شما اینجا هستید: Homeگزارش بررسی ابعاد عملیات شاخه زیتون

بررسی ابعاد عملیات شاخه زیتون

دکتر مانی محرابی

گزارش بیست و نهمین هم اندیشی گروه مطالعات روابط بین الملل

حمله نظامی ترکیه به منطقه کردنشین عفرین سوریه را از چند بعد می‌توان مورد تحلیل قرار داد.
در ابتدا باید توجه داشت، اولین حضور پررنگ نظامی ترکیه در خاک سوریه بعد از آن به وقوع پیوست که کردهای سوری تقریبا تمام مناطق شمالی سوریه که دارای مرز مشترک با ترکیه بودند را به تصرف خود در آورده و در صدد ایجاد کریدور کردی در شمال سوریه و اتصال این منطقه به مناطق کردنشین عراق بودند. ترکیه نیز در جهت مقابله با این طرح که مورد حمایت ایالات متحده و رژیم اسرائیل نیز بود با ورود به مناطق شمالی استان حلب از اتصال مناطق تحت تصرف کردها به هم جلوگیری کرد. با نگاهی به سایر تحرکات نظامی ترکیه در مرز و حتی در خاک سوریه نیز می‌توان مدعی بود علت اصلی این تحرکات تا امروز، کردهای سوریه بوده‌اند و بعد از این نیز وجود علت دیگری برای حضور نظامی ترکیه در خاک سوریه تا حدود زیادی دور از ذهن می‌باشد. ضمن اینکه مناطق کردنشین ترکیه که شامل آناتولی شرقی و آناتولی جنوب شرق می‌باشد نیز در مرز با سوریه واقع شده‌اند که این مسئله نگرانی آنکارا از قدرت گیری کردها در مرزهای جنوبی این کشور را افزایش می‌دهد.
مسئله دوم، به علت انتخاب عفرین از سوی ترکیه مربوط می‌شود. آنکارا و واشنگتن به عنوان دو دوست در مناسبات منطقه‌ای، در ماجرای سوریه دچار تضاد منافع در سطح کلان هستند به طوری که ایالات متحده تنها گروهی که نگرانی ترکیه را بر می‌انگیزد، یعنی کردهای سوریه را مورد حمایت حداکثری خود قرار داده است. این حمایت به نوعی است که به تقویت استیلای کردها بر مناطق شمالی استان‌های حسکه، رقه و قسمت‌هایی از مناطق شمالی استان حلب منجر شده و در این شرایط ترکیه اساسا توانایی لشکرکشی نظامی به هیچ منطقه‌ای جز عفرین را نخواهد داشت زیرا در غیر این صورت باید مستقیما یا با نیروهای نظامی ایالات متحده رو به رو شود یا با نیروهای تحت حمایت حداکثری کاخ سفید و آموزش دیده توسط ارتش ایالات متحده
مسئله سوم میزان اهمیت کردهای سوریه برای آنکارا و واشنگتن است. اولویت ترکیه در بحران سوریه مسئله کردهاست، مسئله‌ای که آنکارا به هیچ وجه از مواضع خود در قبال آن کوتاه نخواهد آمد ولی در مقابل، رفتار ایالات متحده در قبال کردها از یک الگوی خاص پیروی نمی‌کند که نمونه این مسئله را در رفراندوم استقلال کردستان عراق شاهد بودیم. در واقع باید چنین ادعا کرد که چه در زمان اوباما و چه هم اکنون، ایالات متحده نوعی بازی بدون در نظر داشتن نتیجه‌ای مشخص را در قبال کردها پیش گرفته و اوج گیری حمایت‌های این کشور از کردهای سوریه را نیز باید در تغییرات مقطعی دیپلماتیک مبتنی بر روی کار آمدن ترامپ جستجو کرد. از این رو و با توجه به اختلاف فاحش میزان اولویت مسئله کردها نزد آنکارا و واشنگتن، می‌توان پیش بینی کرد کاخ سفید در مواضع کنونی و حمایت‌های تحریک آمیز خود از کردها در شمال سوریه تجدید نظر کند تا ترکیه نیز تصمیم خود مبنی بر ورود حداکثری به عفرین و پیچیده‌تر شدن بحران سوریه را مورد بازنگری قرار دهد.
مسئله چهارم به شخص اردوغان مربوط است. ورود نظامی ترکیه به عفرین به منزله مقابله با نیروهای تحت حمایت ایالات متحده، ورود غیرقانونی و تجاوز به خاک سوریه و نهایتا ایجاد تضاد منافع میان ترکیه، روسیه و ایران می‌باشد و از این رو اگر توافق خاصی میان این پنج بازیگر بحران سوریه شکل نگیرد، یورش نظامی به عفرین که به طور قطع به مداخله نیروهای معارضین مستقر در ادلب نیز منجر خواهد شد، می‌تواند به گشایش جبهه جدیدی از نبردهای سهمگین و زمان‌بر در سوریه منجر شود که با توجه به پیش رو بودن انتخابات ریاست جمهوری سال 2019 در ترکیه، این اقدام اردوغان می‌تواند عفرین را به قتلگاه سیاسی وی تبدیل کند.
اما جدا از تحلیل های فوق، از بعد استراتژیک، ارتش ترکیه فاقد قدرت لازم جهت ختم نبرد کنونی در عفرین در مقابل کردهای سوری است زیرا نیروهای ترک اساسا در جنگ‌های منظم تخصص دارند و آموزش‌های شان پیرو آموزش‌های ناتو بر نبردهای کلاسیک نظامی استوار است که در نبردهای شهری به طور کامل ناکارآمد می‌باشد. این مسئله در میدان نبرد نیز نمود داشته به طوری که نیروهای ارتش ترکیه بجز دو منطقه عمراوشاقی و کوه برصایا عملا هیچ کدام از نبردها را با پیروزی پشت سر نگذاشته‌اند.
در توضیح شیوه جنگی ترکیه باید این نکته را متذکر شوم که نبردهای کلاسیکی که ترکیه و ناتو از آن پیروی می‌کنند تا حدود بسیار زیادی متکی هستند بر نیروی هوایی، به نوعی که نیروی هوایی در وهله نخست نقش پیشگام را داشته و قبل از ورود نیروهای زمینی به نبرد با دشمن می‌پردازد و وهله دوم نیز بعد از ورود نیروهای زمینی وظیفه پشتیبانی کامل آنها را بر عهده دارد. در این شیوه جنگ، نیروی زمینی و زرهی عملا در نقش نیروهای تثبیت کننده برتری در مناطق مختلف ظاهر می‌شوند نه نیروهای درگیر با دشمن. با توجه به این که نیروهای کرد سوری مجهز به موشک ضدهوایی دوش پرتاب و موشک تاو آمریکایی می‌باشند و با در نظر داشتن این مسئله که نبردهای کنونی در تمام سوریه و به تبع آن عفرین جنگی شهری محسوب می‌شود می‌توان این ادعا را مطرح کرد که استراتژی حاکم بر نیروی نظامی ترکیه، عملا یک استراتژی شکست خورده برای این نوع درگیری‌ها می‌باشد.
خبرگزاری الجزیره نیز تعداد تلفات ارتش ترکیه را بیش از 14 نفر عنوان کرده است که تاییدی است بر آنچه ذکر شد.
به دلیل همین ضعف استراتژیک و عدم حرفه‌ای بودن نیروهای متحد ترکیه که آنکارا آنها را ارتش آزاد سوریه می‌خواند، این نیروها توانایی حفظ شهرها را ندارند و نهایتا تنها قادر به پیشروی خواهند بود. این مسئله باعث ایجاد خلآ قدرت در شهرهای شمال غرب سوریه خواهد شد که ضریب احتمال قدرت گیری داعش در این نقاط را به شدت افزایش خواهد داد زیرا نبرد کنونی به واقع نبرد دشمنان داعش در عفرین است و تضعیف هر کدام از طرفین می‌توان به نوعی یاری رسان داعش در عضوگیری و ساماندهی مجدد در این مناطق باشد.
از منظر دیگر، یورش نظامی ترکیه به عفرین که یکی از اهداف آن عدم تمرکز دو گروه عمده کردهای سوریه یعنی نیروهای دموکراتیک سوریه و یگان‌های مدافع خلق کردستان سوریه بر ائتلاف سیاسی و نظامی بوده، دقیقا عکس آنچه پیش بینی آنکارا بوده را محقق کرده و می‌توان پیش بینی کرد نهایتا به ائتلاف کامل این دو گروه ختم خواهد شد. به واقع ترکیه با ایجاد یک خطر خارجی باعش اتحاد نیروهای کرد سوری که از سیاست یکسانی پیروی نمی‌کردند شده است.
با تمام این اوصاف نباید فراموش کرد آنکارا زمان زیادی جهت حضور نظامی به شکل کنونی در خاک سوریه ندارد زیرا حضور طولانی مدت ترکیه در عفرین ممکن است از سوی سوریه و متحدانش یعنی ایران و روسیه، اشغال خاک این کشور تلقی شده و موجب واکنش شدید این ائتلاف سه گانه شود. از این رو ترکیه یا باید با قدرت بخشیدن به نیروهای نظامی خود نبرد شاخه زیتون را هر چه سریع‌تر به نقطه پایان برساند و یا با قبول یک شکست مفتضحانه در مقابل نیروهای کرد، خاک سوریه را ترک کند.

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل