شما اینجا هستید: Homeیادداشتآمریکا و معمای سوریه

آمریکا و معمای سوریه

رامتین رضایی عضو هیئت تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل

حملات موشکی و هوایی ائتلاف آمریکا؛ بریتانیا و فرانسه به مراکز نظامی و تحقیقاتی سوریه پس از حمله شیمیایی به شهر دوما در حومه دمشق؛ گرچه به لحاظ رسانه ای و تاثیرات بین المللی آن بسیار پر سر و صدا بود؛ اما بار دیگر معمای جنگ داخلی سوریه و کلاف سردرگم آن را به عنوان بزرگترین و خونین ترین جنگ داخلی قرن بیست و یکم یادآوری نموده و این سوال مهم را مطرح نمود که: چرا امریکا و غرب به رغم مخالفت جدی با حکومت بشار اسد و حمايت نسبی از برخی گروه های اپوزوسیون؛ تحریم های اقتصادی و اوضاع به شدت متشنج این کشور؛ اما از انجام یک عملیات نظامی گسترده و مداوم با هدف تغییر نظام سیاسی آن پرهیز می نمایند؟ حملات اخیر نیز هر چند که از حجم و شدت بیشتری نسبت به جملات سال گذشته برخوردار بود؛ اما اما نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا از تداوم آن خودداری نمودند.
این در حالیست که در جنگ داخلی لیبی نیروهای غربی بلافاصله و باهدف سرنگونی رژیم قذافی که در سال های پایان حکومت خود روابط حسنه اي با آمریکا و اروپا برقرار کرده بود دست به اقدام نظامی و حملات هوایی گسترده ای زدند. در سال 2003 نیز آمریکا و متحدین تردید و تعلل چندانی جهت تغییر نظام سیاسی در عراق از طریق عملیات نظامی گسترده به خود راه ندادند. بنابراین به راستی سوریه و جنگ داخلی آن چه معمای پیچیده و غیر قابل حلی را در خود پنهان دارد که آمریکا و غرب را از درگیر شدن جدی در آن بر حذر داشته است؟
به منظور پی بردن به این معما باید به برخی واقعیات عرصه بین المللی  و منطقه ای توجه داشت. افکارعمومی در آمریکا و دیگر کشورهای غربی پس ازجنگ عراق و نیز بحران اقتصادی سال2008 به شدت با حضور کشورشان در هر گونه جنگ یا عمليات نظامی مخالفت می کنند. رفتار احتیاط آمیز و عملیات نظامی محدود آمریکا در لیبی موید این مخالفت و بعضا انزجار افکار عمومی غرب از درگیر شدن در یک جبهه جدید است. مخالفت جدی مجلس عوام بریتانیا با عملیات نظامی این کشور در سوریه در سال 2012 نیز نمایان گر رشد روحیه جنگ ستیزی در این کشور بود.
اما متغییر دیگر به کنشگران داخلی سوریه باز می گردد. نیروهای مخالف حکومت اسد موسوم به معارضه عملکرد ضعیفی به لحاظ انسجام و همبستگی داشته و عملا خود تبدیل گروه های درگیر با یکدیگر شدند. معارضین سوری خصوصا ارتش آزاد و دولت انتقالی به دلیل عملکرد ضعیف خود نتوانستند اعتبار و اعتماد چندانی نزد آمریکا و غرب کسب نمایند. بخش قابل توجهی از گروه های معارض سوری از اسلام گرایان اخواني؛ جهادی و حتی تکفیری تشکیل شده اند. بنابراین در صورت تغییر رژیم در سوریه و تسلط این گروه ها بر قدرت و منابع و تسلیحات نظامی؛ احتمالا تهدیدی جدید و جدی برای اسرائیل و دیگر متحدین آمریکا ظهور خواهد نمود.
در نهایت باید گفت که دکترين جدید آمریکا بر خروج از خاورمیانه و عزیمت به آسیا-پاسیفیک استوار است. به همین دلیل حتی الامکان از گرفتار شدن در خاورمیانه پر خطر دوری می کند. اما عکس این موضوع برای بریتانیا و فرانسه صادق است. این دو قدرت به شدت به دنبال گسترش نفوذ و به عبارت بهتر احیای نفوذ و شکوه گذشته خود در اقتصاد و سياست خاورمیانه هستند. به همین دلیل در همراهی با امریکا در حمله هوایی و موشکی به سوریه لحظه ای تردید ننموده و حتی قدم پیش نهادند.
بنا به دلایل یاد شده به نظر می رسد که عملیات نظامی و تغییر نظام سیاسی سوریه نه تنها ریسک زیادی  برای امريکا در بر دارد بلکه چندان هم اولویت و اهميت حیاتی ندارد. البته نباید از متغیرهای جانبی دیگر مانند حمایت های سیاسی و نظامی روسیه؛ ایران و چین از سوریه غافل شد. چرا که نقش قابل توجهی در حفظ نظام سیاسی سوریه و ممانعت از حمله نظامی آمریکا ایفا نموده اند.
با این وجود و با در نظر گرفتن تمامی واقعیت های یاد شده؛ حملات هوایی و موشکی به سوریه اقتضائات و دلایلی را در پس پرده خود داشت. نخست اینکه در دکترین سیاسی و نظامی آمریکا مقابله با استفاده؛ توسعه و تکثیر تسلیحات شیمیایی در کنار اصلی به نام مداخله بشر دوستانه از مهمترین مسئولیت های ایالات متحده و روسای جمهور آن خصوصا جهت دفاع از متحدین و مقابله با دشمنان بالقوه و بالفعل است. قرابت زمانی وقوع دو حادثه یعنی مسمومیت سرگئی اسکيرپال مامور سابق سازمان امنیت روسیه در انگلستان به وسیله یک سم شیمیایی و سپس به استفاده از سلاح شیمیایی در شهر دوما از یک سو و تقویت و استقرار مواضع ایران و روسیه خصوصا از بعد نظامی در سوریه؛ در مجموع به عوامل و انگیزه هایی بدل شدند که آمریکا را به یک واکنش محدود وادارد. چرا که در غیر این صورت می توانست اعتبار سیاسی و نظامی آمریکا نزد متحدین خود را شدیدا کاهش دهد. از مهمترین انتقادات ترامپ و نو محافظه کاران به دولت اوباما؛ بی عملی وی در مقابل ایران و نفوذ این کشور در منطقه خصوصا سوریه و عراق بود. در پایان باید گفت: بدون تردید موقعیت داخلی فعلی ترامپ و مخالفت ها با وی نیز از دیگر انگیزه های دست زدن به این عملیات نظامی با هدف بهبود موقعیت خود در افکار عمومی آمریکا به شمار می رود.

 

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل