شما اینجا هستید: Homeتحلیلسند همکاری ایران و چین:انگیزه ها و پیامدها(بخش اول)

سند همکاری ایران و چین:انگیزه ها و پیامدها(بخش اول)

دکتر مهدی نوربخش ؛ استاد  تجارت و روابط خارجی دانشگاه هریسبرگ پنسیلوانیا

تدوین:زهرا شریف زاده

"مدل اقتصادی چین مدلی نیست که برای ایران بشود آن را کپی کرد و دنبال نمود"

 درهفتاد و چهارمین نشست تلگرامی گروه مطالعات روابط بین الملل دکتر مهدی نوربخش  در پاسخ به این سوال که جایگاه حقوقی این سند کجاست؟ فرمودند در ایران نمی شود روی جایگاه حقوقی یک تفاهم نامه فکر کرد خصوصا بخاطر اینکه این تفاهم نامه بین ایران و چین امضاء شده یه به هر شکلی مورد توافق قرار گرفته است.این پروژه بخشی از حاکمیت است که بیشتر از اینکه یک قرارداد اقتصادی باشد یک قرارداد سیاسی است و از این زوایه نمی شود به آن نگاه حقوقی کرد.به این تعبیر که اگر در یک پروسه ای  در مجلس مورد اقبال مجلس قرار بگیرد و تأیید شود و به صورت مصوبه در بیاید از این شکل و زاویه نمی شود به آن نگاه کرد.

در مورد پیامدهای این سند اینکه چرا یا این سند مخالفت می شود،گفتند: اصولا وقتی شما به خاورمیانه بر می گردید و به پروژه های چینی نگاه می کنید فرقی که کشورها در این تفاهم نامه با بقیه دارند این است که کشورهای منطقه با یک اهرم قدرت وارد توافق با چین شده اند به این تعبیر که چین درون آن کشورها سرمایه گذاری نمی کند .بلکه آن کشورها پرويه به چین می دهند و این پروژه ها عملی می شود کیفیت،زمان و هزینه ی  این پروژه ها را می توانند کنترل کنند .زیرا آنها دعوت می کنند از یک کمپانی چینی که شرکت کند و شروع و اتمام رساندن آن پروژه را مشخص می کنند.

اما ایران با هیچ کمپانی چینی وارد مراوده نشده است و ایران با دولت چین این تفاهم نامه را امضاء کرده است و این بدین معنی است که دولت چین تصمیم می گیرد که کدام کمپانی خودش را برای کدام پروژه بفرستد.کیفیت،زمان و هزینه  که تعیین می شود تقریبا از دست ما خارج است.

حال اینکه چرا عده ای با این سند مخالف هستند ؟دکتر نوربخش چنین فرمودند که بخش اعظم از اقتصاد چین رقابتی در سطح دنیا نیست.کشورها در دنیای آزاد جهانی شده امروز سراغ کمپانی های مختلف می روند و از یک کشوری یک کمپانی را انتخاب می کنند ،سابقه ی آن کمپانی را مطالعه می کنند  و اینکه کیفیت کار آن کمپانی چقدر است، می دانند کار آن کمپانی چقدر رقابتی است. یک قرارداد با آن می بندند و قرارداد را به مزایده می گذارند .در حقیقت با شرکت هایی  که همان کیفیت را دارند یا همان مهارت را دارند ویا همان استاندارد کار و کیفیت را دارند.وبعد به یک جمع بندی می رسند که کار را به کدام کمپانی بدهند.اما ایران با چین اینکار را نمی کند زیرا ما با دولت چین معاهده را می بندیم و حق انتخاب نداریم که کدام کمپانی چینی این کار را انجام بدهد و بر سر هزینه ها و کیفیت و زمان آن هم نمی توانیم دخالت چندانی داشته باشیم.کشور چین می خواهد تا 600 میلیارد دلار  در ایران در بخش های عظیم و مختلف  سرمایه گذاری در کند.وقتی در دنیای بیرون وقتی به چین نگاه می کنیم واین کشور را می بینیم اقتصادی که به هر بار پویا شده است .و در ایران بین گروه های فرهیخته بحث بر سر این است که اقتصاد پرتوان چین در رقابت با امریکا می تواند جای امریکا را در کل دنیا بگیرد .

بحث مطروحه دیگر در خصوص این تفاهم نامه گردش سیاسی به سمت شرق است و اینکه چرا مدل اقتصاد چینی با توجه به اینکه چین یک کشور پیشرفته است برای کشور ما نمی تواند یک مدل باشد.در ابتدا اینکه مدل اقتصاد چینی چه هست و از کجا این مدل اقتصادی شروع شده است.توضیحاتی را ارائه می دهم.می دانید که چین از سال 1978 یک پروسه ی جدید را در اقتصاد خودشان شروع کردند و در این پروسه تکیه بر صنایع سنگین،صادرات محصولات خودشان و سرمایه گذاری خارجی است .اکنون آنچه در درون چین می بینیم همین سه مورد است.از سال 1978 کاری که دولت چین کرد چیزی معادل 800 (250 میلیون نفر زیر خط فقر بودند و 550 میلیون نفر در فقر نسبی بسر می بردند)میلیون انسانی را که در  یا تولید ناخالص چین حدود 9درصد رسیده بوده است اما این در حال افول است وبیشترین تکیه این اقتصاد پویا روی سرمایه گذاری وصادرات بوده است.برای رشد اقتصادی از 1978 کارهایی که چین انجام داده است به شرح زیر می باشد.

 

  •   300 میلیون حاشیه نشین شهری را از روستاها و نقاط مختلف چین به شهر آوردند و شهر نشین کردند ودر سال 1978 معادل 9/17 درصد جمعیت چین شهر نشین بوده واین رقم در 2009 به 6/46 درصد رسیده واین رقم حتی بیشتر است و ارقام ذکر شده تا 2015 می باشد.
  • در چین حدود 120 شهر بزرگ که جمعیت آنها بیش از یک میلیون نفر است به چشم می خورد ونشان می دهد که چینی ها برای اینکه بتوانند به این رشد اقتصادی برسند کوشش کردند بر تعداد شهر نشینان خودشان اضافه کنند.

  • تقریبا مالکیت خصوصی را در بخش کشاورزی به یک شکل آرام آرام اعمال کردند.مالکیت خصوصی نه به این تعبیر اینکه یک کشاورز به عنوان مثال می تواند یک تکه زمین داشته باشد بلکه یک گروهی دور هم این مالکیت را پیدا می کنند و تقسیم ثروت به آن شکل صورت می گیرد.

  • در این سال ها تقسیم قدرت صورت گرفت و پایان دادن به مرکز گرایی در چین صورت گرف چیزی که زدتر از سال 1978 در آنجا بسیار به وفور می توان دید.

  • بعد از 1978 سرمایه گذاری خارجی شدت گرفت و چین کوشش نمود بخاطر بازار بزرگی که دارد و در بخشی که توانسته بود صنایع سنگین خودش را هدایت کند و توسعه دهد وارد فاز سرمایه گذاری خارجی شود.

اما به غیر از موارد ذکر شده عوامل اجتماعی و فرهنگی مختلفی نیز رشد اقتصادی را برای چین مقدور ساخت وبسیار مهم است که به آن توجه شود.

  • اولین جزء فرهنگی کشور چین فلسفه کنفوسیوس است در این فلسفه به یک Social Harmony ،به یک توازن،هماهنگی،همسازی اجتماعی تأکید می شود .چیزی که در تفکر کنفوسیوس به Natural order در حقیقت شکل توازن قدرت طبیعی تکیه می شود .در این شکل آرمان کنفوسیوس  به Loyality (وفاداری) بیشتر تکیه می شود.در این نوع تفکر بر ارزش کار بسیار و بر Meritocracyتکیه می شود .همه موارد ذگر شده اجزای تفکر یا فلسفه ی کنفوسیوسی است.

  • دومین موردی که در فرهنگ چین دیده می شود فرهنگ فرمان برداری چین است.فرمان برداری به این تعبیر که در فرهنگ چین فاصله گیری از قدرت یک امر کاملا جا افتاده است و به آن  Power Distance Culture  می گویند.در فرهنگی که  برای جایگاه قدرت مشروعیت قائل هستند .یعنی اگر یک کارفرمایی در یک کارخانه ای اعمال قدرت می کند آن کسی که در این کارخانه  کار می کند حق آن کار فرما می داند که به آن شکل اعمال قدرت کند.همیشه یک فاصله ای بین کارگر و کارفرما حفظ می شود.

  • سمین موردی که در درون فرهنگ چین دیده می شود یک بوروکراسی حزبی بسیار کارآمد است که در طول سال های گذشته از فساد پاکسازی شده است و یکی از ملزومات این کار بود که انجام دادند.

  • چهارمین مورد این است که چینی ها بر خلاف کشورهای غربی در مصرف کردن صرفه جویی می کنند.چیزی معادل 40 درصد در آمد سالانه به طور متوسط خانواده چینی ذخیره می کند.این ذخیره 40 درصد ذخیره ای برای دولت چین است که بتواند روی آن پروژه های اقتصادی خودش را عملی کند.

  • پنجمین مورد برنامه ریزی تدریجی درون چین است.بعنوان مثال با شیوه ی آزمون وخطا مناطقی که به آب نزدیک بودند اقتصاد در آنجا زودتر شروع شده اما یک پروژه اقتصاد در صد جا تکرار نشده است بله با شیوه آزمون وخطا پیش رفتند که یک پروژه ی اجتماعی در کجا جواب می دهد و می توانند آن پروژه را تکرا کنند یا نکنند.

  • ششمین چیزی که در درون چین دیده می شود پرهیز مطلق از ایدئولوژی است.درست است که یک کشور کمونیستی است .اما وقتی که به اقتصاد این کشور می رسید کاملا در وابستگی به ایدئولوژی پرهیز می کنند اما دولت در سرمایه گذاری و نظم کلان اقتصادی از بالا دخیل است و کوشش می کند از پایی بسیج نماید.

اقتصاد فعلی چین سخت وابسته به صادرات و سرمایه گذاری خارجی و تکنولوژی غربی است .اما مشکلات اقتصاد چین چیست؟وچرا چین نمی تواند  آن برآیند و تولید ناخالص تا 9 درصد را داشته باشد که در سال آینده حدس این است که چهار وزیر برسد.

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل

       شماره مجوز ۷۹۸۱۰

از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

مجله ایرانی روابط بین الملل

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله ایرانی روابط بین الملل است.
باز نشر مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

کانال مجله ایرانی روابط بین الملل

کانال مطالعات روابط بین الملل