شما اینجا هستید: Homeگزارشايران و روسيه در افغانستان

ايران و روسيه در افغانستان

جاوید حسینی:پژوهشگر موسسه مطالعات آسیای مرکزی و افغانستان

بیست وپنجمین هم اندیشی علمی تخصصی گروه مطالعات روابط بین الملل

گرد آوری و تدوین: لیلا طباطبایی/امیر مقدمی

مقدمه
هر چند بسیاری از کارشناسان روسی در دوره حاضر معتقدند که افغانستان جایگاهی در سیاست خارجی روسیه ندارد و تصمیمات کنونی مسکو را تاکتیکی می‌ خوانند اما به نظر می رسد عملکردهای روسیه در قبال افغانستان در دوره پوتین برخاسته از دکترین های نظامی این کشور و شاید بتوان گفت ناشی از دکترین تزار با استفاده از الگوهای نوین است. حضور نظامی آمریکا و ناتو در افغانستان پسا 2001 و شکل گیری افغانستانی با استخوان بندی آمریکایی، روسیه را در مواجهه با افغانستان نوینی قرار داد. بر همین اساس، تعریف افغانستان برای روسیه از افغانستانی بی طرف متفاوت گشت. در آخرین دکترین نظامی روسیه که در سال 2014 به روز شده است، عبارت گذار فدراسیون روسیه به یک قدرت جهانی در جهان چند قطبی  و همچنین در سند استراتژی ملی این کشور برای 2020 به مقابله مسکو با آمریکا و متحدانش در قبال سیاست های روسیه اشاره شده است که نمی‌توان صحنه افغانستان را از این امر مستثنی ساخت. می‌توان گفت که در سال‌های اخیر نوعی از رئالیسم روسی را می‌ توان به وضوح در صحنه افغانستان به ویژه افغانستان پسا 2014 مشاهده کرد.
درباره جایگاه افغانستان در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران باید گفت اهميت اين کشور در سياست خارجي ايران در دوره های مختلف متفاوت بوده است. مولفه های مختلفی از جمله تحولات داخلي افغانستان، تحولات منطقه و بين الملل جایگاه افغانستان را در سیاست خارجی ایران تعریف کرده است. در مقاطعی، جایگاه افغانستان تحت تاثیر درگیری های ایران در مسائل داخلی و بین المللی تنزل یافته و گاه بحران ها و تحولات افغانستان، جایگاه ویژه ای به این کشور در سیاست خارجی ایران داده است. اما در یک جمع بندی کلی، جایگاه این همسایه شرقی را در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران جدای از اهمیت فرهنگی، اقتصادی و سیاسی- امنیتی آن، باید از زاویه «راهبرد نگاه به شرق»، نگریست. از این منظر، با توجه به جایگاه ژئوپلیتیکی افغانستان، این کشور نقش کلیدی برای تحقق بخشی از این راهبرد دارد. از این منظر، سیاست کلی ایران حفظ ثبات و حمایت از دولت مرکزی افغانستان بوده است.


چالش‌ های فرا روی روسیه در افغانستان
مهمترین چالش های افغانستان از منظر مسکو به طور عمده، حضور ناتو و آمریکا در امتداد مرزهای آسیای مرکزی و سیاست نفوذ به حیاط خلوت روسیه، جریان افراط در شمال افغانستان و مواد مخدر می باشند. بر اساس دکترین نظامی و سند استراتژی ملی روسیه، بقای روسیه به ‌عنوان یک قدرت منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای بستگی به حفظ هژمونی آن در آسیای مرکزی دارد. اما این برداشت روسیه این است که این هژمون توسط آمریکا که در افغانستان حضور نظامی دارد و با این کشور معاهده همکاری‌های استراتژیک امضا کرده است، به چالش گرفته‌ شده است. درباره چالش جریان افراط هم باید گفت که در آخرین سال های حکومت حامد کرزی و به ویژه همزمان با بحران خلا قدرت سیاسی در سال 2014 و پس از آن، شاهد انتقال جغرافیای جنگ از جنوب و شرق افغانستان به شمال این کشور هستیم. با توجه به فاکتور مهم قومیت در جریان طالبان، این انتقال به نواحی شمالی که قومیتی متفاوت از طالبان دارند، از نظر روس ها خطری جدی تلقی شد به ویژه این که در ترکیب گروه های افراطی موجود در ولایات شمالی افغانستان، اتباع آسیای مرکزی مانند حرکت اسلامی ازبکستان مشاهده می شود. با پیدایش گروه داعش در افغانستان، احساس خطر روسیه اوج بیشتری گرفت. در زمینه مواد مخدر نیز روسیه، یکی از مقاصد قاچاق مواد مخدر تولید شده در افغانستان است و به گفته مقامات روسی، 30 درصد مواد مخدر مصرفی این کشور از افغانستان وارد این کشور می شوند. این در حالی است که رشد 40 درصدی مواد مخدر در این کشور، با وجود حضور نظامی آمریکا رخ داده است.


چالش های فرا روی ایران در افغانستان
از منظر جمهوری اسلامی ایران نیز حضور بلند مدت نظامی آمریکا، جریان افراط، مواد مخدر و مهاجرت چالش های اساسی از ناحیه افغانستان تلقی می شوند. حضور نظامی آمریکا و ناتو به رغم این که با هدف محو جریان افراط بوده است، اما اثر معکوس داشته و این از نظر بسیاری از کشورهای منطقه مورد سئوال بوده است.
امضای پیمان استراتژیک و پیمان امنیتی که حضور نظامی بلند مدت آمریکا در افغانستان و تاسیس پایگاه های نظامی در این کشور را اجازه می دهد، نه تنها از منظر ایران بلکه برخی کشورهای دیگر نیز یک تهدید تلقی می شود. این حضور نظامی سنگین آمریکا در حالی است که طالبان اکنون بر 35 درصد خاک افغانستان تسلط دارند و توان میدانی این گروه، اقتدار حکومت افغانستان را در 70 درصد قلمرو این کشور به چالش کشیده است. بر اساس اعلام مقامات نظامی آمریکا، 20 گروه شبه نظامی در حال حاضر در افغانستان فعالیت می کنند. علاوه بر این، در چند سال اخیر داعش خراسان در این کشور سربرآورده و این گروه به رغم بیگانگی ایدئولوژیکی با افغانستان، سهم چشمگیری درناامنی های هدفمند این کشور داشته است. در زمینه چالش های مواد مخدر و مهاجرت فکر می کنم که اندیشمندان حاضر در تالار، اطلاعات کافی دارند و نیازی به مطول ساختن بحث نیست.


 جایگاه ایران و روسیه در بین بازیگران افغانستان
در افغانستان بازی به نام بزکشی وجود دارد که در آن اسب سواران هر یک تلاش می کنند که لاشه بز یا گوساله را تصاحب کنند. سوارکاران رقابت شدید و گاه خصمانه ای با یکدیگر دارند. وضعیت افغانستان را هم باید چنین توصیف کرد. بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای هر یک در رقابت با دیگری تلاش می کند که سهم بارزی در افغانستان داشته باشد و گاه برای تصاحب این سهم به ابزارهای غیر دیپلماتیک روی می آورند. علاوه بر بازیگران دولتی، بازیگران غیردولتی هم در این کارزار سهمی هستند.
از زمان تهاجم شوروی سابق به افغانستان، جمهوری اسلامی ایران نقش موثری را در این کشور ایفا کرده است که در نتیجه این سياست خارجي کنشگر، ايران به عنوان يکي از بازيگران تاثير گذار در افغانستان شناخته می شود. ایران در دوره جهاد و مقاومت نقش موثری در افغانستان داشت و در کنفرانس بن نیز یکی از بازیگران تاثیرگذار بود. در پسا 2001 نیز تهران با استفاده از روابطی که با بازیگران داخلی صحنه افغانستان داشت و همچنین سهم بارز در بازسازی این کشور، کنشگر مهمی تلقی شده است. هر چند در سال های اخیر احساس می شود که نقش ایران رو به افول نهاده است.
اما در مورد روسیه، اوضاع قدری متفاوت است. اوج بازیگری روسیه را باید در زمان طالبان و حمایت این کشور از ائتلاف شمال سابق به رهبری احمدشاه مسعود ذکر کرد. پس از تشکیل افغانستان نوین، روسیه ترجیح داد که بازی گری حاشیه ای باشد و به رغم جایگاه آن در منطقه، از سهم گیری چشمگیر در بازسازی افغانستان امتناع ورزید. نقش مسکو در افغانستان، در سال های اخیر بسیار کمرنگ بوده است و ارتباط آن با بازیگران داخلی که عمدتا از نواحی شمال افغانستان بوده اند، در سطح پایین و گاها قطع شده است.


ائتلاف بازیگران
طبیعی است که بین بازیگران صحنه افغانستان اهداف مشترک ممکن است وجود داشته باشد که سبب پیوند بازیگران می گردد. در زمان طالبان، این هدف مشترک هند، ایران و روسیه را در کنار هم قرار داده بود. در حال حاضر نیز چنین وضعیتی در افغانستان مشاهده می شود. چین و پاکستان که یکدیگر را دوستی برای همه فصول خطاب می کنند، هند و آمریکا که به ویژه پس از استراتژی جدید آمریکا در جنوب آسیا همکاری در عرصه افغانستان را عریان تر از قبل بیان می کنند نمونه هایی از این همکاری بازیگران است.علاوه بر آن، برخی دیگر از بازیگران به صورت مقطعی و تاکتیکی پیوندهایی با یکدیگر برقرار می کنند.


بررسی امکان همکاری مشترک ایران و روسیه در افغانستان
از آنجا که ائتلاف بازیگران در افغانستان به گونه شکل گرفته که موازنه قوای کنشگران را به هم زده است، بحث ائتلاف ایران با یکی از جناح ها و یا بازیگران لازم به نظر می رسد. در بررسی کوتاه باید گفت که پاکستان به عنوان یکی از مهمترین بازیگران، ایران را به چشم رقیب خود در افغانستان می نگرد و این کشور هرگز در پی قدرت گرفتن ایران در افغانستان نیست. پاکستان یکه تازی در افغانستان را می خواهد و از این روی، شانس پیوستن ایران به جناح چین – پاکستان اندک است.
هند که در گذشته با ایران متحدی نزدیک در صحنه افغانستان بود، بخشی از پازل آمریکا برای منطقه است و به رغم همکاری های اقتصادی از جمله بندر چابهار بین دهلی و تهران، بعید است که بتوان میان این بازیگر و ایران پیوندی را شاهد بود.
جنس چالش ها و تهدیداتی که ایران و روسیه از افغانستان احساس می کنند، شبیه به هم می باشد. احساس نگرانی از حضور نظامی آمریکا در افغانستان چالش هر دو کشور تلقی می شود. هر چند تفاوت هایی در نگاه به این حضور در تهران و مسکو مشاهده می شود و همچنین راه حل های دو کشور برای حل این نگرانی متفاوت است. در حالی که مسکو گزینه مذاکره با آمریکا را در دست دارد و حتی امکان معامله این کشور با آمریکا وجود دارد، تهران قائل به این امر نیست. از این رو ممکن است در این زمینه بدبینی هایی در زمینه همکاری دو کشور در افغانستان وجود داشته باشد.اما با این حال، چالش جریان افراط به ویژه داعش و مواد مخدر نگرانی های مشترکی هستند که دو کشور در نحوه برخورد با آن همسویی خواهند داشت. در حال حاضر خبرها و گزارش های متعددی در مورد ارتباط روسیه با طالبان منتشر می شود که ضمیر کابلوف نماینده ویژه روسیه در امور افغانستان دست کم برقراری ارتباط با طالبان را پذیرفته است. این کنش، به دلیل نگرانی عمیق روسیه از داعش موجود در شمال افغانستان است. این نگرانی را باید به جا دانست زیرا هیچ اقدامی علیه داعش موجود در شمال افغانستان از جانب آمریکا مشاهده نمی شود.
همکاری دو کشور در بحران سوریه و مبارزه مشترک با داعش را می توان الگویی از همکاری موفق دو کشور دانست که شاید بتوان الگویی جدید متناسب با افغانستان را پی ریزی کرد. قوت نسبی ایران در صحنه میدانی و جایگاه روسیه در سطح بین الملل می تواند، زوج نسبتا قدرتمندی از این دو در افغانستان ایجاد کند.این پیوند احتمالی، از سوی جناح های دیگر و یا جناح های رقیب، گمانه زنی شده است و به سبب وزنی که ایجاد خواهد کرد، بازیگران دیگر را نگران ساخته است.در مجموع، برای تداوم حضوری پر قدرت در افغانستان، در مقابل ائتلاف های ایجاد شده، روسیه یکی از شانس های ایران است.این نکته را باید افزود که به رغم جوسازی های موجود علیه ایران و روسیه، حمایت از حکومت افغانستان مبنای کار مشترک هر دو کشور است.
و نکته پایانی این که این ائتلاف ها، باید برای چانه زنی در پای میز مذاکرات به منظور احقاق حقوق مشروع هر بازیگر باید مورد استفاده قرار گیرد و نباید منجر به پیچیده شدن بازی در افغانستان گردد. انتظار می رود که این مذاکرات در ماه های آتی آغاز گردد. وزارت خارجه افغانستان اعلام کرده است که مذاکراتی را در بهمن با حضور همه بازیگران آغاز خواهد کرد.


تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل