شما اینجا هستید: Homeیادداشت سرعت تغییراتِ محمد بن سلمان

سرعت تغییراتِ محمد بن سلمان

دکتر محمد منصور نژاد

واقعیت این است که اگر بخواهند مدال «تغییرات سریع» در سطح نه تنها داخل کشور، بلکه در منطقه خاورمیانه را در ظرف یکی دو سال اخیر به کسی بدهند، این مدال را باید به «محمد بن سلمان»، از عربستان داد که یک تنه در سیاست داخلی و سیاست خارجی تغییرات بزرگی را در زمان کوتاه رقم زد. و اما اینکه سرنوشت این باصطلاح اصلاحات به کجا می انجامد سخن دیگری است. مایلم چند نکته پیرامون این اقدامات بگویم:
1)    برخی فکر می کنند این اقدامات دفعی و کاملا نسنجیده است. اما اگر با «سند چشم انداز 2030 عربستان» که اتفاقا چند سال پیش بدست محمدبن سلمان رونمایی گردید، آشنا باشند، می دانند که تطورات داخلی به صورت گسترده در این سند پیش بینی شده بود و بخش هایی از تغییرات کنونی، متناسب با سند چشم انداز، سیاستها و استراتژی مرتبط با آن پیش می رود.
2)    به نظرم بیش از آنکه اصلاحات در عربستان عجیب باشد، نکته شگفت انگیز آن است که چگونه این کشور بدون اصلاحات در جریان «بهار عربی» در سالهای اخیر که بسیاری از کشورها در آن داستان دچار مشکلات جدی شدند، جان سالم بدر برد. به عبارت دیگر اصلاحات در این کشور از نیاز های ضروری و جدی بود. اما در سفر حج، در بررسی ها بدین جا رسیدم که دولت وهابی از پول نفت مردم را تا حدودی راضی نگه می دارد و از وضعیت خوب بورسیه های تحصیلی عربستانی ها در قاره اروپا و آمریکا نیز کم وبیش مطلع بودم. این اقدامات تا کنون مردم را ساکت نگه داشت، اما شرایط جهانی تغییر نموده و تحولات و آزادی های اجتماعی و فرهنگی که هم اکنون در این کشور تجربه شد، اقدامات حداقلی است (که در ایران پیش از انقلاب نیز این آزادی ها تا حد خوبی وجود داشت) و باید منتظر ماند تا ببینیم عربستان برای آزادی های سیاسی و مشارکت جدی مردمی، چه برنامه ای را در دستور کاردارد.
3)    سکوت اغلب «علمای وهابی» در مقابل اصلاحاتی که برخی از اساس با یافته ها و بافته های آنان ناسازگار بود (به ویژه تحولاتی که به بانوان باز می گشت) حاوی این پیام مهم بود که اگر علمای اسلامی سرنوشتشان را به حکومت گره بزنند و از آنها ارتزاق نمایند، لاجرم مجبورند یا سیاست های حکام را مشروعیت بخشند و یا در مقابل برنامه هایی که حتی مشروع نمی بینند، سکوت پیشه سازند و در نتیجه حوزه ها چندان مستقل نخواهند بود.
4)    تجربه تاریخی نشان داد که حرکت های افراطی پایدار نمی ماند و برعکس به اقدامات تفریطی منتج می گردد تا در دراز مدت در صورت مهیا بودن شرایط به اعتدال گرایش یابد (و ممکن هم هست به حد میانه نرسد). سلفی گری، وهابی گری و اندیشه های متحجرانه آنان در عصر ارتباطات و جهانی شدن، معلوم بود که ماندگار نیست و عربستان تشنه تحول بود که از قضا، تفریطی در آمد. اما برای ارزیابی اینکه این سیاستها به کجا می انجامد، اکنون داوری زود هنگام است و نیاز به زمان بیشتری است.
5)    اصلاحات محمد بن سلمان از جنس اصلاحات از بالاست که گرچه اصلاحات از سوی دولت در اقسام گوناگونش، نمونه هایی هم در سطح جهان و نیز آسیای جنوب شرقی و... دارد (مثلا در کره شمالی یک مدل و در کره جنوبی مدل دیگر)، اما اینکه به شیوه عربستان بتوان با تکیه و اعتماد به سرمایه و پمپاژ پول هم به اصلاحات جدی رسید، جای تامل فراوان دارد.  
6)    سیاست خارجی عربستان پیش از انقلاب ایران بر مبنای «سیاست دوستونی» نیکسون و بر مبنای تقسیم کاری با ایران مبتنی بود. اما با به هم ریختن آن نظم و تاسیس حکومت جمهوری اسلامی ایران، عربستان تلاشهای منفعلانه ای (از تاسیس شورای همکاری خلیج فارس نزدیک به چهر دهه پیش تا ....) برای رقابت با سیاست های ایران در منطقه، انجام داد. ارزیابی کارگزاران عربستان  به ویژه سالهای اخیر  از موقعیت منطقه و توفیقات ایران، بسیار منفی است و از این رو حاضر شده است برخی از خط قرمزهای اعراب در حدود هفت دهه را (به رسمیت شناختن اسراییل و گام برای اتحاد با رژيم صهیونیستی) زیر پا گذاشته و فعالانه و حتی شتابزده، غرب و کشورهای منطقه را با اتکا به سیاست های غیر قابل پیش بینی ترامپ، علیه ایران بسیج نماید. اقداماتی که می رود تا صف بندی و جبهه¬گیری جدیدی را پس از جنگ سرد، دست کم بر فضای خاور میانه حاکم سازد.
7)    نکات قابل توجه برای ما در اقدامات عربستانی ها فراوانند که به اشاره می توان گفت که اولا: ایده های اصلاحی ضرب العجلی ایران نیاز ندارد و اصلاحات ایرانی در تاریخ معاصر کشور آرام آرام پیش می رود و تنها کمی به سرعت بیشتر نیاز دارد؛
ثانیا: استقلال حوزه های شیعی از دولت از افتخارت تشیع بود، که لازم است محفوظ بماند؛
 ثالثا: اقدامات افراطی و یا اظهار نظرهای نسنجیده در سطح منطقه و یا درباره آن حتما باید کنترل شده و کشور نیازی به مواضع شتابزده و متفرق در  باره جهان و مسایل غرب آسیا ندارد؛
 رابعا: ایران از مدل اصلاحی تنها از بالا گذر نموده و نیاز به مدل اصلاحی است که «سنتزی» از اصلاح بالا و پایین باشد (که البته اتفاق نظر درباره کم و کیف چنین مدلی امر سهلی نیست) و....

 

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل