شما اینجا هستید: Homeگزارشبرآورد اتاق های فکر اسراییل از سیاست خارجی دولت ترامپ در قبال اسراییل

برآورد اتاق های فکر اسراییل از سیاست خارجی دولت ترامپ در قبال اسراییل

احسان اعجازی

مقدمه:
در سال های پس از جنگ جهانی دوم بسیاری از متفکران غربی به این نتیجه رسیدند که توسعه سیاسی و اقتصادی کشورهایشان بدون پیوند نظریه و عمل راه به جایی نخواهد برد. به منظور نیل به این هدف، به تدریج مراکز پژوهشی در غرب شکل گرفت که اتاق فکر نامیده شدند تا به تصمیم گیرندگان در همه حوزه های سیاستگذاری، چه داخلی و چه خارجی، یاری فکری برسانند. موضوع سیاست خارجی همواره یکی از زمینه هایی بوده است که اتاق های فکر به آن توجه ویژه ای نشان داده اند. با تشکیل اتاق های فکر پیوند بین دانشگاه و مراکز تصمیم گیری حکومتی برقرار شد به گونه ای که از یک سو مقامات تصمیم گیر توانستند پس از اتمام خدمت خود وارد اتاق های فکر شوند و از سوی دیگر پژوهشگرانی که در اتاق های فکر به فعالیت مشغول بودند توانستند در نهادهای حکومتی به خدمت بپردازند. در نتیجه فضایی مهیا شد تا اتاق های فکر بتوانند مشورت های دقیق، مناسب و به موقع، در حوزه های گوناگون، به حکومت ها ارائه دهند.  
اسراییل یکی از نظام های سیاسی است که از بدو تاسیس به اهمیت اتاق های فکر پی برده است به طوری که در حال حاضر این رژیم دارای بیش از ۵۰ اتاق فکر است که در موضوعات مختلف به حکومت های اسراییل مشاوره می دهند. اتاق های فکر اسراییل را می توان به چهار دسته: ۱) دانشگاهی، ۲) احزاب سیاسی، ۳) دولتی و ۴) مستقل تقسیم بندی نمود. اکثر اتاق های فکر اسراییل در حوزه سیاست خارجی به حکومت های اسراییل توصیه های کارشناسی ارائه می دهند.
اتاق های فکر اسراییل و دونالد ترامپ:
سیاست ایالات متحده به مناقشه اسراییل – فلسطین همواره یکی از کانون های توجه اتاق های فکر اسراییل بوده و هست. با آغاز ریاست جمهوری دونالد ترامپ و وعده انتخاباتی اش مبنی بر انتقال سفارت ایالات متحده از تل آویو به بیت المقدس، سیاست خاورمیانه ای آمریکا و به ويژه رویکرد سیاست خارجی ایالات متحده به اسراییل در صدر فعالیت های پژوهشی اتاق های فکر اسراییل قرار گرفت. از این رو در نوشتار پیش رو کوشش می شود تا برآورد مهم ترین اتاق های فکر اسراییل که در زمینه سیاست خارجی و امنیت ملی فعال هستند را در رابطه با سیاست خارجی دولت ترامپ در قبال اسراییل تبیین شود.
1.    موسسه مطالعات امنیت ملی اسراییل: از بدو ورود ترامپ به کاخ سفید، موسسه مطالعات امنیت ملی به بررسی سیاست خارجی دولت جدید آمریکا در قبال مناقشه اسراییل – فلسطین پرداخت. به باور پژوهشگران این موسسه به این نتیجه رسیدند که سیاست خارجی دولت ترامپ در قبال این مناقشه دارای چند رکن است که با سیاست های دولت اوباما تفاوت های بنیادین دارد. نخست آن که دولت ترامپ قصد ندارد تا نتایج نهایی مذاکرات را مشخص کند. دوم آن که، دونالد ترامپ به هیچ وجه به راه حل دو دولتی پای بند نیست. همچنین تیم سیاست خارجی ترامپ نه تنها مایل نیست که خطوط مرزی و سرزمینی بین اسراییل و فلسطین را مشخص نماید بلکه موضوع شهرک سازی های اسراییل در کرانه باختری را نیز از دستور کار مذاکرات خارج کرده است. در چنین شرایطی ریاست جمهوری ترامپ فرصت طلایی را در اختیار اسراییل برای تحمیل شرایط خود بر فلسطینی ها فراهم آورده است. علاوه بر مناقشه اسراییل- فلسطین، این اتاق فکر به سیاست خارجی ترامپ در قبال ایران نیز توجه خاصی نموده است به گونه ای که براساس پیش بینی این اتاق فکر خروج دولت ترامپ از توافق هسته ای برجام بسیار دشوار خواهد بود. این موسسه می پذیرد که ترامپ برخلاف خلف خود، تهدید ایران را به برنامه هسته ای آن محدود نمی سازد بلکه دولت خود را متعهد به مقابله با فعالیت های منطقه ای ایران می داند.
2.    مرکز مطالعات راهبردی بگین سادات: این موسسه مطالعاتی که تحت نظارت دانشگاه بارایلان اسراییل قرار دارد یکی از تاثیرگذارترین اتاق های فکر اسراییل به حساب می آید. طبق محاسبات این مرکز بی ثباتی کنونی در منطقه خاورمیانه به همراه ریاست جمهوری ترامپ وضعیتی را به وجود آورده است که مقامات سیاسی و اطالاعاتی اسراییل درباره ادامه سیاست ابهام هسته ای به تردید افتاده اند. طبق سیاست ابهام هسته ای مقامات اسراییل از اعلام در اختیار داشتن تسلیحات هسته ای خودداری می ورزند. در راستای این سیاست، اسراییل داشتن بمب هسته ای را نه تایید و نه تکذیب می کند. بنا بر یکی از گزارشات این موسسه، اسراییل برای دفاع باید به خود متکی باشد و -برخلاف لفاظی های ترامپ- نمی تواند امنیت خود را بر وعده های ترامپ استوار سازد.
 با این وجود موسسه بگین سادات به این نتیجه رسیده است که با ریاست جمهوری ترامپ، دیدگاه اسراییل و ایالات متحده درباره فعالیت های ایران در منطقه خاورمیانه به همگرایی رسیده است به گونه ای که طرفین بر مقابله با ایران تاکید می ورزند. با این وجود به باور پژوهشگران این مرکز در سند استراتژی امنیت ملی دوات ترامپ اشاره ای به حزب الله نشده است و بنابراین آنها به دولت ترامپ توصیه می کنند که ایالات متحده باید به دلیل ارتباط حزب الله با ایران و فعالیت های آن در خاورمیانه، سیاست شفافی را در قبال لبنان در پی بگیرد.
این مرکز پژوهشی کاملا از تصمیم دولت ترامپ برای انتقال سفارت ایالات متحده به بیت المقدس کاملا     پشتیبانی کرده است و حتی چنین ادعا می کند که این سیاست به روند صلح (سازش) کمک می کند. پژوهشگران این مرکز بر این باور اشتباه خود اصرار می ورزند که این اقدام ایالات متحده به فلسطینی ها نشان می دهد که خواست آنها برای نابودی اسراییل برای آنها هزینه خواهد داشت و بهتر آن است که آنها به مذاکره با اسراییل روی بیاورند.

3.    مرکز مطالعات خاورمیانه و آفریقای موشه دایان: این موسسه پژوهشی بر این اصل تاکید می ورزد که دولت ترامپ قصد ندارد تا از تعهد ایالات متحده نسبت به خاورمیانه بکاهد. به نظر می رسد که دولت ترامپ به هیچ عنوان قصد ندارد که سیاست "کاهش هزینه ها " را دنبال کند. بسیاری از پژوهشگران آمریکایی اصرار می ورزند که ایالات متحده بایستی این سیاست را در قبال همه مناطقی، از جمله خاورمیانه، که در آن حضور نظامی دارد در پیش بگیرد. بر اساس این سیاست دولت ایالات متحده می بایست نیروهای نظامی خود در این مناطق را به میزان قابل توجهی کاهش دهد و درآمد حاصل از آن را صرف هزینه های جاری در داخل آمریکا بکند. به باور پژوهشگران مرکز موشه دایان ایالات متحده، در دوران ریاست جمهوری ترامپ، برخلاف آن چه که در رسانه ها بیان می شود درصدد اجرای سیاست کاهش هزینه ها در خاورمیانه نبوده و همچنان در سیاست خارجی بسیار فعال است. این مرکز پژوهشی سیاست خارجی فعالانه دولت ترامپ را با اصطلاح "عدم انسجام ماهرانه " توصیف می کند. چنین سیاستی سبب می شود تا مقامات اسراییلی در خصوص تامین امنیت اسراییل توسط ایالات متحده اطمینان  پیدا کنند چرا که در صورت خروج نظامی ایالات متحده از منطقه امنیت اسراییل با خطری جدی روبرو خواهد شد.
ارزیابی مرکز موشه دایان در خصوص اعلام انتقال سفارت ایالات متحده از تل آویو به بیت المقدس نشان می دهد که اعتراض عمومی در قبال این مسئله کاملا محدود بوده است. با این وجود به باور این مرکز جنبش های فلسطینی از این موضوع برای ایجاد یک سرمایه سیاسی بهره بردند تا بتوانند موضع خود را بهبود ببخشند. همچنین بررسی های این مرکز نشان می دهد که مردم فلسطین به شدت از رهبران فلسطینی و جهان عرب ناراضی هستند چرا که آنها نتوانستند حتی با وجود مسئله بیت المقدس اختلافات خود را کنار گذاشته و به وحدت برسند. مرکز موشه دایان خاطر نشان می سازد که فلسطینی ها از سیاست خارجی دولت ترامپ در قبال بیت المقدس به عنوان اعلامیه جدید بالفور یاد می کنند و امیدوارند که این سیاست خارجی دولت ترامپ مسلمانان را در برابر اسراییل متحد سازند و شعار خود را چنین بیان می کنند که: "بیت المقدس ما را متحد می کند".
نتیجه گیری:
چنین به نظر می رسد که با آغاز ریاست جمهوری دونالد ترامپ، اسراییل بیش از پیش امیدوار شده است که بتواند سیاست های خصمانه خود را بر دیگر کشورهای منطقه تحمیل کند. در واقع ورود دونالد ترامپ فرصتی طلایی در اختیار اسراییل قرار داده است تا دشمنان خود را تحت فشار مضاعفی قرار دهند. این بارقه های امید در میان سیاستمداران اسراییل را می توان در استقبال آنها از تصمیم ایالات متحده برای انتقال سفارتش از تل آویو به بیت المقدس به خوبی مشاهده کرد. در همین راستا تقریبا تمام اتاق های فکر اسراییل ریاست جمهوری ترامپ را به مثابه فرصتی ارزیابی می کنند که تاکنون در اختیار اسراییل نبوده است. چنین شرایطی به اسراییل امکان می دهد تا در وضعیت آشوبناک خاورمیانه، و البته با کمک متحد اصلی خود یعنی ایالات متحده، سیاست خارجی و امنیتی تهاجمی خود در قبال فلسطینی ها، سوری ها و البته ایرانی را شدت ببخشد.


تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل