شما اینجا هستید: Homeیادداشتراهبردهای روسیه در مواجهه با بحران داخلی سوریه

راهبردهای روسیه در مواجهه با بحران داخلی سوریه

احسان جعفری فر:کارشناس ارشد روابط بین‌الملل

پوتین هنگامی‌که در سال 2000 به ریاست جمهوري رسید، مهم‌ترین اولویت خود را بازیابی منافع ملی روسیه در فضایی به‌دوراز تعصبات ایدئولوژیک و در جوي عمل‌گرایانه دانست. اگرچه روسیه پس از حوادث 11 سپتامبر 2001 سیاست همراهی را با آمریکا در پیش گرفت اما این رویکرد نیز به خاطر سیاست‌های یک‌جانبه‌گرایی امریکا به سردی گرایید. آزمون مردود سیاست روسیه در همراهی با غرب این کشور را نسبت به اهداف و سیاست‌های غرب در منطقه حساس‌تر کرد، به‌نحوی‌که با احتیاط بیشتر نسبت به همکاری با غرب برای دخالت یا حمله در مسائل کشورهای دیگر به بهانه‌های مختلف برخورد می‌کردند از همین رو است که از عوامل مهم در نقش‌آفرینی روسیه در سوریه رابطه روسیه و غرب هست.
با شروع بحران سوریه غرب به دنبال نفوذ و تأثیرگذاری بر روند جریانات این کشور بود، این در حالی بود که روسیه با احساس خطر از نفوذ غرب در همسایگی خود سعی کرد تا با عدم همراهی با غرب ابتدا تلاش کند تا از طریق دیپلماسی، مسایل جاری در سوریه را یک بحران داخلی نشان دهد. این تلاش دیپلماتیکی برای دورنگه داشتن غرب از موضوع داخلی سوریه و بهانه جویی ها برای دخالت در این کشور بود؛ اما ازآنجاکه سوریه ازنظر غرب موقعیت استراتژیکی و ژئوپلیتیکی مهمی ازجمله همسایگی با روسیه، وجود مخازن نفت، نزدیکی به منطقه دریاي مدیترانه را در منطقه داشت، بنابراین بدنبال آن بود تا بتواند به‌عناوین مختلف سوریه را در کانون توجه نگه دارد و بتواند به این ترتیب به بهانه‌های مختلف در امور آن کشور مداخله کند و آن کشور را تحت‌فشار خود قرار بدهد.
تلاش برای قرار دادن این کشور در کانون توجه از طریق مجامع بین المللی و تبلیغات رسانه ای صورت گرفت. در همین راستا غرب از طریق شورای امنیت خواستار اقدامات تنبیهی و اعمال تحریم‌ها و قطعنامه علیه سوریه بود که البته با واکنش روسیه به این تحریم‌ها مواجه شد و آن قطعنامه ها وتو شد.
اقدام دیگر غرب حمایت از سقوط حکومت بشار اسد بود که بدین منظور غرب بدنبال حمایت از گروه های مخالف حکومت بشار اسد بود  که در مقابل این اقدام  روسیه با حمایت از ثبات سیاسی بشار اسد واکنش  نشان داد. عدم حضور روسیه در برخی نشست‌های موسوم به دوستان سوریه نیز خود دلیلی بر حمایت این کشور از ثبات سیاسی در سوریه بود. تلاش برای حفظ ثبات سیاسی باعث شد تا روسیه تلاش هایی برای بازگرداندن اوضاع به شرایط عادی و حل بحران میان گروه های مخالف با دولت بشار اسد کند و  اعلام کرد که آمادگی برای وساطت میان جناح‌ها و اقدامات سیاسی- دیپلماتیک با قدرت‌های دیگر بر سر حل بحران سوریه را دارد. این تلاش با هدف  افزایش نقش خود به‌عنوان یک بازیگر اصلی در حل این بحران بود و از طرفی بدین ترتیب می توانست تا افسار غرب در اقدام علیه بشار اسد  را مهار کند. سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه در دیدای که  با قدري جمیل داشت گفته بود که روسیه آماده است تا به‌طور همه‌جانبه براي برگزاري گفتگوهایی میان جناح‌های مختلف سوریه کمک کند تا بحران سوریه از طریق مذاکره حل‌وفصل شود.
 بدین ترتیب روسیه ابتدا سعی می کرد تا کشورها را از دخالت در بحران سوریه دور نگه دارد ولی بعدها در تلاش بود تا خود بخشی از راه حل بحران سوریه باشد  اما با توجه به شکست و بی‌نتیجه بودن این مرحله، روسیه با توجه به درک اهمیت و حیاتی بودن سوریه وارد نقش حمایت اقتصادی و نظامی برای سوریه شده و سعی می‌کند تا از طریق کمک‌های اقتصادي و کمک انسانی سوریه را  مورد حمایت قرار بدهد به طوری که به تأمین سوخت موردنیاز ماشین‌های سنگین سوریه نیز می پردازد و حتی این کشور در دور زدن تحریم‌های بین‌المللی علیه دولت سوریه یاری می‌رساند و نفت تحریم شده سوریه را دریافت کرده و با کمک شرکت‌های نفتی خود آن را در بازارهاي جهانی به فروش می‌رساند.
 به‌عنوان آخرین و مهمترین نقش روسیه در سوریه می‌توان به دخالت مستقیم و حضور نظامی بعنوان حمایت قاطعانه روسیه از سوریه برای تثبیت حکومت بشار اسد در برابر غرب وداعش اشاره کرد. در این راستا حضور ناوگان نظامی روسیه در بندر طرطوس سوریه ازجمله اقداماتی است که این کشور در عرصه بحران سوریه براي مقابله با دخالت نظامی غرب در این کشور انجام داد. از طرفی پرواز جنگنده‌های هوایی این کشور برای بمباران مواضع داعش و مستقر کردن نیروی نظامی در لاذقیه برای پوشش هوایی ارتش سوریه در پیشروی نبرد زمینی در همین راستا قابل توجیه است. دخالت مستقیم  روسیه در سوریه در واقع تلاشی است تا این کشور بتواند با حضور پررنگ و ایفای نقش کلیدی در بحران سوریه و اثرگذاری بر آن امتیازاتی را در قبال غرب و برخی کشورهای منطقه بدست آورد. نخست اینکه با افزایش نقش روسیه در سوریه، قدرت مانور این کشور در اختلافاتی که با غرب ازجمله اوکراین دارد افزایش می یابد ، در وهله دوم این کشور می‌خواهد به غرب بقبولاند که بدون حضور روسیه، راه‌حلی برای مسائل اساسی امنیتی در حوزه علائق و منافع این کشور به‌ویژه در پیرامون روسیه وجود ندارد و علاوه بر آن در وهله سوم  قدرت چانه‌زنی روسیه در نشست‌های بین‌المللی و منطقه‌ای افزایش می‌یابد. همچنین باید توجه داشت که حمایت از رژیم بشار اسد به ایجاد توازن منطقه‌ای در قبال بازیگرانی چون ترکیه که بدنبال افزایش نقش خود در منطقه هستند کمک خواهد کرد.
با توجه به آنچه گفته شد می‌توان نقش روسیه در سوریه را از تلاش برای بین المللی نشدن این بحران و تلقی به عنوان بحران داخلی، وتوی قطعنامه ها علیه سوریه، تلاش برای وساطت و میانجیگری، حمایت اقتصادی و انسانی و در نهایت حمایت‌های مستقیم نظامی  از رژیم بشار اسد دانست. روسیه باهرگونه اقدامی در براندازی و تغییر رژیم اسد مخالف است، چراکه نه میتواند شاهد روی کار آمدن دولت متمایل به غرب باشد و نه روی کار آمدن جریان‌های تندرو مذهبی را می پذیرد. این کشور هرگونه اقدامات را در خاک سوریه را با مجوز شورای امنیت و فقط در جهت مبارزه با داعش توجیه‌پذیر می‌داند.

 

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل