شما اینجا هستید: Homeگزارشپیامدهایی تغییر الگوی رفتاری عربستان سعودی بر جمهوری اسلامی ایران

پیامدهایی تغییر الگوی رفتاری عربستان سعودی بر جمهوری اسلامی ایران

کامران کرمی :دانشجوی دکتری روابط بین الملل

روابط جمهوری اسلامی ایران و پادشاهی عربستان سعودی به عنوان دو بازیگر شکل دهنده به روندهای منطقه ای، همواره بر عنصر رقابت مبتنی بوده است. فارغ از برخی دوره های همکاری محدود و تفاهم تاکتیکی بر سر برخی موضوعات دوجانبه، در عرصه نظام منطقه ای خاورمیانه، گسترش نفوذ یکی از بازیگران موجد پیام ها و پیامدهایی برای دیگری بوده و در این رهگذر شاهد اقدامات خنثی کننده برای سد کردن نفوذ رقیب بوده ایم.
پس از خیزش های جهان عرب در 2011، و بطور دقیق از زمان روی کارآمدن ملک سلمان در ژانویه 2015، شاهد ورود تهران و ریاض به فرآیندهای معطوف به رقابت و تنش آشکار هستیم. این وضعیت با روی کارآمدن نخبگان جدید سعودی و ماجرای حمله به سفارت عربستان در تهران و قطع روابط سیاسی- اقتصادی دو کشور وارد عرصه جدیدی شده که کنترل متغیرهای این تنش به دلیل تغییر نگرش سعودی ها به معادلات منطقه ای، دشوار شده است. در این میان سعودی ها با طراحی یک راهبرد ضد ایرانی به دنبال این موضوع اند که نفوذ تهران در منطقه را خنثی کنند که این استراتژی مبتنی بر اقدامات چندگانه ای است که موجد آثار و پیامدهایی برای ایران است. در این نوشتار به تفصیل ریشه های این راهبرد و اقدامات سعودی ها مورد اشاره قرار گرفته است.

1. ریشه های شکل گیری الگوی رفتاری جدید
درک سیاست تهاجمی عربستان سعودی در دو سال اخیر را باید در چارچوب الگوی رفتار جدید سیاست خارجی این کشور تبیین کرد که ناشی از تغییر شرایط داخلی، منطقه ای و بین المللی است که زمینه های تغییر در الگوی سابق و شکل یابی رفتار جدید را فراهم آورده است. در تبیین این رویکرد جدید باید به 4 متغیر در سطوح داخلی، منطقه ای و بین المللی اشاره کرد:
1.1. تغییر هرم قدرت در عربستان
روی کار آمدن ملک سلمان و تیم جدید سیاسی و امنیتی او در مناصب ولیعهدی، وزیر دفاع و وزیر امور خارجه که ترکیب بازهای سعودی را تشکیل می دهند، نقش عمده ای در فعال شدن و تهاجمی شدن سیاست خارجی عربستان در یک سال اخیر داشته و به روند تصمیمات سرعت توام با تعجیل بخشیده است. ذهنیت این نخبگان در واقع خارج کردن عربستان از سکون سابق، فعال کردن ظرفیت های عربستان و مدیریت پرونده های منطقه ای از جمله ایران می باشد.
1.2. افزایش نفوذ ایران
مهمترین متغیر منطقه ای که به این ادراک سعودی ها رنگ تقابل و تهاجم بخشیده، افزایش ضریب نفوذ ایران در جهان عرب از یکسو و تغییر فضای بین المللی به نفع ایران پس از توافق هسته ای و رفع تحریم های اقتصادی است. بنابراین سعودی ها از ابتدای توافق هسته ای در تلاش بودند تا هزینه های این توافق را برای ایران افزایش داده و یا به شکست بکشانند و در مقطع کنونی نیز به دنبال کاهش بهره مندی ایران از مزیت های این توافق و مهار توان موشکی و منطقه ای آن هستند.
1.3. خلاء قدرت در جهان عرب
متغیر مهم منطقه ای دیگری که عربستان را به سمت تحکیم قدرت سیاسی، اقتصادی و نظامی خود هدایت کرده است، فرصت حیاتی است که به مدد جهان عرب ضعیف، ورشکسته و چندپاره در اختیار سعودی ها قرار گرفته است. جهان عربی که خیابان هایش دیگر در تصرف صدام ها و قذافی ها نیست و مبارک و اسدهایش از قدرت برکنار یا ضعیف شده اند. این فرصت شرایطی را بوجود آورده که عربستان توانسته علاوه بر تشکیل ائتلاف های ضدتروریسم، به یارگیری از بازیگران تابع نیز بپردازد.
1.4. گسست تدریجی از آمریکا
متغیر چهارم که در سطح بین المللی معنا پیدا می کند، گسست در معادله همکاری عربستان با آمریکا است. روندی که اولین جرقه آن از 11 سپتامبر زده شد و بعدها با سقوط صدام و تحولات بهار عربی رنگ واقعیت به خود گرفت. در واقع در این متغیر عوامل چندگانه ای نقش ایفا می کنند که تغییر شرایط منطقه ای و مولفه های همکاری بخش از تعیین کننده ترین آن به شمار می رود. بدین معنی که سعودی ها بیم آن دارند، سیاست نگاه به شرق آمریکا رنگ واقعیت به خود گرفته، نیاز واشنگتن به نفت خاورمیانه کمتر شود و آمریکا به سمت تنوع در شرکای منطقه ای خود حرکت کند. اگرچه سیاست های ترامپ در یکسال اخیر قدری از این نگرانی کاسته، اما اصل این دغدغه همچنان در ذهنیت سعودی ها قرار دارد.
مجموع این متغیرهای چهارگانه در سطوح سه گانه باعث شده تا سعودی ها در یک پوست اندازی در سیاست های متعارف خود به سمت سیاست خارجی فعال تر با چاشنی تهاجمی حرکت کنند که این رویکرد علاوه بر اینکه می تواند موجد خلق فرصت های جدید برای افزایش نفوذ عربستان در خاورمیانه باشد، از سوی دیگر بیشترین پیام را برای ایران در بر خواهد داشت.

2. فازهای چندگانه اقدام علیه ایران
با درکی که از ریشه های شکل گیری رفتار سعودی ها در سطور بالا پیدا نمودیم، عربستان در بستر چنین فضایی اقدامات چندگانه ای را برای پیشبرد راهبرد خود در قبال ایران اتخاذ نموده اند که عبارتند از:
2.1. قطع روابط سیاسی-اقتصادی
در تبیین این اقدام باید گفت اگرچه حمله به سفارت عربستان بهانه را در اختیار سعودی ها برای قطع روابط سیاسی-اقتصادی قرار داد، اما سرعت عربستان در قطع روابط نشان داد که از قبل برای چنین سناریویی برنامه ریزی دقیقی شده است. در واقع حمله به سفارت این بهانه را به دست سعودی‌ها داد تا بلافاصله از موضع انفعال به‌خاطر اعدام شیخ‌نمر به موضع فعالانه تغییر جهت دهند. مرور این حوادث نشان می‌دهد که سعودی‌ها به نوعی این سناریو را از مدت‌ها قبل طراحی کرده بودند.
2.2. یارگیری و بسیج بازیگران تابع
از زمانی که سلمان بن عبدالعزیز در ژانویه 2015 به قدرت رسید و توافق هسته‌ای ایران و 1+5 به ثمر نشست، ریاض راهبرد خود را برای مقابله با نفوذ ایران در آفریقا، آسیا و حتی آمریکای لاتین به کار گرفت. برخی کارشناسان معتقدند راهبرد عربستان از اعتقاد سلمان و تیم سیاسی- امنیتی او نشأت گرفته، مبنی‌بر اینکه نفوذ ایران تنها به این دلیل افزایش یافته که هیچ‌کس مقابل آن نایستاده است. متاثر از قطع روابط عربستان با ایران و در هماهنگی با این تصمیم، بحرین، سودان، سومالی، جیبوتی و کومور روابط خود با تهران را قطع و امارات متحده عربی نیز روابط خود را به سطح کاردار تنزل داد. برخی دیگر از دولت‌های عربی چون کویت نیز سفیر خود را برای پاره‌ای از مشورت‌ها فراخواند.
در واقع عربستان از شبکه‌های اسلامی برای وادار کردن کشورها به قطع روابط با ایران استفاده می‌کند که از آن جمله می‌توان به ایجاد «ائتلاف اسلامی علیه تروریسم» بدون دعوت از ایران برای پیوستن به این ائتلاف اشاره کرد. ریاض علاوه بر تشکیل ائتلاف مذکور درصدد جلب حمایت هند است و این کشور را ترغیب می‌کند تا در سیاست همکاری با ایرن تجدیدنظر کند، که البته تاکنون به نتایج ملموسی نرسیده است.
از دیگر تلاش‌های عربستان سعودی برای مقابله با ایران می‌توان به میزبانی ریاض در نشست آمریکای جنوبی و کشورهای اتحادیه عرب اشاره کرد که سال گذشته میلادی برگزار شد. همچنین سیاست فشار و باج دهی به برخی کشورهای آفریقایی از دیگر اقدامات ریاض برای نشان دادن قدرت خود در قاره سیاه است. عربستان همچنین در تلاش است حمایت کشورهای دیگر فراتر از منطقه خاورمیانه از جمله پاکستان و مالزی را از طریق تشکیل ائتلاف علیه تروریسم علیه ایران جلب کند.
2.3. فعال کردن گروه های نیابتی
در فاز سوم که با تقویت بیشتر گروه‌ها و گروهک‌های تروریستی در مرزهای غربی و شرقی ایران از جمله حمایت علنی از منافقین کلیدخورده است، شاهد اقدامات سعودی‌ها در این فاز خواهیم بود. حضور ترکی فیصل در نشست منافقین این سوال را مجددا مطرح کرده است که اهداف عربستان سعودی از آشکار کردن روابط با این گروهک تروریستی ضعیف شده چیست؟ آیا سعودی ها به دنبال این هستند تا از این گروهک در جنگ های نیابتی علیه ایران استفاده کنند؟ اگرچه با کاهش ضریب نفوذ داعش در عراق و سوریه و همچنین فشارهای بین المللی و افکار عمومی بر عربستان، پتانسیل بهره گیری از این گروه ها تا حد زیادی فروکش خواهد کرد، اما استخدام و بکارگیری از آنها همواره بخش تفکیک ناپذیر از راهبرد عربستان در محیط پیرامونی ایران بوده است.
2.4. تلطیف روابط با اسرائیل
یکی از اقداماتی که بنظر می رسد در راهبرد عربستان در حال جایابی است، استفاده از ظرفیت اسرائیل است که تاکنون به دلایل تاریخی و سیاسی مغفول مانده است. اگرچه روابط با اسرائیل همواره خط قرمز آل سعود به دلیل حساسیت های داخلی و افکار عمومی در جهان عرب بوده، اما دگرگونی هایی که در نظم منطقه ای و روند تحولات بوجود آمده، باعث شده تا زمینه برای تغییر در این روابط فراهم شود بخصوص که بخش عمده ای از دولت های عربی عملا به سمت تلطیف روابط با رژیم صهیونیستی حرکت کرده اند. همچنین وجود همکاری های پنهان اطلاعاتی و امنیتی میان ریاض و تل آویو زمینه مساعد دیگری بوده که ذهنیت نخبگان سیاسی آل سعود را به سمت فرآیندهای حل و فصل تنش ها میان طرفین فراهم کند. عادی‌سازی روابط با عربستان موضوع بسیار مهمی است که در صورت تحقق می‌تواند حاوی پیام‌ها و پیامدهایی برای منطقه، مذاکرات صلح اعراب و اسرائیل و روند اتحادها و ائتلاف‌ها در سطح منطقه باشد.
3. پیامدها
این راهبرد سعودی ها که ناشی از تغییر شرایط داخلی، منطقه ای و بین المللی عربستان است، دارای آثار و پیامدهایی برای ایران و محیط پیرامونی آن است که در سه سطح سیاسی- دیپلماتیک، اقتصادی و نظامی قابلیت تحقق دارد:
3.1. سیاسی-دیپلماتیک
در این سطح که گستره وسیعی از دولت های اسلامی، عربی و غیرعربی را در بر می گیرد؛ سعودی ها از طریق تشکیل ائتلاف های منطقه ای همچون ائتلاف علیه تروریسم به بسیج کشورها و یارگیری سیاسی علیه ایران پرداخته و می پردازند که نمونه های آن را در قطع یا کاهش روابط سیاسی برخی دولت های عربی و آفریقایی شاهد بودیم. ابزار دیگر سعودی ها در این سطح، فشار از طریق سازمان ها و مجامع منطقه ای و بین المللی همچون شورای همکاری، اتحادیه عرب، سازمان همکاری اسلامی و مجمع عمومی و شورای امنیت سازمان ملل است که در قطعنامه ها و رأی گیری های پایانی عملیاتی شده است. تقویت ارتباط گیری با عناصر شیعی در عراق در آستانه انتخابات و همچنین پررنگ کردن تقابل 8 مارس و 14 مارس در لبنان هم در چند ماه اخیر با سرعت بیشتری از سوی ریاض دنبال شده است.
3.2. اقتصادی
در این سطح سعودی ها به سه تاکتیک دست زده اند که اولین آن ایفای نقش در تحریم های ثانویه علیه ایران در زمانی است که تحریم کشورها، اتحادیه اروپا، آمریکا و شورای امنیت سازمان ملل لغو و تعلیق شده است. تاکتیک دوم کاهش بهره مندی ایران از مزایای توافق هسته ای در شرایطی است که راهبرد به شکست کشاندن مذاکرات هسته ای محقق نشد. این تاکتیک از طریق فعال کردن لابی های عربی و افزایش هزینه های ایران در محیط پیرامونی و منطقه ای آن صورت می گیرد. تاکتیک سوم، تخفیف نفتی به مشتریان آسیایی و اروپایی در زمانی که تولید و صادرات نفت ایران به دو برابر افزایش یافته است.
3.3. نظامی
در سطح نظامی، سعودی ها از چند طریق به دنبال تضعیف نفوذ ایران در جهان عرب هستند که عبارتند از: ایجاد یک مرکز نظامی در ریاض که متشکل از کشورهای عربی و اسلامی است که از هر کشور یک عضو دائم در این مرکز حضور خواهد داشت که هدف آن کمک به کشورهای درگیر جنگ و بحران و همچنین پیشنهاد کمک نظامی و امنیتی است. ابزار دیگر برگزاری رزمایش ها و مانورهای نظامی با گستره وسیع تر است که نمونه آن را سال گذشته در عملیات رعد شمال دیدیم. تقویت و تغذیه گروهای شبه نظامی و قومی- زبانی در غرب و بخصوص شرق ایران که همواره یکی از راهبردهای ریاض بوده است، از دیگر محورهای این راهبرد است. و در نهایت تضعیف هم پیمانان ایران در سطح منطقه بخصوص حزب الله و برجسته کردن خطر گروه هایی چون انصارالله یمن و حشد الشعبی عراق از دیگر دستورکارهای ریاض است.
چشم انداز
از تبیین آنچه در متن گذشت، می توان استدلال کرد که مقامات سعودی تمایلی به تنش زدایی با ایران در مقطع کنونی ندارند و در تلاش هستند تا نقش رو به گسترش ایران در منطقه که همزمان با توانمندی های موشکی آن در ارتباط است را در یک فرآیند محدودسازی با مشارکت بازیگران منطقه ای و حمایت دولت آمریکا و برخی دولت های اروپایی قرار دهند. در چنین فضایی شاهد فعال شدن بیش از پیش حوزه های رقابت، تنش و اقدامات تخریبی بخصوص از سوی عربستان هستیم که خود را در جنگ های نیابتی، یارگیری های منطقه ای و بطور کلی افزایش هزینه های جمهوری اسلامی برای بهره برداری از آثار سیاسی و اقتصادی خود در منطقه و در سطح بین المللی نشان خواهد داد. در این چارچوب و تا زمانی که وضعیت بحران سوریه روشن نگردد و عربستان نتواند به یک برد ولو صوری در مقابل ایران دست پیدا کند و دورنمای مشخصی از مرزبندی های معطوف به نظم جدید، ترسیم نگردد، نمی توان شاهد کاهش تنش بین دو کشور بود.

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل