شما اینجا هستید: Homeیادداشت موازنه تهدید؛ راهبرد سیاست خارجی عربستان سعودی در منطقه

موازنه تهدید؛ راهبرد سیاست خارجی عربستان سعودی در منطقه

محمدعلی هژبری: عضو هیات تحریریه

گزارش بیست و هشتمین  هم اندیشی علمی تخصصی در گروه مطالعات روابط بین الملل

همانطور که میدانیم «موازنه قــوا» پس از جنگ جهانى دوم توســط «مورگنتا» به صورت يك نظريه تدوين شــد و ســپس متفكرينى چون «اسپايكمن»، «آرون»، «كسينجر»، «مكيندر» و «نيبور» آن را تكميل كردند.
علی رغم وجود اختلافات در تعریف «موازنه قوا»،باید گفت این نظريه، از فرضيه بنيادى واقعگرايى الهام میگیرد كه،«دولتها بازيگران اصلى نظام بين الملل بوده و تحت فشــارهاى نظام آنارشــيك بين المللى بــه طور عقلايــى در پى افزايش قدرت و يا امنيت خود هســتند.
لذا بر اســاس اين اصل،طبق مکانیسم بقا،دولتها (به طور منفرد و جداگانه) برای مقابله با تمركز و انباشــت قدرت، «موازنه قــوا» را به عنوان يك پويش بنيادين سياســت بين الملل كه افزايش بقا واحدها را ميســر میسازد، دنبال میکنند.
رئاليســتها، «موازنه» و رفتار «تــوازن بخش» را به عنوان ويژگــى حتمى و «اجتناب ناپذير» سياســت بين الملل تلقى مینمایند. طبق نظر انها، موازنه، معلولِ سياستهاى تهاجمىِ هژمــونِ بالقوه است.
«اســتفن والت» به عنوان يكى از متفكرين نوواقعگرا با جابه جايى نقطه تمركز تحليلى نظريه توازن قوا، به "موازنه تهديد" گره كور «نوواقعگرايى» را گشــوده و به بازســازى اين نظريه و افزايــش اعتبار آن پرداخت.
او معتقد اســت كه دولتها تنها در برابر قدرت، دســت به موازنــه نمی زنند، بلكه در برابر تهديد هم دســت به توازن می زننــد.این نظریه با مفاهیم " امنیت و منفعت نسبی" و همچنین "معمای امنیت" در نئورئالیسم همخوانی دارد.
والت بر این باور است که الزاما افزایش قدرت یک بازیگر نمیتواند منجر به برقراری موازنه قدرت شود.زمانی موازنه در دستور بازیگران دیگر قرار میگیرد که از سوی یک بازیگر مشخص، تهدیدی احساس شود.اما در این چارچوب،تهدید هم تعریف و اجزای مشخصی دارد.به گفته والت، تهدید از قدرت کلی، مجاورت جغرافیایی، قدرت تهاجمی و نهایتا نیات تجاوزکارانه کنشگران و رفتار خارجی انها، تشکیل میشود.  
هر کدام از این مولفه ها که کم رنگ باشد، نیازی به اعمال برقراری موازنه در مقابل آن بازیگر احساس نمیشود،اما در صورت وجود این مولفه ها در یک بازیگر، باید موازنه علیه او ساماندهی شود تا مانع از تحقق "نیات تجاوزکارانه" او گردد.اما موازنه در مسیر اجرایی شدن، به دو گونه محقق میشود: موازنه سازی مثبت و موازنه سازی منفی.   
هر کدام از این دو نیز میتواند به صورت چندجانبه و یکجانبه صورت بگیرد. موازنه سازی مثبت مبتنی بر افزایش قدرت "خود" است و موازنه سازی منفی، مبتنی بر تضعیف "دیگری" است.
از طرفی موازنه، بصورت "موازنه سخت" و "موازنه نرم" پیگیری میشود.که هرکدام از انها نیز، به دو نوعِ نظامی و غیرنظامی تقسیم میشوند‌.
هدفِ «موازنة سخت»، افزايشِ قدرت نســبى يك دولت در برابر دولت تهديدآميز و قدرتمند ديگر، از طريق افزایشِ توانمندیهــاى نظامــى داخلى و اتحادهاى خارجى اســت.
تمركز اســتراتژى «موازنه نرم» بر تحليل و تضعيف قدرت نسبى دولتِ تهديد كننده و قدرتمند مقابل، از طريق همكاریهــاى دوجانبه و چندجانبه با ديگر دولتهاست.هرچند سيســتم «آنارشــيك بين المللى» باعث ســوق دادن كشورها به ســمت انتخاب استراتژى توازن براى كســب امنيت میشــود. وابســتگیهاى عميق اقتصادى در ميان دولتها نيز باعث افزايش هزينه هاى موازنه سخت سنتى به شكل نظامى و نظامیگرى میشود. بنابراين «موازنه نرم» يك اســتراتژى جايگزينِ عقلانی براى دولتها در تحصيل امنيتشان در يك محيط آنارشــيك و با وابستگیهاى متقابل اقتصادى، تلقى میشــود.
طی سالهای گذشته راهبرد سیاست خارجی ریاض بر مبنای موازنه قوا و تهدید بوده است.
رفتار سیاست خارجی عربستان سعودی طی یک دهه اخیر، خاصه پس از لشکر کشی امریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ بر مبنای این نظریه(موازنه تهدید/نئورئالیسم) قابل تحلیل است.
هرچند تقابل ریاض با تهران طی این سالها با افت و خیز همراه بوده،اما این تقابل خود را به بهترین شکل در پرونده هسته ایران و بعد از ان در تفسیر متفاوت دو بازیگر از انقلابهای عربی ۲۰۰۹(بیداری اسلامی یا بهارعربی)و جنگهای نیابتی در سوریه، عراق و یمن نشان داده است.
عربستان، طی سالهای گذشته‌، افزایش قدرت ایران را به معنای کاهش ضریب امنیتی خود و تشدید ناامنی و به خطر افتادن بقا خود تفسیر کرده است.
ریاض، باز شدن گِره های اقتصادی و سیاسی بعد از برجام و نمایش فعالیتهای موشکی را به معنای" تقویت قدرت کلی و قدرت افندی و نیات تهاجمی تهران"، معنا میکند.از همین رو توافق برجام بین ایران و قدرتهای بزرگ، باعث واگرایی در روابط ایران و عربستان شد.
تصور عربستان این بود با حل مساله هسته ای،رابطه دو کشور ایران و آمریکا مسالمت آمیز خواهد شد و عربستان جایگاه و اهمیت خود را در سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه و خلیج فارس از دست خواهد داد.
سیاستمداران عربستان برای توازن تهدید مقابل ایران با اسرائیل،ترکیه و کشورهای حوزه خلیج فارس همسو شده و در مذاکرات هسته ای ایران با آمریکا سعی در تخریب روند مذاکرات داشتند.همچنین مذاکراتی را برای دستیابی به انرژی هسته ای با آمریکا و فرانسه انجام دادند.همچنانکه کمک مالی‌ عربستان به پاکستان برای خرید کلاهک هسته ای از خارج را باید در این راستا تفسیر نمود‌.
عربستان برای افزایش قدرت خود، ضمنِ خرجِ میلیاردها دلار برای خرید تسلیحات مدرن امریکایی، با تشکیل ائتلافهای عربی- غربی - عبری، با موازنه سازی مثبت و منفی یکجانبه و چندجانبه میخواهد بلوک خودی را تقویت و بلوک ایران موسوم به محور مقاومت را تضعیف کند.
همچنانکه در موضوع سعد الحریری و متعاقب ان شلیک موشک یمنی به فرودگاه بین المللی ریاض دیدیم، عربستان با اجماع‌سازی در سطح منطقه به‌خصوص متقاعد کردن اسرائیل و همراه کردن آمریکا و اتحادیه اعراب، پروژه فشار بر تهران را با قدرت و مشروعیت بیشتری دنبال کرد.
حتی بن سلمان توانست مکرون رئیس جمهور فرانسه را در حمله به سیاستهای منطقه ای و فعالیتهای موشکی تهران و حتی حمله به برجام و ضرورت مذاکره برای اصلاح ان، متقاعد کند.
نشست اخیر اضطراری وزرای خارجه اتحادیه عرب در ۱۹ نوامبر(یکشنبه ۱۸ ابان)و متهم کردن تهران به دخالت در لبنان و فروش تسلیحات به حوثی ها و ادعای ایرانی بودن موشکهای شلیک شده از یمن، همچنین شوی سیاسی" نیکی هیلی " نماینده امریکا در سازمان ملل، در نشان دادن قطعات موشکهای استفاده شده از سوی حوثیها،نشان داد که محور عربی همچنان در موضوعات منطقه ای، فشار بر ایران را از طریق موازنه مثبت و یارگیری و توازن منفی دنبال خواهند کرد.
همراهی امریکا و کشورهای مهم اروپایی بی شک مهمترین امتیاز عربستان و مهم ترین ضعف ایران در منطقه به شمار میرود.
رهبران سعودی در ارتباط با تهدیدات ایران(موازنه تهدید) اقدامات ذیل را در دستور کار قرار داده اند:

۱.خرید تسلیحات مدرن و استراتژیک
عربستان سعودی طی سالهای گذشته، بیشترین خرید تسلیحات جهان را داشته است. سال ۲۰۱۷ چهارمین خرج کننده تولید تسلیحات جهان پس از روسیه بود.
بر اساس گزارش نشریه دفاعی "جینز دیفنس"، عربستان سعودی بزرگترین خریدار سلاح در جهان در سال 2014
و دومین وارد کننده سلاح در سال های 2015 و 2016 است. واردات این کشور از سال 2012 به این سو، بیش از 200 درصد افزایش یافته است.13 درصد از کل صادرات اسلحه ایالات متحده در سال 2016 به پادشاهی سعودی بوده است.شرکت های انگلیس و اسپانیا نیز به ترتیب دومین و سومین فروشندگان بوده ‌اند.همچنین نیروی هوایی سعودی از جنگنده های آمریکایی F-15 تشکیل شده  که در سه دهه گذشته لقب "سلطان بی نظیر آسمان" را داشته و هنوز هم دارند.خرید تسلیحات و سرازیر شدن دلارهای نفتی به واشنگتن و لندن، بیش از هر چیز، نگرانیهای اقتصادی بلوکهای قدرت را تا حدی کاهش میدهد.فروشندگان سلاح، به نوبه خود، در سیاستهای منطقه ای، عنایتهای سعودیها را جبران میکنند!

۲.تشکیل ائتلافها و اتحادها
عربستان سعودی از سال ۲۰۱۵ از طریق ایجاد شماری از ائتلافها و اتحادهای چند جانبه غیر رسمی تحت رهبری خود، درصدد تقویت قدرت منطقه ای خود برآمده است.اولین مورد، «ائتلاف عربی در یمن» بود که در مارس ۲۰۱۵ ایجاد شد. متعاقب آن، در دسامبر ۲۰۱۵، «ائتلاف نظامی اسلامی برای جنگ علیه تروریسم که در حال حاضر حدود ۴۱ کشور در ان عضو هستند» تشکیل داد.«ائتلاف ضد قطر» برای تنبیه برادر کوچکتر نیز در ژوئن ۲۰۱۷ ایجاد شد.
در همین رابطه در ۲۴ مهر ۹۶ (۱۶ اکتبر) شاهد «کنفرانس ائتلاف و اتحاد نظامی خاورمیانه» به میزبانی بحرین و به رهبری عربستان بودیم.این کنفرانس به منظور تاکید بر «نقش حیاتی» ائتلاف ها در تامین «امنیت دفاعی و دسته جمعی در منطقه» بود.
در این کنفرانس هیات‌هایی از مهم‌ترین ائتلاف‌های نظامی بین‌المللی همچون ناتو، نیروهای حافظ صلح سازمان ملل متحد و نمایندگانی از مهم‌ترین مراکز تحقیقاتی بین‌المللی حضور دارند.
مقام‌های برگزار کننده این کنفرانس با تروریستی خواندن حزب‌الله لبنان مدعی شدند: «هدف از برگزاری این کنفرانس بررسی نقش مکمل ائتلاف‌های نظامی در جنگ با گروه‌های تروریستی افراطی همچون داعش، حزب‌الله لبنان و گروههای یمنی است که صلح و ثبات منطقه‌ای و جهانی را تهدید می‌کنند.»
در این کنفرانس شخصیت هایی چون "رابرت هاروارد"، معاون پیشین ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) و وسلی کلارک، فرمانده پیشین ناتو بودند.
نگاهی به شخصیتها و ارگانها و کشورهای شرکت کننده در این ائتلافها، قدرت دیپلماسی ریاض را در تشکیل ائتلافها علیه محور مقاومت نشان میدهد.
در این ارتباط باید گفت: هرچه قدر كه شكاف و فاصله ی قدرت بين دو دولت(رقبا/ در اینجا ایران و امریکا به عنوان متحد استراتژیک عربستان)بيشتر باشد،احتمال انتخاب استراتژى موازنه سخت بسيار كمتر میشود.
موازنــه نـرم براى دولتِ قوى و هم براى دولتِ ضعيف، اســتراتژى منطقی ترى، جهتِ تحصيلِ امنيت تلقى میشــود.دولتهاى ضعيف، از آنجا كه نمیتوانند امنيت و حاكميت خود را به دولت قویتر واگذار كنند و توانايى ارائه يك رفتار توازن بخش به شــكل موازنه ســخت را ندارند،تلاش خواهند كرد تا رفتار دولت قویتر را از طريق متوســل شدن به مانورهاى ديپلماتيك، سياستهاى نهادى و به طور كلى اتخاذ اســتراتژى «موازنه نرم» محدود كنند.
برای مثال ادعاى كره شمالى مبنى بر انتقال تكنولوژى هســته اى به جمهورى اســلامى ايران، میتواند به عنوان نمونه اى از اســتراتژى موازنه نرم نظامى كره شــمالى در برابر امريكا تلقى شــود؛ چرا كه ايران هسته اى باعث ايجاد نگرانى و تشويش در حكومت و سياستهاى امريكا خواهد شد و از اين طريق حجم فشارهاى وارده بر كره شمالى را پراكنده و امنيت بيشترى نصيب كره شمالى خواهد كرد.همچنانکه همین نظر در مورد فعالیتهای نظامی ایران و تجهیز حزب الله و در مراحل بعد، احداث پایگاه های نظامی در سوریه برای ضربه زدن به عمق استراتژیک اسرائیل، وجود دارد.
حزب الله، حشدالشعبی، انصارالله همگی باعث تشویش سیاستهای منطقه ای واشنگتن و بالتبع ریاض شده و از حجم فشارهای وارده بر تهران کاسته و بر ضریب امنیتی اش می افزاید.
اما زمانى كه شكاف و اختلاف در ســطوح قدرت اندك باشد،(همانند وضعیت ایران و عربستان بدون احتساب امریکا)، «موازنه ســخت» هم براى دولت قوى و هم براى دولت ضعيف بسيار معنادار خواهد شد. چرا كه برترى قدرت اندك در برابر دولت ضعيف، نمیتواند امنيت دولت قویتر را تضمين كند.بنابراين ســاخت توانمندى نظامى داخلى، شكل دهى به اتحادها، كمكهاى اقتصادى استراتژيك و انتقال تكنولوژى به همپيمانان براى تقويت توانمندى خود، بسيار معنادار خواهد شد. از اين رو میتوان گفت كه انباشت قدرت چه به شكل داخلى و چه به شكل خارجى، چگونگى توزيع قدرت در سيستم و اتخاذ استراتژى موازنه سخت براى حفظ امنيت براى دولت ضعيفتر هم معنادار میشود.
لذا کمک تسلیحاتی و مستشاری ایران به انصارالله، حزب الله، حشدالشعبی و حضور نظامی در برخی کشورهای منطقه در همین راستا باید ارزیابی شود.
از همین رو بن سلمان، همصدا با ترامپ، از انحلال حشدالشعبی سخن میگوید و حزب الله را گروه تروریستی قلمداد میکند.

۳.حمایت ریاض از تجزیه طلبان ایران
 رهبران سعودی، برای ضربه زدن به نفوذ منطقه ای ایران، از هیچ کوششی دریغ نمیکنند‌.در این راستا حمایت از گروه های مخالف نظام سیاسی ایران مانند گروهک منافقین یا مجاهدین خلق و تجزیه طلبان آذری را در دستور کار قرار داده اند.
در سپتامبر 2016، ملک سلمان گروهی از عناصر گروهک وابسته به باکو را که تحت پوشش تبلیغ حقوق آذری‌های ایران، در شهرهای مختلف جهان مانند لندن، باکو، استانبول، آنتالیا،لس آنجلس و... فعالیت میکنند و با رسانه‌ها گفتگو می‌کنند، به بهانه دعوت به حج، به حضور پذیرفت و آنها را به تبدیل فعالیت‌های ضدایرانی خود به «گام‌های عملی» دعوت کرد!
صالح ایلدیریم، سرکرده گروهک موسوم به "گائیپ" GAİP یا «حزب استقلال آذربایجان جنوبی» در گفتگو با بخش آذری رادیو آمریکا اذعان کرد که در ضیافتی که شاه سعودی برای این عناصر گروهکی ترتیب داده بود، درباره آنچه وی «اوضاع جوامع غیرفارس»در ایران خواند، گفتگو شده است!  
عربستان با توسعه مناسبات با جمهوري آذربايجان شيعي درصدد القاي اين موضوع به جهان اسلام است که سياست‌هاي رياض تقابلي با اصل تشيع ندارد و تنها در مقابل سياست‌هاي و رويکردهاي دولت و نظام سياسي خاصي به نام جمهوري اسلامي ايران است.

۴.اتحاد طبیعی و عملی با اسرائیل
رهبران سعودی دیگر از اشکار شدن ارتباط پنهانی خود با اسرائیل، نگران نیستند.برای مثال ترکی الفیصل شاهزاده سعودی و رئیس سابق سازمان اطلاعات، در اواخر آبان ۹۴ با هاآرتص مصاحبه کرد و از دشمنی مشترک عربستان و رژیم صهیونیستی با ایران سخن گفت.چند ماه بعد او در کنفرانس امنیتی مونیخ،با موشه یعالون، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی به گرمی خوش وبش کرد.
دیدار محرمانه اخیر بن سلمان ولیعهد عربستان از تل اویو و دیدار با نخست وزیر رژیم صهیونیستی از نظرها پنهان نماند.از نظر بنیامین نتانیاهو روابط با عربستان و کشورهای عربی را بی سابقه توصیف میکند.
۱۶ نوامبر ۲۰۱۷(۲۵ ابان)پایگاه خبری سعودی ایلاف گفتگویی با گادی آیزنکات رئیس ستاد ارتش رژیم صهیونیستی انجام داد که در نوع خود بی سابقه بود.ایزنکات گفت: "عربستان سعودی و اسرائیل منافع مشترکی در ضدیت با ایران دارند.توافق کاملی میان ما و عربستان سعودی وجود دارد،حتی یک روز هم میان ما دشمنی نبوده و نه آنها با ما جنگیده‌اند و نه ما با آنها جنگیده‌ایم."
رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی با وجودی که روابط رسمی دیپلماتیک ندارند، اما مقابله با نفوذ رو به گسترش ایران در منطقه، مواضع و دغدغه های دو طرف را بیش از پیش به هم نزدیک کرده است.
ریاض نگران استقرار نظامی دائمی یا طولانی مدت تهران در سوریه است.از این رو در نظر دارد حساسیت تل اویو نسبت به این موضوع را تقویت کرده و انها را به درگیری دیگری وارد کند.شرایط به شدت در حال تغییر خاورمیانه و نگرانی از نفوذ روبه گسترش ایران در منطقه، بین این دو یک درک و رابطه مبتنی بر" منافع متقابل" ایجاد کرده است.امروزه برای عربستان سعودی و اسراییل اصل "دشمن دشمن من دوست من است" تجلی و نمود عینی یافته است.سکوت معنادار رهبران سعودی در موضوع انتقال سفارت امریکا و پایتخت  به اورشلیم حاکی از نزدیکی دیدگاه رهبران دوطرف است.

۵.نفوذ در کشورهای حوزه مقاومت(عراق سوریه لبنان) در دوران پساداعش
عربستان برای هر یک از کشورهای محور مقاومت نقشه جداگانه ای دارد.
"محمدبن سلمان"، نفوذ در کشور شیعی عراق را در دوره پساداعش، بعید و غیرممکن نمی داند.لذا سیاست فعال، یارگیری و تلاش برای نفوذ در حیاط خلوت تهران، در اولویت قرار گرفته است.جالب اینکه،بن سلمان در کنار دعوت گروه های سُنی تاثیرگذار در سیاست عراق، همه مخالفین شیعی تهران را به ریاض دعوت کرده است.
"محمدبن سلمان"، نفوذ در کشور شیعی عراق را در دوره پساداعش، بعید و غیرممکن نمی داند.لذا سیاست فعال، یارگیری و تلاش برای نفوذ در حیاط خلوت تهران، در اولویت قرار گرفته است.جالب اینکه،بن سلمان در کنار دعوت گروه های سُنی تاثیرگذار در سیاست عراق، همه مخالفین شیعی تهران را به ریاض دعوت کرده است. نزدیک شدن بن سلمان به تشکلهای شیعی عراق، کمکهای مالی به بغداد،تبریک ازادسازی شهر تلعفر به دولت عراق، رایزنی برای افتتاح کنسولگری ریاض در نجف اشرف و افتتاح دوباره گذرگاه عرعر،بورس دانشجویان عراقی،و انتشار لیست مقتدی صدر در روزنامه های عربستان برای انتخابات سال اینده میلادی، نشان از نقش متفاوت ریاض در دوره پساداعش و دوره بازسازی عراق دارد.همین تغییر موضع را تا حدی در قبال سوریه هم میتوانیم ببینیم.با شکست معارضان در سوریه و ابقاء بشار اسد، ریاض به دوره بازسازی سوریه می اندیشد.
عربستان سعودی در حال ورود جدی به عراق به خصوص در میان شیعیان است و بالتبع اموال سعودی ها در کارزار انتخاباتی اینده عراق نقش مهمی ایفا خواهد کرد.
اینکه خبر تأسیس لیست جدید مقتدی صدر موسوم به " الاستقامه " برای نخستین بار توسط الشرق الاوسط عربستان منتشر می شود، بی ارتباط با تمایل ریاض برای اثرگذاری بر سیاست بغداد نیست.امری که نگرانی رهبران ایران را در پی داشته است و در روزهای اخیر از زبان سردار رحیم صفوی مشاور عالی فرمانده کل قوا شنیده شد.

 

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل