضعیف و فشار بر حکومت عراق مورد حمایت ایران واقع گردیدند.
پس از انقلاب اسلامی نیز منافع مشترک میان جمهوری اسلامی ایران وکردهای عراق  در جنگ 8 ساله مجددا منجر به قرارگرفتن کردها و ایران در کنار یکدیگر شد و نهایتا ارتباط میان کردهای عراق و ایران با ظهور داعش وارد مرحله جدیدتری گشت که طی آن  شاهد حضور ایران در داخل خاک عراق  و نبرد با داعش  در کنار پیشمرگه ها ی کرد هستیم.حضوری که پیوندهای میان ایران و کردهای عراق را محکم تر از قبل نموده است.اگرچه در تاریخ روابط سیاسی ایران و کردها می توان به برخی نقاط تیره همچون نقش و حمایت مصطفی بارزانی از جمهوری مهاباد و یا جمهوری اذربایجان در ایران نیز اشاره کرد  اما در کل می توان از روابط میان ایران و کردهای عراق  به عنوان روابطی دوستانه یاد کرد.
باید توجه داشت که روابط میان ایران و کردستان عراق تنها محدود به روابط سیاسی نبوده بلکه روابط اقتصادی و صادراتی نیز بخشی از این روابط می باشد به نحویکه در حال حاضر صادرات ایران به اقلیم ، علیرغم روند کاهشی آن طی سال های اخیر چیزی حدود 5 میلیارد دلار می باشد که این میزان صادرات در واقع یک سوم روابط اقتصادی ایران و عراق را به خود اختصاص داده است.
بنابراین با توجه به آنچه گفته شد می توان گفت که همه پرسی  برگزار شده در تاریخ 5 سپتامبر  قطعا از اهمیت بسزایی نزد ایران  برخوردار می باشد و شرایط بوجود امده  قبل و پس  از همه پرسی در حال شکل دادن به فصل دیگری از روابط میان کردها و ایران می باشد به همین خاطر بنده بر این باورهستم که راهبرد اتخاذی و نوع مواجه ایران درقبال این موضوع با توجه به تاثیراتی که می تواند در سیاست ها و جایگاه  منطقه ای ایران داشته باشد از اهمیت بسزایی برخوردار می باشد.
جمهوری اسلامی ایران از همان ابتدای مطرح شدن همه پرسی به مخالفت با این موضوع پرداخت. مخالفتی که از دیدار و مذاکره تا تهدیدهای لفظی و انجام مانور نظامی را در برمی گیرد.
در رابطه با علل مخالت ایران با همه پرسی استقلال می توان به موارد زیر اشاره کرد:
●حضور جمعیت های کرد و مناطق کردنشین هم مرز با کردستان عراق و احتمال تاثیرپذیری کردهای ایران از این مساله
● پیوندهای میان ایران و عراق به دنبال روی کارامدن شیعیان در این کشور و تهدیدی که استقلال کردستان می تواند بر امنیت و ثبات عراق به عنوان یک کشور متحد منطقه ای ایران داشته باشد
●تقویت گروه های تروریستی از رهگذر تنش میان عراق و کردستان و تاثیرپذیری مبارزه علیه داعش از این موضوع
●افزایش حضور و نفوذ رژیم صهیونیستی در مرزهای ایران
در هر صورت علیرغم مخالفت های جدی ایران و ترکیه و عراق همه پرسی مورد نظر درتاریخ مقرر برگزار و طبق نتایج اعلام شده بیش از 90 درصد شرکت کنندگان در این همه پرسی به سوال مطرح شده پاسخ آری گفتند و از این لحاظ اکنون تلاش های ایران در شرایط پس از همه پرسی بر اجرایی نشدن نتایج این همه پرسی تمرکز یافته است.حال سوال این است که راهبرد مناسبی که از سوی ایران می تواند اتخاذ شود از چه ویژگی هایی بایست برخوردار باشد؟به نظر می رسد که راهبرد مورد نظر ایران را می توان  شامل دوبخش در نظر گرفت:
➖اعمال فشار و اقدامات تنبیهی
➖رایزنی و میانجی گری
در بعد سیاست اعمال فشار، ایران تا کنون با بستن مرزهای زمینی  و هوایی خود بر کردستان عراق ،انجام مانور نظامی در مرزهای خود با کردستان و اعلام عدم پذیرش نتیجه این همه پرسی تلاش داشته است تا از طریق سیاست فشار بر بارزانی،وی را مجبور به عقب نشینی از تصمیم خود نماید.
نکته مهمی که در ارتباط با سیاست فشار باید مورد اشاره قرار گیرد این است که  این سیاست  نیازمند آن است که از دو جنبه مهم مورد توجه بیشتر از سوی مسولین و تصمیم گیرندگان ج.ا.ا واقع گردد.
 ●تاثیر سیاست اعمال فشار بر مبادلات اقتصادی ایران با کردستان
● تاثیر این سیاست بر احتمال ایجاد واکنش در میان کردهای عراق و حتی کردهای ایران و تحریک احساسات آنها علیه ایران .
همانطور که گفته شد مبادلات اقتصادی ایران با کردستان عراق چیزی حدود یک سوم کل مبادلات با عراق را تشکیل می دهد به همین دلیل بستن مرزها و توقف صادرات ایران به کردستان می تواند در درازمدت منجر به ایجاد مشکلات و نارضایتی هایی در میان صادرکنندگان و بخش خصوصی گردد. از طرفی هم بستن مرزها و محاصره اقلیم کردستان می تواند از رهگذر ایجاد مشکلاتی که در زندگی روزمره کردهای اقلیم  به همراه داشته باشد به تحریک احساسات کردها و افزایش احتمالی تنش ها بیانجامد.این مساله با توجه به سوابق پیوندهای نزدیک سیاسی و فرهنگی میان ایران و کردهای عراق و نقش حمایتی ایران از کردها در طی دهه های متوالی از اهمیت بسزایی برخوردار می باشد.
نکته مهم دیگری که در ارتباط با سیاست اعمال فشار باید مورد توجه قرار گیرد این است که ج.ا.ا باید کاملا مراقبت نماید که این فشارها به سمت درگیری نظامی سوق پیدا نکند بویژه با توجه به برخی تهدید ها از جانب گروه حشد الشعبی نسبت به  این همه پرسی، ایران باید نظر به نفوذ خود در میان این گروه مانع از شکل گیری هر گونه تنش نظامی و خشونت بار میان کردها و دیگر گروه های مخالف همه پرسی و یا دولت مرکزی عراق شود.
وجه دیگری که ج.ا.ا بایست در کنار سیاست اعمال فشار بر کردستان بصورت همزمان و جدی پیگیری نماید حفظ ارتباط با کردهای عراق و تلاش برای برقراری مذاکره میان اقلیم با دولت مرکزی می باشد. باید توجه داشت که اوردن بارزانی به میز مذاکره بخصوص پس از رای مثبت به همه پرسی  و پرشدن دست کردها در شرایطی محقق خواهد شد که کردها نزد خود به این نتیجه رسیده باشند که از این مذاکرات، نتاج قابل توجهی را می توانند به دست اورند و یا اینکه در شرایطی قرار گیرند که با توجه به سیاست های اعمال فشار همسایگان، ادامه این وضعیت برایشان تقریبا غیر ممکن باشد.اما با توجه به اثراتی که  سیاست اعمال فشار در درازمدت می تواند بر کشورهای اعمال کننده این سیاست  داشته باشد و همچنین بالا بردن احتمال بروز تنش در منطقه، به نظر می رسد که کاربرد همزمان سیاست فشار و مذاکره از جانب ایران، راهبرد مناسب تری باشد.
با توجه به اینکه یکی از مهمترین وجوه اختلاف میان اقلیم و عراق موضوع اجرایی شدن ماده 140 قانون اساسی عراق و موضوعات اقتصادی یعنی صادرات نفت از کردستان و بحث بودجه اقلیم می باشد جمهوری اسلامی ایران با توجه به نزدیکی خود با سیاستمداران دولت مرکزی عراق بایست برای رسیدن دو طرف به  یک توافق و اشتراک نظر راجع به این موضوعات در نقش یک میانجی ظاهر شود میانجی که هم به حقوق و منافع ملی عراق توجه دارد و هم به مشکلات و مطالبات کردها.
و اما نکته اخر در رابطه با پیگیری سیاست مذاکره و دیپلماسی از سوی ایران، ارتباط گیری ایران با احزاب مخالف و رقیب حزب دموکرات همچون حزب گوران و اتحادیه میهنی می باشد. در مورد حزب اتحادیه میهنی کمک ایران برای احیا این حزب پس از مرگ طالبانی نیز از جمله مواردی است که می تواند در راهبرد ایران نسبت به کردستان مورد توجه قرار گیرد.


تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل