شما اینجا هستید: Homeگزارشتداوم تهاجم ترکیه به شمال سوریه دلایل وپیامدها

تداوم تهاجم ترکیه به شمال سوریه دلایل وپیامدها

داود احمدزاده

گزارش بیست و نهمین هم اندیشی گروه مطالعات روابط بین الملل

ترکیه یکی از بازیگران مهم در تحولات سوریه است که از همان آغاز بحران سوریه، با بکار گیری قدرت نرم وسخت  خویش درکنار محور عربی و محور غربی وعبری تلاش کرد زمینه رابرای سقوط نظام سوریه فراهم نماید و هیچ وقت از راه حل سیاسی وگفتگوحمایت نکرد. هرچند باید در نظر داشته باشیم مواضع ترکیه که مواضع زیگزاگی یاسینوسی بود، با توجه به موقعیت‌های مختلف و بازیگران متفاوتی که به نوعی دخیل در بحران هستند دچا رتغییر وتحول شده است . می توان گفت تا زمانی که محور تلاش های نیروهای آمریکایی و عربستان وحتی قطر برای تجهیز نیروهای مخالف و معارض،ذیل نیروهای داعشی و تکفیری برای سقوط نظام سوریه تمر کز یافته بود،ترکیه هم همین مسیر رابرای اسقاط نظام سوریه ونیز ضربه زدن به منافع هم پیمانان منطقه ای وفرامنطقه ای آن  (ایران و روسیه )در پیش گرفت. ودر این مسیر حمایت‌های همه جانبه ای را از  گروه‌های تکفیری معارض سوریه برعهده  داشت.از طرف دیگر به‌عنوان یک مأمن امن برای عبور گروه‌های تروریستی، به جهت پیوستن به داعش بود ونقشی مهم درجذب پیکارجویان ازآسیای میانه و مرکزی، برعهده داشت.
البته روند تحولات طبیعی و نقش محور مقاومت در منطقه، به‌ویژه درسوریه و در کنار آن، مواضع مستحکمی که روس‌ها در حمایت از بشار اسد به‌عنوان یک کشور راهبردی و استراتژیک برای خود در نظر گرفته بودند و بعد از آن جریانی که  روابط ترکیه و روسیه را وارد یک مناقشه سخت، حتی تا مرز برخورد نظامی هم پیش برد،ودرواقع شاهد یک عقب گرد از مواضع قبلی و نوع نگرش مثبت ترکیه نسبت به ایران و روسیه بودیم.
در ترسیم جبهه نبرد در شمال غربی سوریه، تشکیلات نیروهای دموکراتیک متشکل از کُردهای سوری و عرب های سنی این کشور قرار دارند که طی چند سال گذشته از سوی نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا تجهیز شده اند؛ تشکیلاتی که از نگاه رهبران ترکیه به دلیل پیوند با یگان های مدافع خلق منبع تهدید علیه این کشور به شمار می آید.
سران یگان های مدافع خلق بارها از جمله طی روزهای اخیر هرگونه ارتباط با حزب کارگران کردستان ترکیه» (پ.ک.ک) به عنوان بزرگترین گروه سیاسی- نظامی معارض دولت آنکارا را رد کرده اند. این در حالی است که رجب طیب اردوغان و دیگر مقامات دولتی مدعی همکاری میان این تشکل های کُردی در خاک سوریه علیه امنیت ملی ترکیه شده و بر پی شبرد عملیات نظامی تاکید دارند.
تحولات در ناحیه عفرین سبب شد تا  برخی کشورهای اروپایی در سازمان ملل درخواست تشکیل جلسه فوری شورای امنیت را ارایه دهند؛ نشستی که هفته گذشته در غیاب نماینده آمریکا وبدون نتیجه خاصی به پایان رسید و اعضای شورای امنیت به ویژه فرانسه ضمن ابزار نگرانی از درگیری های عفرین از ترکیه خواستند تا در جریان عملیات تازه از خود خویشتن داری نشان دهد.
ترکیه سال گذشته نیز در عملیات «سپر فرات» واحدهای نظامی خود را به مناطق شمالی سوریه در «جرابلس»، «اعزاز» و «الباب» گسیل داشت و با همکاری نیروهای ارتش آزاد سوریه توانست داعش را از این نواحی عقب براند. این عملیات که با هدف ایجاد منطقه ای امن در شمال سوریه به پهنای یکصد کیلومتر و عمق پنجاه کیلومتر از شهریورماه پارسال آغاز شد، تا فروردین امسال ادامه یافت؛ عملیاتی که پس از درگیر شدن واحدهای نظامی ترکیه و ارتش آزاد با نیروهای دموکراتیک سوریه در حوالی «منبج» در استان حلب متوقف شد و اینک ترکیه و گروه های نظامی تحتِ حمایت آنکارا مستقیما گروه های کُردی را هدف حملات خود قرار داده اند.
برخلاف عملیات سپر فرات که با پشتیبانی آمریکا در راس ائتلاف موسوم به ضدداعش همراه بود، این بار شاخه زیتون نوعی هماوردی غیرمستقیم میان آمریکا و ترکیه در عرصه سوریه به شمار می آید. نکته قابل تامل اینکه اعلام تصمیم آمریکا برای تشکیل نیروهای سی هزار نفری مرزبانی در نواحی سرحدی سوریه با ترکیه و عراق با مشارکت یگان های وابسته به نیروهای دموکراتیک سوریه بهانه عملیات تازه ترکیه را فراهم ساخت.
ترکیه هدف ازعملیات شاخه زیتون را پاکسازی مرزهای خود از گروههای تروریستی به ویژه کردهای دمکراتیک  سوری اعلام کرده است.
ودراین مسیر با بهره گیری از ارتش آزاد ترکیبی نامتجانس از گروههای معا رض ضدسوری خواسته به اهداف راهبردی خویش برای ایجادتوازن منطقه ای با دیگر کنشگران حاضر در بحران به اهداف خویش دست یابد. ازنظر ترکیه حضور نیروهای کرد در عفرین و منج تهدید تهدیدمستقیم امنیت داخلی این کشور محسوب می شود ،زیرا هرگونه ارتباط کردهای سوری با پ.ک .ک میتواند باردیگر بحث تجزیه طلبی در ترکیه را تشدیدکند.
بی ثبات کردن ترکیه در بلند مدت
یک عملیات نظامی در سوریه درطولانی مدت می تواند چالش های سیاسی و امنیتی آنکارا را دو چندان سازد. علاوه بر تهدیدات آنی، خیزش قومیت خواهی ، جان گرفتن احتمالی جدایی طلبی در میان کردهای ترک که به لحاظ سیاسی بایکدیگر متحد هستند ،احتمال واکنش روسیه وایران را در صورت تهدید منافع آنان درپی خواهد داشت. همچنین اقدام تلافی جویانه و مسلحانه توسط حکومت اسد، حزب اتحاد دموکراتیک،باعث می‌شود ترکیه در نهایت از دید مردم سوریه یک "اشغالگر" تلقی شود؛
در پایان، ترکیه مجبور است بین یک تعهد بلند مدت و تداوم همکاری با ایران- روسیه برای کاهش مناطق تنش و یا افزایش تلافات نظامی وحتی عقب نشینی از منطقه و در پی آن اعلام "شکست"، یکی را انتخاب کند.
درمورد مواضع ایران و روسیه به عنوان کشورهایی که به نوعی با ترکیه درمذاکرات آستانه وسوچی درتماس بودند بایدگفت این طبیعی است که سه کشور دراعلام  مواضع وحتی  در بیشتر  موارد با یکدیگر هماهنگی نداشته باشد. ترکیه در واقع طرفدار بخشی از گروه‌های مسلح بوده و اکنون ضامن اجرای آتش‌بس از طرف این گروه‌ها است، بنابراین تلاش می‌کند تا برای این گروه‌های مسلحی که بخشی از آن‌ها تکفیری هستند امتیازاتی کسب کند ومواردی که این گروه‌ها نتوانستند در عرصه نظامی به دست آورند در مذاکرات سیاسی به دست بیاورد. این چیزی نیست که روسیه و ایران با آن موافق باشند و این موضوع باعث می‌شود تا اختلافاتی وجود داشته باشد.
موضوع بعد کردها هستند. ترکیه مخالف حضور هر گونه نیروهای کرد در مذاکرات آستانه یا ژنو و حتی کنفرانس گفت‌وگوی ملی سوریه در شهر سوچی روسیه است. این موضوع کار را تا حد زیادی مشکل می‌کند. درمورد دکتر ین تحولات آینده باید اضافه نمود به نظر می‌رسد که بحران سوریه همچنان و متاسفانه تداوم پیدا خواهد کرد؛ علی‌رغم این‌که نشست‌های متعددی را در آستانه قزاقستان و نشست‌های همزمان در سوئیس یا در خود مجمع و یا در خود سازمان ملل شاهد بودیم، ولی با توجه به حملاتی که ترکیه در شمال سوریه انجام می‌دهد و عدم رغبت معارضین اصلی نظام سوریه برای گفتگوها و مشارکت در این نشست سوچی، ما شاهد هستیم که هنوز یک اتفاق نظر کاملی که برون داد آن که منجر به راه‌حل سیاسی شود، بین بازیگران اصلی منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای دخیل در بحران سوریه، به وجود نیامده است.  از یک طرف تناقضات عدیده‌ای در موضع‌گیری‌های آمریکایی‌ها نسبت به سوریه می‌بینیم و هنوز آمریکا به‌عنوان یک قدرت فرامنطقه‌ای سعی می‌کند که از طریق بازی با متغیر کردها، منطقه نفوذی را در خود سوریه داشته باشد. واز آن سوی ترکیه هم به‌رغم رغبت و مشارکت در گفتگوهای سیاسی، همزمان بحث نظامی را هم پیش می‌برد. در چنین شرایطی چشم‌انداز مثبتی را برای سوریه حداقل در کوتاه‌مدت نمی‌توان متصور شد. برای راه‌حل سیاسی و یک گفتمان فراگیر باید تمام بازیگران دخیل داخلی و خارجی متفق‌القول بر یک نقطه محوری برای خروج از این بحران به یک توافق برسند، ولی متاسفانه به دلیل مواضع متضاد و متعارض با دیگران، ما چنین چشم‌اندازی را هنوز مشاهده نمی‌کنیم.
درنهایت می توان گفت ترکیه در نهایت باتوجه به احتمال افزایش تلفات نظامی واکنش کشورهای منطقه مسیر مذاکره را ترجیح  خواهد داد، ودراین مسیر آمادگی  برای گفتگو باایران وروسیه گزینه محتمل تراست.

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل