شما اینجا هستید: Homeیادداشترشد جریان راست افراطی اروپا و چند اشتباه رایج در مورد آن

رشد جریان راست افراطی اروپا و چند اشتباه رایج در مورد آن

سید نادر نوربخش – کاندیدای دکتری جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران

در عرض یکسال اخیر احزاب راست افراطی اروپایی به روند رو به رشد خود ادامه دادند و مستقیم و یا غیر مستقیم در صحنه سیاسی کشور خود شدیدا تاثیرگذار بودند، در انتخابات اخیر ایتالیا (4 مارس 2018) جناح پوپولیست (شامل دو حزب جنبش پنج ستاره و لیگ شمال) روی هم رفته بیش از نیمی از آرا را از آن خود کرده و سوسیال دمکرات ها را با شکست سختی روبرو ساخت، در کشورهای اتریش ، آلمان و فرانسه نیز در انتخابت سراسری سال گذشته این احزاب رشد قابل توجهی داشتند.بطوریکه در آلمان تشکیل دولت با راهیابی بی سابقه حزب راست افراطی این کشور به بوندستاگ با وقفه پنج ماهه روبرو شد و در اتریش نیز حزب آزادی وارد دولت ائتلافی گردید.در فرانسه نیز در امری بی سابقه هیچ یک از احزاب سنتی حاکم (سوسیالیست و جمهوریخواه) موفق به راهیابی به دور دوم نشدند.
با این حال در مورد بررسی رشد جریان راست افراطی در اروپا چند نکته ضروری به نظر میرسد. نخست اینکه این جریان در چه سطح و مقیاسی مورد ارزیابی قرار میگیرد ، در واقع اینکه آیا منظور احزاب سیاسی راست افراطی است یا گروه ها و سازمانهای زیرزمینی و یا حتی اشخاصی که گرایشات نئونازیسم را ترویج میدهند ،در هر یک ممکن است ویژگی ها بکلی متفاوت باشد. از سوی دیگر نیز خصوصیات این جریان در هر کشور اروپایی قابل تعمیم به دیگر کشورها نیست ، با توجه به تجارب تاریخی منحصربفرد و حضور جمعیت متفاوتی از اقلیت ها و مهاجران ممکن است این احزاب ماهیت گوناگونی داشته باشند، برای مثال در شرق و مرکز اروپا کمتر ویژگی اسلام ستیزی در آنها به چشم میخورد در حالیکه در غرب اینگونه نیست. همچنین میزان ضدیت با اتحادیه اروپا و ناتو در همه این احزاب یکسان نیست، برخی خواستار خروج کامل از آن هستند بر بعضی دیگر به اصلاح ساختار و کسب استقلال بیشتر از بروکسل اعتقاد دارند.
از سویی باید در نظر داشت شکست یا پیروزی در یک انتخابات به معنای تمام شدن ماجرا برای این جریان نیست ، در مطبوعات و رسانه ها عموما اخبار مرتبط با راست افراطی با عناوینی تند منتشر میشوند برای مثال عدم کسب رتبه نخست یک حزب راست افراطی در یک انتخابات ممکن است به معنای شکست کامل و توقف آن تلقی شود و یا برعکس موفقیت یک حزب به مثابه نابودی لیبرال دمکراسی و بازگشت نازیسم و فاشیسم در نظر گرفته شود. در حالیکه باید در بررسی روند رشد این احزاب بازه های دراز مدت را مدنظر قرار داد و از طرفی هم توجه داشت جایگاه اپوزسیون در نظام سیاسی کشورهای اروپایی بسیار ارزشمند است امری که امروزه عموما به دست جریان راست افراطی افتاده است. برای مثال پس از پیروزی امانوئل مکرون در اردیبهشت گذشته روزنامه های تهران از عناوینی چون شکست پوپولیسم و مانند آن استفاده کردند ، این در حالی بود که میزان آرای این حزب از دور پیشین تا این دور با دو برابر افزایش از 17 درصد به 34 درصد رشد را نشان میداند .
دیگر اینکه باید در درون جریان راست افراطی میان احزاب پوپولیست قدرتمند مانند جبهه ملی در فرانسه یا حزب آلترناتیو برای آلمان با گروه ها و احزاب نئونازی که معمولا هم توفیق سیاسی ندارند تمایز قائل شده و همه را به یک چشم نبینیم. در حالی که احزاب پوپولیست با تاکید بر مخالفت علیه مهاجت و نفی چندفرهنگ گرایی بر دغدغه های هویتی و فرهنگی تکیه میکنند توانسته اند آرای قابل توجهی را در هر کشور به خود اختصاص دهند اما جناح نئونازی و تندروی این جریان با تاکید بر آرمانهای نئوفاشیستی و نژادپرستی سنتی نتوانسته عملا حمایتی را از ان خود کند ، برای نمونه در آلمان حزب آلترناتیو برای آلمان AFD  نمونه حزب راست افراطی از نوع پوپولیست و ضد مهاجر قلمداد میشود که توانسته به عنوان سومین نیروی بزرگ سیاسی به پارلمان این کشور هم راه پیدا کند و در مقابل آن حزب ناسیونال دمکرات آلمان NPD که آن هم یک حزب دیگر راست افراطی قلمداد میشود با تکیه بر ارزش های نئونازیستی و نژادپرستانه حتی از کسب حداقل آرا برای ورود به پارلمان هم بازمانده و عملا توفیقی پیدا نکرده است.
رشد احزاب راست افراطی امروز برخلاف آنچه که تصور میشود نه به معنای بازگشت فاشیسم و نه تکرار تاریخ است، بلکه این واکنش طبیعی از سوی خیل عظیمی از مردم اروپا است که معتقدند نخبگان حاکم آنها را فراموش کرده اند و احساس سرخوردگی میکنند ، این افراد نگران از حضور روزافزون پناهجویان و مهاجران خارجی خود را بازنده روند جهانی شدن میدانند که برای آنها چیزی جز کاهش دستمزدها و از بین رفتن هویت به ارمغان نیاورده است. احزاب راست افراطی به شکلی هوشمندانه این پیام را از توده های ناراضی گرفته و آن را سرلوحه برنامه های خود قرار میدهند.
مخالفت با چندفرهنگ گرایی و ورود مهاجران و ضدیت با ساختارهایی مانند اتحلدیه اروپا که با تکیه بر ارزش های لیبرالیسم مرزها را ازبین برده و هویت اروپایی را مورد تهدید قرار داده اند از ویژگی های بارز آنهاست که به زعم آنها مظهر فساد ، بوروکراسی و دیکتاتوری است. از سویی ابزار های اینترنت از شبکه های اجتماعی گرفته تا ابزار های پیام رسان و حتی ربات های مجازی که اخبار جعلی و ناشی از نفرت در مورد پناهجویان و مهاجران منتشر میکنند همگی به نفع پیشبرد این جریان هستند.
هم اکنون با رشد بیش از پیش جریان راست افراطی اروپا نقش مرزها و اهمیت آنها در حال بازگشت است، مرز که نماد تمایز و هویت ها تلقی میشود بار دیگر پر رنگ شده و جهانی شدن در معرض تهدید قرار گرفته است. در سالی که گذشت شرایط سیاسی اروپا نشان از رشد جریان راست افراطی داشتند. جریانی که تا چند دهه پیش تنها یک  جریان حاشیه ای محسوب میشدند هم اکنون بیش از هر زمان دیگری به جایگاه اجرایی نزدیک هستند.

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل