شما اینجا هستید: Homeیادداشتبرخی ملاحظات ایرانی در عصر پساداعش

برخی ملاحظات ایرانی در عصر پساداعش

دکتر محمد منصور نژاد

این روزها خبر سقوط داعش و به ویژه نقش ایران در سرکوب این گروه تروریستی و تکفیری مایه شادی و نشاط بسیاری در کشور گردید. این پیروزی جای خوشحالی دارد، حتی اگر این در این اقدام فرزندان ایران نیز حضور نداشتند. زیرا به پایان راه گروهی منتج گردید که از انسانیت هیچ بویی نبرده و برای بشریت خطرساز و خطرناک بودند. جهان بدون داعش بلاشک به صلح و همزیستی نزدیکتر از جهان داعش (و داعش ها) است. اما برخی نکات مهم ممکن ست در این ابراز خرسندی مغفول بمانند که آن نکات اینجا مورد توجه و تذکر قرار می گیرند:
1)در هر موضوعی باید حد و حدودش را نگهداشت و افراط و تفریط مشکل آفرین است. همانگونه که ندیدن پیروزی همه همراهان در نبرد با داعش و به ویژه سهم ایرانیان خطاست و لازم است بدان توجه داشت، اما در مقابل این پیروزی را بزرگتر از آنچه هست دیدن نیز غروز کاذب آورده و غفلت زاست.
فراموش نشود که جریان تکفیری داعش، تعداد بسیار محدودی (کمتر از 100 هزار نفر) از نیروهایی بودند که تنها حدود 3 سال سابقه حضور در منطقه خاورمیانه دارند. در سرکوب آنها حتی اگر سهم کشورهای غربی و به ویژه آمریکا نیز نادیده انگاشته شود، دست کم 5 کشور مشارکت داشتند: سوریه، ترکیه، عراق، روسیه و ایران. در برخی گزارشهای مستند آمده که در تصرف «رقه» پایتخت داعش، توافقی بین طرفین نبرد رخ داده و بخشی از داعش و خانواده های آنها صحیح و سالم، این منطقه را ترک نمودند. (و این یعنی ظرفیت های بالقوه داعش برای مشلات آتی).با این وصف شگفتی آن نیست که این نبرد در نهایت به شکست داعش منجر گردید، بلکه آنچه جای تعجب است آنکه چگونه این نبرد ماهها وبلکه چند سال به طول انجامید؟ چگونه این همه تلفات انسانی و غیر انسانی از کشورهای مختلف گرفت؟ و....
با ملاحظه نکاتی از این جنس، باید دانست که این پیروزی آن چنان بزرگ نیست که به مستی قدرت و غرور کاذب مبتلا شده و هم بیش از حد به خود بنازیم و هم از تبعات و عواقب آن غفلت نماییم.
2)داعش هسته ای دارد و پوسته ای. مغز داعش، اندیشه ای است که غیر از خود را نا بحق دانسته، تکفیر نموده و در نتیجه مستحق هر گونه عقوبتی (از کشت وکشتار تا تعدی به خانواده ها و تصرف سرزمین و....) می داند. این جریان تکفیری در جهان اسلام سابقه یک روز، ماهه، ساله، و حتی قرنه ندارند. ریشه های تکفیر حتی برخلاف برداشت متداول برخی در قم، به «ابن تیمیه» نیز باز نمی گردد. تکفیر در جهان اسلام از قرن اول تا کنون در میان شیعه و سنی سابقه دارد.
با این وصف بسیار خوشخیالی است که فکر کرد با پیروزی بر داعش، جریان های تکفیری به محاق رفته اند. اینجا تنها پوسته ای شکست و آن هسته بلاشک در قالب های متفاوت و در زمان و مکان دیگر سربرمی آورد. حتی ردپای همین داعش را نیز امروزه به خوبی می توان در افغانستان رصد نمود. پس پیروزی بر داعش در صورتی جای جشن جدی تر دارد که بر هر اندیشه تکفیری، افراطی، متصلبانه و.... فایق آمد، حال آنکه چنین علایمی دیده نمی شود. چه بسا رد پای برخی نگاههای سختگیرانه و متعصبانه را در برخی مخالفان داعش نیز می توان جست!!!
نکات یاد شده جدای از تلاش قدرتهای جهانی مثل آمریکا و روسیه و قدرتهای منطقه ای مثل عربستان در پرورش داعش ها و ... در جهان اسلام است، که از راحتترین راهها برای آسیب زدن به مسلمانان است. هم آنان را به هم مشغول و از دشمن اصلی غافل می کند و هم سبب می شود مسلمانان بدست یکدیگر، خودی ها را تضعیف می نمایند و چه بسا دیگران از این زدو خوردها تجارت نیز می کنند. پس نباید در این شادی ها، از نقش بیگانگان در احیای داعش ها هرگز غفلت نمود.
3)در جشن پیروزی بر داعش از نکته مهمی نباید غفلت نمود. گرچه تا کنون نیز برخی کشورهای عربی علیه ایران در منطقه سمپاشی می نمودند و ایران را به تاسیس «هلال شیعی» در منطقه متهم می کردند و به اختلاف شیعه و سنی دامن می زدند. اما این تلاشها در چند سال اخیر خیلی مخاطب نمی یافت و پذیرفته نمی شد، چون می¬دیدند که ایران علیه داعش که به شیعه و سنی و عرب و عجم رحم نمی کند، درگیر است.
اما از این پس حضور ایران در منطقه خاور میانه و در سوریه، لبنان و عراق و.... دیگر موجه نمی نماید و کوچکترین اقدامی در این موقعیت جغرافیایی تحت عنوان اقدامات شیعیان علیه سنیان قلمداد می شود و این مدعا از این پس بستر پذیرش بیشتری می یابد. به عبارت دیگر فعالیت برون مرزی ایران در خاور میانه پس از داعش، بسی دشوار تر از همین کوششها در زمان حضور داعش خواهد بود. هرگونه سیاستگذاری و تعیین استراتژی که شکست داعش را پیروزی شیعیان نشان دهد، خطاست، همانگونه که هر فعالیت مرزی که آشکارا رنگ وبوی شیعی و علیه اهل سنت باشد، اشتباه است. ایران در فعالیت فرامرزی اش، همواره باید منادی وحدت اسلامی و همراه همه حق جویان شیعه و سنی و فراتر از آنها بماند. این رمز وراز توفیق سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است که لازم است از سوی کارشناسان زبده وزارت امور خارجه کشور نیز مدیریت گردد. با این وصف لازم است سهم سایر مسلمانان در پیروزی بر داعش به گونه ای سنجیده برجسته سازی شده و بر روی آن تبلیغ گردد.

 

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل