شما اینجا هستید: Homeیادداشتمنافع ملی از نگاه آلمانی

منافع ملی از نگاه آلمانی

محمد  زارعی:پژوهشگر مطالعات آلمان و اروپا  

آلمان ها تنها راه نجات ملی را تقدم منافع ملی بر منافع حزبی خود دانستند. بن بست سیاسی آلمان پس از پنج ماه با موافقت 66 درصدی اعضای حزب سوسیال دموکرات SPD به پایان رسید. از مجموع 463.722 عضو این حزب حدود 378.437 نفر (با مشارکتی بالغ بر 78.39 درصد) در همه پرسی این حزب مبنی بر پیوستن به ائتلاف بزرگ (ائتلاف احزاب مسیحی CDU/CSU و سوسیال دموکرات) شرکت کردند. بحران های اخیر سیاسی در آلمان باعث شد تا مرکل برای ادامه ی مسیر خود در قدرت و حکمرانی تقریبا 161 روز چشم انتظار بماند و رکورد طولانی ترین روند را در تشکیل دولت پس از انتخابات در آلمان به نام خود ثبت کند. اکنون مرکل با پیشنهاد رئیس جمهور اشتاین مایر می تواند روز 14 مارس در رأی گیری مجلس فدرال به عنوان صدراعظم خود را بین احزاب در معرض انتخاب قرار دهد. در حال حاضر وی از حمایت احزاب سوسیال دموکرات، حزب خواهر سوسیال مسیحی و سبزها برخوردار است. بنابراین هیچ مانعی برای انتخاب مجدد بر سر راه خود نمی بیند.
از سال 2005 تاکنون مرکل چهار بار متوالی موفق به پیروزی در انتخابات و معرفی حزب خود به عنوان حزب حاکم شده است. طی سه دوره ی اخیر احزاب مسیحی و مرکل تنها با سوسیال دموکرات ها و حزب لیبرال دموکرات FDP تشکیل دولت داده اند. هر دو حزب پس از همکاری با مرکل تجربه ی تلخی را سپری کردند. قدرت سیاسی غالب مرکل و احزاب مسیحی طی هر دوره باعث شد تا دو حزب دیگر در مشارکت سیاسی قدرت عمل کمتری داشته باشند و از همین رو در انتخابات بعدی نیز از سوی حامیان خود تحریم یا جریمه شوند. یکی از این تجربه های تلخ را لیبرال دموکرات ها داشتند. آنها پس از حضور در دولت طی سال های 2009 تا 2013، حتی در ورود به مجلس بعد ناکام ماندند. سوسیال دموکرات ها نیز پس از هر سه دوره شراکت با احزاب مسیحی از افول نسبتا شدیدی برخوردار شدند. اینجا این نکته نیز قابل توجه است که مرکل هیچ گاه در طی سه دوره ی اخیر انتخاب سختی را نداشته است. میزان آرای آنها تا این اندازه کافی بوده که بتوانند فقط با یک حزب ائتلاف تشکیل دهند.
نگاه حزبی به منافع ملی یا نگاه ملی به منافع ملی؟!
اما در انتخابات اخیر شرایط کاملا متفاوت بود. با روی کار آمدن حزب راستگرای آلترناتیو برای آلمان AfD معادلات سیاسی کاملا تغییر پیدا کردند. از سوی دیگر حزب لیبرال دموکرات نیز توانست دوباره به جمع احزاب مجلس بپیوندد. پس از اعلام نتایج انتخابات، مارتین شولتس رهبر سوسیال دموکرات ها با قاطعیت اعلام کرد که به هیچ وجه حاضر به تشکیل مجدد دولت با مرکل نخواهد شد. بنابراین تنها یک راه پیش روی صدراعظم باقی ماند. ائتلاف موسوم به جامائیکا (احزاب مسیحی، سبزها و لیبرال ها)! این ائتلاف با ایجاد هیاهوی سیاسی و ترک مذاکرات از سوی لیبرال ها با شکست مواجه شد. هر چند سبزها با هر قیمتی حاضر به تشکیل ائتلاف با مرکل بودند، اما آرای این حزب برتری اکثریتی در مجلس را فراهم نمی کرد و امکان تشکیل یک دولت اقلیتی برای مرکل غیرقابل تصور بود. پس از این بحران رئیس جمهور آلمان اشتاین مایر تمام احزاب را به دفتر خود فراخواند و به طور جداگانه با آنها مذاکره کرد.
نتایج مذاکرات این شد که سوسیال دموکرات ها علی رغم مخالفت پیشین خود، دوباره به فکر تشکیل مذاکرات با مرکل بیفتند. هر چند سوسیال دموکرات ها شرایط پیچیده ای داشتند، اما تنها گزینه را حفظ منافع ملی در آلمان دانستند. این حزب با توجه به سابقه ی حضور در دوره ی قبل، محبوبیت خود را به شدت از دست داده بود. تنها مقابله با مرکل و ایجاد فشار سیاسی به عنوان بزرگترین حزب اپوزیسیون در مجلس فدرال می توانست کمی شکست آنها را جبران کند. سوسیال دموکرات ها می توانستند همچنان با مرکل مخالفت کرده و وی را مجبور کنند یا به مذاکرات مجدد تن در دهد و یا با سبزها دولت اقلیتی را تشکیل دهد. هر دو راه می توانست مرکل و آلمان را به شدت تضعیف کند. اما با این تصمیم از سوی سوسیال دموکرات ها، مرکل فرصت دیگری را برای ارز اندام در اروپا و تقویت جایگاه آلمان در منطقه و جهان بدست آورد.
البته این نکته قابل ذکر است که این معامله برای سوسیال دموکرات ها خالی از لطف نبوده و با امکاناتی که این حزب در دوره ی جدید خواهد داشت (در اختیار داشتن شش وزارت خانه از جمله وزارت خارجه و دارائی و نیز اشراف بر سیاست های اجرائی و تعیین برخی سیاست های مهم مانند سیاست های اجتماعی) آنها می توانند پایگاه حزبی خود را برای پیروزی در انتخابات های ایالتی و انتخابات بعدی مجلس فدرال دوباره تقویت کنند.
سوسیال دموکرات ها در بدترین حالت می توانستند با اعلام عدم همکاری با مرکل ضربه ی سنگینی را به او و حزب رقیب خود وارد کنند. این اتفاق می توانست راستگرایان افراطی را تقویت کند و منافع ملی آلمان را در اروپا و جهان به خطر بیاندازد. اما آنچه که مسلم است این است که این دو حزب بزرگ با اولویت دادن به منافع ملی مانع از بحرانی جدید در این کشور شدند. احزاب به این موضوع واقف هستند که تنها از طریق حفظ منافع ملی می توان به منافع حزبی بیشتر در آینده دست یافت. این اصلی است که هر نظام خردمندی به آن توجه می کند.

 

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل